یک عدد آدم معمولی

یک عدد آدم معمولی

نویسنده : n_gharib

من معمولی هستم و معمولی بودن هم خسته کننده است. من هیچ وقت نتوانستم یک نویسنده شوم. نویسندگی سخت است. من هیچ وقت حرف متفاوت نزدم، نگاه متفاوت نداشتم، معمولی بودم و هستم.

راستش من دلم می‌خواهد زود بزرگ شوم تا بتوانم تنها باشم، تنها بودن خوب است چون آدم‌های معمولی تنها نیستند. من دلم می‌خواهد با دریا ازدواج کنم، چون دریا مغرور، وسیع، زیبا، خطرناک و قوی است. شاید من بخواهم با دریا ازدواج کنم کسی مانند دریا، آن وقت دیگر معمولی نیستم.

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٤/٠٤/٢٧
٠
٠
نقیه ؟ :)) درود بر شما. معمولی ها خاص ترین هستند
هاچ
هاچ
٩٤/٠٤/٢٧
٠
٠
همین که می خوای با دریا ازدواج کنی یک نگاه متفاوته ;)
هاچ
هاچ
٩٤/٠٤/٢٧
٠
٠
( با دریا ازدواج کنم کسی مانند دریا، ) توی خط آخر که اینو نوشتی باید یک "یا" قبل از کسی داشته باشه دیگه نه؟
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٤/٢٧
٠
٠
یه جایی تو کافه پیانو مرده به دخترش میگه : گل گیسو هیچ وقت تو زندگی ات متوسط نباش ، متوسط بودن حال به هم زنه. این متن منو یاد اون دیالوگ انداخت...
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٢٧
٠
٠
دقیقا نسرین! منم عینا یاد همون افتادم‎;)‎
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/٢٨
٠
٠
ساده بودن ساده نیست
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٤/٢٨
٠
٠
شما که مرغ تخم طلا دارین بابا خوش به حالتون
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات