اگر تو باز نگردی/ شعر

اگر تو باز نگردی/ شعر

نویسنده : sadat_hosseini

اگر تو باز نگردی

قناریان قفس، قاریان غمگین را

که آب خواهد داد، که دانه خواهد داد

اگر تو باز نگردی

نهال‌های جوان اسیر گلدان را

کدام دست نوازشگر آب خواهد داد

اگر تو باز نگردی

امید آمدنت را به گور خواهم برد

وکس نمی‌داند که در فراق تو دیگر

چگونه خواهم زیست

چگونه خواهم مرد ...

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
انشالله که برمیگردن ، شعر زیبایی بود :)
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٤/٢٦
١
٠
ممنونم از کلیکتون . موفق باشین .
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
خیلی عالی
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
مرسی ممنون .
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
:)
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٤/٢٦
١
٠
با اینکه من تا حالا معنی اینجور علامت هارو نفهمیدم ولی ممنون از حضورتون .
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٢٦
١
٠
خوندنش خیلی حس خوبی داشت، آفرین. اینم لبخنده‎:)‎
h_komailinezhad
h_komailinezhad
٩٤/٠٤/٢٦
١
٠
شعر زیباییست خیلی خوب
n_rohani
n_rohani
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
چگونه خواهم مرد دستتون درد نکنه
میرزا
میرزا
٩٤/٠٤/٢٦
١
٠
سلام؛ هم عیدتون مبارک و هم اولین مطلبتون براتون با برکت! فعالیت خوبی در جمع جیمیان با مرام داشته باشید! :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٤/٢٧
١
٠
سلام: قشنگ بود. پاینده باشید. عیدتان مبارک باد.
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/٢٧
١
٠
جملاتم هر روز کوتاه تر می شوند هر روز چند کلمه کمتر چند سکوت بیشتر می ترسم روزی برسد که برای بیان دلتنگی هایم به نقطه ای اکتفا کنم
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٣
١
٠
عالی ...:)
H_AKBARI
H_AKBARI
٩٤/٠٥/٠٧
٠
٠
عجب شعری زیبایی ممنون عالیییی بود.}}
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨