همدردی؟! تو خودت هم دردی
مخصوص افرادی که فکر می کنند در صدایشان استامینفون کدئین وجود دارد!

همدردی؟! تو خودت هم دردی

نویسنده : یونس طاهریان

برخی  فکر می‌کنند که صدای‌شان کدئین دارد! البته انصافا مال بعضی‌ها دارد. بگذریم؛ بله داشتم می‌گفتم بعضی گمان می‌کنند که خیلی راحت می‌توانند یک فرد اندوهیگن را خوشحال و با استفاده از حس جادویی که در لحن صدای خود دارند کاری کرده تا او از غم خود برای همیشه رها شود! این افراد خود را اوستاد همدردی می‌دانند. همدردی چیست!؟ همدردی به زبان ساده یعنی این‌که بخواهیم فردی که دچار مشکل و یا حادثه‌ای شده است را با سخنان زیبای خود آرام و خود را در غم او شریک بدانیم! اما باید دانست که همدردی کردن یک هنر و یا بهتر است بگویم یک نوع داروست، یعنی باید طرز بهره گرفتن از آن را بلد باشیم تا بتوانیم از آن استفاده و برای دوستان‌مان تجویز کنیم. اجازه دهید موضوع را با ذکر یک مثال توضیح بدهم.

فرض کنید، آقایی یک روز گرم آفتابی با موهای ژولیده، دستانی کثیف، صورت و بدن عرق کرده، جسمی خسته و قطعا در پی آن با اعصابی بسیار داغان وارد خانه می‌شود. وقتی همسرش او را در چنین وضعی می‌بیند بدون شک خواهد پرسید؟ «چی شده!؟»

حال تصور کنید که مرد می‌گوید «ماشینم خراب و تا الان درگیر تعمیر کردن آن در این هوای گرم بودم.» این‌جاست که خانم مهربان سعی می‌کند با جمله‌های زیر همسر نازنینش را آرام کند. به جمله‌های که آن خانم برای آرام کردن شوهرش استفاده می‌کند دقت کنید و آنان را به حافظه بسپارید.

- وا! همچی اعصابت خورد بود که گفتم چی شده حالا! بیخیال بابا اتفاقی نیوفتاده که!

- عیبی نداره که! ماشین همه خراب می‌شه!

- حالا خدا رو شکرکن خودت خوبی! خوب بود الان بیمارستان بودی؟ همین که جونت سالمه کافیه!

- ول کن بابا! خوب بود دست نداشتی!

- حالا یه روز این اتفاق افتاده! هر روز که خراب نمی‌شه!

- و...

حال موقعیت زیر را نیز تصور کنید.

مرد وارد خانه می‌شود و زن کفگیر به دست، با موهای ژولیده و صورتی بر افروخته،  قبل از هر اقدام همسرش فریاد زنان می‌گوید: «من دیگه تحملم تموم شده! این بچه‌ات پدر منو در آورده! این‌جا دیگه یا جای منه یا این!»

خب حالا مرد دقیقا با همان سبک به اصطلاح آرام کننده مثال قبلی سعی می‌کند همسرش را را آرام و تسلی خاطر بدهد.

- وا! همچی اعصابت خورد بود که گفتم چی شده حالا! بیخیال بابا اتفاقی نیوفتاده که!

- عیبی نداره که! تموم بچه‌ها اذیت می‌کنن!

- حالا خدا رو شکرکن! خوب بود الان بیمارستان بودی؟ همین که جونت سالمه کافیه!

- ول کن بابا! خوب بود دست نداشتی!

- حالا یه روزه! هر روز که انقد اذیتت نمی‌کنه!

- و...

خب؟! به این‌که بعد از این جملات استخوان‌های مرد از چند زاویه ترک عمیق بر می‌دارد کاری نداریم اما باید فهمیده باشید جملاتی که این زن و مرد برای آرام کردن هم استفاده می‌کنند تا چه اندازه باعث عصبانیت طرف مقابل‌شان شده بود.

 

حالا باید چکار کرد؟ (نویسنده جدی می‌شود)

ما زمانی می‌توانیم همدردی کنیم که بتوانیم شرایطی را فراهم کرده تا فرد را در یک فضای سالم و غیر داورانه قرار دهیم تا او بتواند احساسات و افکارش را که برایش اهمیت دارد، ابراز کند. همدلي علاوه بر تقویت ارتباط بين فردي، موجب رهايي از تنهايي شده و به كاهش بيماري‌هاي روان تني و افسردگي نیز کمک می‌کند. اما در این بین موانعی برای برقراری مهارت همدردی وجود دارد.

در هنگامی که سعی می‌کنید با فردی همدردی کنید به هیچ عنوان از برچسب زدن، قضاوت و پيش داوري، درشت نمايي استفاده نکنید. همچنین در آن لحظات سعی نکنید طرف مقابل را با موعظه و نصيحت یاری کنید زیرا قطعا نتیجه معکوس خواهد داد. یکی دیگر از اشتباهات رایج سرزنش کردن است که این می‌تواند شخصیت شما را نزد آن فرد منفور کند حتی اگر یکی از اعضای نزدیک و یا دوست صمیمی شما باشد.

برای  همدردی درست با دیگران باید دو تا کار انجام دهید.

گام اول: به طرف مقابل بفهمانید که احساسش را درک می‌کنید.

گام دوم: با او همراهی کنید. 

و این دوتا اگر با هم همراه نباشند به مفت خدا هم نمی‌ارزند.

* مثلا در دو مثال بالا. مرد خسته آمده و به زن گفته که چه شده...

زن: الهی... توی این گرما نمیشه راه رفت، چقدر اذیت شدی که مجبور شدی ماشین رو هم تعمیر کنی (این گام اول می‌شود و بعد زن ادامه می‌دهد) ولی بگردم شوهرم رو که از ده تا مکانیک هم وارد تره و یه تنه از پس ماشین بر اومده (این هم می‌شود همراهی)

* برویم به سراغ مثال دوم. زن از دست بچه عصبانی است و به داد و بی داد این موضوع را به شوهرش گفته

مرد: این فرشته خانم کوچولو وقتی میافته روی دنده لج جون یک لشکر آدم رو به لب می‌رسونه. (گام اول) بیا خانم جونم شما یه کم استراحت کن و به من بگو از کارای خونه کدوماش مونده تا استادشون کنم! (گام دوم)

جهت تمرين بيشتر به اين مهارت مي‌توانيد، خود را در موقعيت‌هايي احساس كنيد كه احساس تنهايي و شکست مي‌كنيد. تمايل داريد اطرافيان چه اقدامي انجام دهند؟ چه كلماتي را به زبان بياورند؟ موقعيت را بنويسيد و سپس آنچه را فكر مي‌كنيد ثبت كنيد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
kiyan_t
kiyan_t
٩٤/٠٤/٢١
٢
١٠
مطلبتون ایراد های زیادی داشت از شما انتظار نداشتم مطلبی به این بدی بنویسید ممنمون
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٢١
١
٠
خدایی فقط مثالش رو نادیده بگیریم مطلب خوبی بود مخصوصا بخش آخرش:/ اگه یه مثال هم از همدردی افتضاح آقایون میزدن که دیگه معرکه میشد، چطور به این نتیجه رسیدین ؟
خاصـ استم
خاصـ استم
٩٤/٠٤/٢١
٥
٠
شما در 10 روز چه شناختی پیدا کردین؟؟؟؟
یونس طاهریان
یونس طاهریان
٩٤/٠٤/٢١
٤
٠
وا خدا!! نویسنده گرامی من فک میکنم تعداد منفی هایی که ب نظر شما دادن بیانگر همه چیز باشع ای کاش دوتا از ایرادات مطلب رو می گفتید ورودتونم به جیم خوشامد میگم
n_dahji
n_dahji
٩٤/٠٤/٢١
٣
٠
همدردی خیلی خوبه /ولی حیف من که هر وقت با دوستم حرف میزنم مشورت میکنم فقط یه عالمه نصیحت میکنه /میگه فراموشش کن/لیاقت نداره/تو ازش سری /خیلی مزخرفای دیگه/نمیدونه من میخوامش /عاشقشم/وقتی ازش بد میگه ناراحت میشم/اشکم در میاد/دیگه باهاش درد دل نمی کنم .
یونس طاهریان
یونس طاهریان
٩٤/٠٤/٢١
٢
٠
بدترین ادما کسایی هستن ک میگن فراموشش کن!! کلا گند میزنن ب همدردی کردن!
z_taherian
z_taherian
٩٤/٠٤/٢١
٢
٠
خیلی مطلب خوبی بود مخصوصا مثال های همدردیش موفق باشی
یونس طاهریان
یونس طاهریان
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
سپاس از شما
ستایش
ستایش
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
مفید و کاربردی //ممنون
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٢١
٢
١
به شدت با متن نوشته شده مخالفم. همچین یه طرفه قضاوت کردین، شما فکر کنید آقایون هم خیلی از جاها حرف هایی میزنن که صد برابر بیشتر کفر آدم رو در میاره، مثال : همسر دوست آقا توی مهمونی که فرد مقابل گرفته تشریف میاره منزل آدم و بعد یه عالمه زحمت و خستگی یه عالمه عیب و ایراد میگیره و چرند میگه و وقتی به همسرت میگی در جواب میگه: عزیزم این حرفا همش خاله زنک بازیه و ... مثالتون اصلا خوب نبود و خیلی با زبون طنز خانوم ها رو کوبیدین.
یونس طاهریان
یونس طاهریان
٩٤/٠٤/٢١
٠
٣
سلام اصلا قصد کوبیدن خانم هارو نداشتم کلا خواستم بگم بلد نیستید همدردی نکنید
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
خب اونو میگفتید یا یه مثال هم از آقایون میزدین ، اصل مطلب عالی بود ، راه حل هاتون عالی بود ، ولی اولش واقعا ناراحت کننده :)
محمد جاویدی
محمد جاویدی
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
عجب جناب روانشناس ممنون از اظهار نظر های. کاربردی تون
یونس طاهریان
یونس طاهریان
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
درس پس میدیم استاد
kiyan_t
kiyan_t
٩٤/٠٤/٢٢
١
٠
البته وطلب های قبلی تون رو که خوندم واقعا پی بردم شما نویسنده به دنیا امدید
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
:)))))))) من اصلا همدردی بلد نیستم...لازمه بیشتر منو راهنمایی کنین....مهم نیست طرف ماشینش پودر شده باشه یا با همسرش دعوا گرفته باشه یا پولی چیزی گم کرده باشه من در همه موارد میگم : دیـــوّانه ایـــا ...غصه غصه واسه این چیزام غصه...بیخیال باش بابا (^_^)
یونس طاهریان
یونس طاهریان
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
من دیگه حرفی ندارم!
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
خیلی هم خوب :) ولی تمرین بسیار می طلبه ها خخخ
یونس طاهریان
یونس طاهریان
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
قبوله قبول! اولش واقعا سخته
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/٢٢
١
١
بیشتر جنبه شعارگونه دارد مطلب شما
n_dahji
n_dahji
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
ماه رمضونی /دلت میاد داری هندونه میخوری / ما اینجا چشم بکشیم ودلمون بخواد با دهن روزه؟؟؟ ها ؟ها؟
یونس طاهریان
یونس طاهریان
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
شما بذار مطلبو بعد ماه رمضون بخون
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
زیاده؛ منم حال ندارم.. در یه جمله اگه میشه خلاصه بگید فحوای کلام رو//
یونس طاهریان
یونس طاهریان
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
بلد نیستی حرف بزنی سکوت کن! همین به قول خوتون فحوای کلام
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣