قانون نسبيت؛ نسبيت قانون!

قانون نسبيت؛ نسبيت قانون!

نویسنده : زهرا‌ آقايي

ناخن‌هايم براي اولين بار در تمام عمرشان، يك دست و يك اندازه بلند شده‌اند و فقط جان مي‌دهند براي لاك زدن! هر 627 باري را كه در روز جلوي آينه اتاقم مي‌روم(!)، ناخن‌هايم و لاك‌‌ها به هم چشمك مي‌زنند، نگاه‌هاي معني‌دار مي‌كنند، دور از چشم من به هم شماره مي‌دهند، عاشق هم مي‌شوند، بچه‌دار هم مي‌شوند؛ البته بعضي‌هايشان ادامه تحصيل مي‌دهند و براي تز دكتري شب بي‌خوابي مي‌كشند و از بي‌خوابي مي‌آيند مثل من هذيان مي‌نويسند!

مي‌نويسند كه ناخن‌هايشان يك دست و يك اندازه بلند شده است و جان مي‌دهند يا جان مي‌گيرند براي لاك زدن. اما نمي‌دانم چرا هر وقت انسان لاك مي‌زند، سريع اذان مي‌دهند و بايد برود لاك‌هايش را پاك كند كه نماز بخواند اما وقتي روزه است سريع اذان نمي‌دهند و بايد بنشيند و جان بدهد تا اذان بدهند. بعد مي‌خواهد يك فكر بكر كند؛ كه لاك بزند بلكه زودتر اذان بدهند، اما قانون «نسبيت زمان»، هميشه خلاف خواست شما و در راستاي سرويس كردن دهان، گوش، حلق، بيني و ساير اعضاي شما كار مي‌كند! چون هر وقت انتظار چيزي را مي‌كشيد زمان دير مي‌گذرد و هر وقت كه عجله داريد، زمان زود مي‌گذرد. (و همه در برابر اين قانون يكسان هستند و قانون با كسي شوخي ندارد و اگر وكيل كاركشته هم بگيريد، نمي‌توانيد اين قانون را دور بزنيد!)

براي همين بعد از اين‌كه زمان لاك‌پشت‌وار به افطار نزديك مي‌شود و من با ناخن‌هاي لاك زده افطار مي‌كنم، دوباره احساس مي‌كنم كه چقدر زود وقت نماز خواندن شد و بايد لاك‌هايم را پاك كنم! و اين از ماده‌هاي قانون نسبيت زمان بود كه انشتين آن را كشف و وضع كرد. درست است كه خودش روزه نمي‌گرفت و لاك هم نمي‌زد اما «دو دقیقه دستانش را روي بخاري مي‌گرفت و دو ساعت ديگر هم كنار يك زن زيبا مي‌نشست! كه از نظر او اولي دو ساعت طول مي‌كشيد و دومي دو دقيقه!» * و اين‌گونه بود كه انشتين قانون نسبيت زمان را كشف و وضع و اصلاح و غيره كرد و بزرگترين فيزيكدان قرن شد! باشد كه شما نيز از اتفاقات مشابه درس بگيريد و فكر نكنيد كه بنده از سر بي‌خوابي هذيان نوشته‌ام. خير، خواستم غير مستقيم نصيحت‌تان كنم كه ديد انشتيني و نيوتوني و ابوعلي سينايي و زهرايي داشته باشيد! بعدش هم برويد پي كارتان چون مي‌خواهم افطار لاك بخورم، به ناخن‌هايم نماز بزنم و بخوابم!

==========

* اين جمله از انشتين است: «اگر دو دقيقه دستانتان را روي بخاري بگيريد، براي‌تان دو ساعت مي‌گذرد و اگر دو ساعت كنار يك زن زيبا بنشينيد براي‌تان دو دقيقه مي‌گذرد و اين يعني نسبيت!»

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٤/٢٥
٣
٣
اصلاحيه: جمله‌ي داخل گيومه در متن صحيحش اين است: «دو دقيقه دستانش را روي بخاري مي‌گرفت و دو ساعت ديگر هم كنار يك زن زيبا مي‌نشست! كه از نظر او اولي دو ساعت طول مي‌كشيد و دومي دو دقيقه!»
shabnam_r
shabnam_r
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٠
جمله انیشتین تاحالا نشنیده بودم ممنون:)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٤/٣٠
٠
٠
خواهش:)
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٤/٢٥
٤
٠
:) ! ما فقط می تونیم دو دقيقه دستانمان را روي بخاري بگيريم ولی چون نمی توانیم دو ساعت کنار یک زن زیبا بنشینیم پس نتیجه می گیریم نسبیت برای افراد مجرد معنی ندارد :)
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٠
این طور هم می توان نتیجه گیری کرد
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٤/٣٠
٠
٠
سلام برادر بهمني. اين مثال نسبيته. قانون نسبيت كه نيست. نسبيت يعني همين كه گاهي زمان براتون زود ميگذره گاهي دير. همين! البته ايشالا ازدواج كنيد همين هم براتون معني دار بشه:)))
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٤/٢٥
٤
٠
اگه هوا سرد باشه و زن زیبا اخلاق نداشته باشه، دو ساعت نگه داشتن دست روی بخاری دو دقیقه می گذره و دو دقیقه نشستن کنار زن زیبا، دو ساعت! باحال بود. ممنون :)
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٠
موافقم
زهرا آقایی
زهرا آقایی
٩٤/٠٤/٢٥
١
٢
خواهش میکنم فرانک جون باحالی از خودته:) در مثال جای مناقشه نیست منظور اینه واسه هرکی وقتی بهش خوش میگذره زمانم واسش زود میگدره و وقتی بد میگذره زمان هم ایضا. قانون نسبیت میگه زمان در واقع فقط تو ذهن ما وجود داره آن هم به خاطر توالی اتفاقات... و اصلا زمان وجود نداره. دوس داشتی بیشتر آزمایشات رو واستون توضیح میدم. البته بهتره خودت سرچ کنی. انشتین با این نظریه اش ب اثبات وحدت وجود میرسه:) موفق باشی عزیزم
naser_j
naser_j
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
احسنت شما دهن ماه رمضونی نظریات انیشتن رو زیر سوال و علامت تعجب و ویرگول می برین بعد افطار چه ها بکنید؟
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
زهرا جان من هم می خواستم بگم هیچ چیزی صرفا خوب یا بد نیست!! انیشتین استاد فیزیک بود و همه می دونیم، ولی برای بیان نظریاتش باید با چندتا آدم معمولی مشورت می کرد! :))) نظریه ی ایشون رو هم قبول دارم. تا حالا شده حتی ازش استفاده کردم. مثلا وقتی که انتظار اتوبوس رو کشیدم و بعد برای اینکه زودتر بیاد گفتم بیخیالش اصلا پیاده میرم یا با تاکسی یا یه خط دیگه و دقیقا همون لحظه ای که میخوام اقدام کنم اتوبوس اومده!! اینم شاید میشه همین که زمان وجود نداره... / از آقای ناصر هم عذر میخوام. انیشتین دانشمند فیزیک بود ولی دانشمند ادبیات و فلسفه نبود متاسفانه...
naser_j
naser_j
٩٤/٠٤/٢٧
٠
٠
سلام منم نگفتم دانشمند ادبیات بوده!!! فقط گفتم چون ادم رمانتیکی نبوده احتمالا تحملش کار سختی بوده :)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٤/٣٠
٠
٠
سلام عزيزم مجدد. عيدت مبارك. متاسفانه نداره كه گلم... هيچ يك از ما نمي تونيم تو تمام زمينه ها دانشمند باشيم:)) اما هركسي مي تونه فلسفه‌ي مخصوص به خودشو داشته باشه. چون خدا ما رو اينجور آفريده. وحدت در عقايد هم مرگ تفكره... ايني كه ميفرمايي هيچ چيز مطلق خوب نيست يا بد اين خودش يعني نسبيت ديگه جان دل...:)) در مورد نسبيت زمان در قرآن "ليلة القدر خير من الف شهر" آمده و در نهج البلاغه اگر اشتباه نكنم خطبه‌ي 129 امام علي در مورد نبود زمان و مكان صحبت كردند... عيدت پساپس مبارك. نماز روزه هات قبول بانو...
n_rohani
n_rohani
٩٤/٠٤/٢٥
١
١
خیلی هم خوب بود ممنون از شما
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٢٥
٥
١
نوشته ی جالبی بود، طنز قشنگی داشت، فقط یه سوال شما 627 بار جلو آیینه چطور میری؟ اینجوری که کل روز کم میاد. سوال بعدی اینکه جلو آیینه چه خبره مگه همش اونجایی؟ :)))
میرزا
میرزا
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٠
کامنتی که نوشتم، شامل شما نمیشه خانم مشقتی، می دونم که شما انقدر باشخصیت و فهیم هستید که اصل ماجرا رو دریافت می کنید و نظرتون رو بیان می کنید. نظرات سازندۀ شما همیشه خوب بوده و من این رو از ابتدا شاهد بودم.
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٤/٣٠
٠
٠
عزيزم شما كه دختري شما ديگه چرا اين سوال و ميپرسي؟؟؟!!!!!!!!‌ بعدشم پيامبر روزي 40 بار موهاشو شونه مي كرده خوب ما هم ميريم از همين كارا كنيم ديگه...:))
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٤/٢٥
٥
١
مطلبتون جالبه.ولی فکر کنم آیینه خیلی کم میاره شما 627 بار میری جلو ش .
قاصدک-1
قاصدک-1
٩٤/٠٤/٢٥
٢
٠
این جمله انیشتین برام خیلی جالب بود. ما که این متن جالب و قشنگ رو قبلا خونده بودیم و خیلی هم خوشمون اومد همانا ؛ )
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٤/٣٠
٠
٠
ما هم خوشمان آمد كه شما خوشتان آمد همانا...
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٠
این مثال انیشتین رو قبلا شنیده بودم، خیلی ملموسه‎;)‎ متن هم روون و صمیمی بود و حس همذات پنداری مونو قلقلک داد!
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٤/٣٠
٠
٠
ممنون مشكات عزيز. اسمت رو خيليييي دوست دارم. "مشكااااات" احسنت به اين سليقه...
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٠
جمله انیشتین حداقل برای من صدق نمی کند و فعلا بی معناست
زهرا آقایی
زهرا آقایی
٩٤/٠٤/٢٥
١
١٣
لابد باید انشتین رو بفرستیم پیش شما یه دوره بیان درس یاد بگیرند! البته تقصیری هم ندارین اگه در مورد نسبیت زمان مطالعه داشتید دیدتون فراتر از این بود که در مثال مناقشه کنید و از درک اصل ماجرا عاجز باشید. خدا کنه هیچوقت دچار احساس همه چیز فهمی کاذب نشیم!!!!!!
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٠
من قانون نسبیت را می شناسم و به نظرم حرفم مناقشه در مثال نبود.
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٠
انیشتین هم مانند هر انسانی عاری از اشتباه و خطا نیست.حرف من هم توهین به انیشتین نبود.من دچار توهم همه چیز فهمی نیستم و هیچ وقت ادعا نکردم و نخواهم کرد عالمم.ای کاش یاد بگیریم با دیگران توهین آمیز صحبت نکنیم
یکی
یکی
٩٤/٠٤/٢٥
٢
٣
این شمایی که فکر می کنی همه چیز رو بلدی وعقل کلی خانم
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/٢٥
٢
٠
شما دچار سو برداشت شدید.در هر حال عذر تقصیر.شاید بیان من نقص داشته
زهرا آقایی
زهرا آقایی
٩٤/٠٤/٢٥
٣
٤
200تا دیسلایک دیگه هم بدید چیزی عوض نمیشه. البته دیسلایک رو برای افرادی اختراع کردند که توانایی پاسخگویی و صحبت ندارند!!!!
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/٢٥
١
٠
من عذرخواهی کردم ولی قبول کنید لحن شما تند بود
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٢٥
٢
٠
زهرا جان ، آقای جلال گفتن که فعلا این مورد که کنار یه خانوم برای مدت دو ساعت بشینن و براشون دو دقیقه بگذره در موردشون صدق نمیکنه ، بد برداشت کردی خانومی :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٤/٢٥
١
٣
آره واقعن...میبینی تورو خدا این قانون نسبیت با ما چه میکنه :( شیک نوشتی عزیز جان...دمت گرم...قلمت مستدآم...اوقاتت همیشه به شادی (^_^)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٣
این یک دست رشد نکردن ناخن ها پس همه گیره...فکر میکردم این مشکل فقط برا منه...ناخن های منم معمولا بیشتر از سالی یه بار هم اندازه رشد نمیکنن :(
میرزا
میرزا
٩٤/٠٤/٢٥
٥
٠
سلام؛ این یادداشت به مراتب عالی نگاشته شده. من بالشخصه لذت بردم و نکته ای هم به چشمم نیومد که خدمتتون بگم و فقط میگم دست مریزاد که باز ثابت کردید در خلق چنین آثاری موفقید. اما لازم می دونم نکته ای رو خدمت شما بگم، چون همیشه پا به پای مطالبتون اومدم جلو و بودم. من دو طرف ماجرا رو میگم. یک نویسنده میاد و افکار و عقایدش رو در قالب یک متن زیبا، تحویل مخاطب میده و مخاطب گاها، بعضی مواقع، خیلی کم، به جای برداشت اصل مطلب و بحث پیرامون همین مقولۀ مطرح شده، به حاشیه ها می پردازه. بخوام در این متن مثال بزنم، مثلا حرف و ایدۀ مطرح شده در متن رو رها می کنه و می پردازه به اینکه مثلا چرا شما 627 بار میری جلو آینه! این یک طرف ماجرا، از طرفی خواهرم! برادرانه و عاجزانه ازتون درخواست دارم که سعه صدر داشته باشید. مخاطب، اون چیزی که برای خودش پیش اومده رو بیان می کنه و تک تک این لغاتی که در قالب کامنت بیان میشه، نشون دهندۀ خیلی چیزهاست. درخواست می کنم که با صبوری و در نهایت احترام با مخاطباتون برخورد داشته باشید. می دونید؟ بنا رو بر این بذارید که یک نفر، متن زیبای شما رو می خونه و دست به کیبورد میشه و برای متنتون کامنت میذاره، شما برای این زحمتی که کشیده، هر چند اندک، یک مقداری مراعاتش رو بکنید و بعضا مدارا کنید. همینطور که بارها از شما خوندم که به تعداد انسانهاي موجود، فلسفه ي وجود هست و ایضا تفکر جداگانه و مختلف. جسارت منو ببخشید و این رو اصلا نصیحت برداشت نکنید. فقط یک درخواست برادرانه قلمداد کنید :)
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
لطف دارین جناب میرزا ، مشکلی نیست :)
زهرا آقایی
زهرا آقایی
٩٤/٠٤/٢٦
٢
٠
جناب آقای میرزا سلام و عرض ادب و احترام... من بافرمایش شما موافقم و انسانهایی که با کوچکترین نظر مخالفی عصبانی میشن از نظر من انسانهای حقیری هستند. اگر یک نظر مخالف مثل فرانک جون نوشته بشه بنده دستشون رو هم میبوسم و در کمال کوچکتری منظورم رو توضیح میدم. حتی به کامنت اونایی ک به 627 بار هم اشاره کرده بودند خندیدم چون به هرحال متن طنزه و انتظار کامنتهای اینچنینی هست. حتی من با کامنت آقای بهمنی هم مشکلی ندارم چون واضحه لحنشون شوخیه. ضمنا بنده در مورد اخلاق رفتار انشتین ننوشتم که عاری از خطا باشه. در مورد نظریشون نوشتم... و اگه کسی جدی مخالفه با این قانون جهان پذیر بیاد دلائل فیزیک بیاره اما این فیزیکه فلسفه نیست. ولی گاهی اگه آدم اگه در مقابل اشتباه برخی برخورد نکنه پول خونشو داده و حتی بهش ظلم کرده وگرنه شما که همیشه پاسخ بنده رو ب مخالفین دیدید...
میرزا
میرزا
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
بله متوجه منظور شدم. بله فیزیکه، منتها تاکید من روی تفکرات مختلف بود. بماند که در جواب فرانک خانم فرمودید: «انشتین با این نظریه اش به اثبات وحدت وجود میرسه» هنر شما و سواد شما برای من اثبات شده‌اس. سلامت باشید و قلم فرسایی کنید! :)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٤/٣٠
٠
٠
سلام جناب ميرزا. عذر زياد مي خوام بابت تاخير در پاسخم. يه كامنت پائين كامنت شما درج شده كه اون موقع براي شما نوشتمك اما چون با گوشي نوشتم اينطور شده. هرچند قصدم ادامه‌ي بحث نيست. اما اينكه آأم از يه قانون رياضي يا فيزيك براي اثبات فلسفش استفاده كنه ماهيت اون قانون فيزيكي كه فلسفي نميشه. مثل تئوري "بي نهايت بودن ذرات دكتر حسابي" كه ايشون از طريق فيزيك و ماده وحدت وجود رو ثابت مي كنه. با استفاده از آزمايش روي قطعات طلا:))) من هميشه شرمنده‌ي محبت هاي شما هستم استاد. ولي خودم نه با سواد مي دونم نه هنرمند كه تا آخر عمر دانشجو و هنرجو مي دونم. عيدتون با تاخير مبارك...
زهرا آقایی
زهرا آقایی
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
برادر عزیز من هم اگر بخواهم هم میتونم فرت و فرت ب خودم و نظرات موافق لایک و دیسلایک بدم اما وقتی میبینم ی کامنت انقد لایک و نظراتی مثل کامنت اصلاحیه خودم دیسلایک میخوره این یعنی بچه بازی و مخالفت رو هوا!!! من هم با عرض پوزش تمایل ندارم چنین افرادی که با هر نوشته ای منسوب ب زهرا آقایی مخالفند، وقت برای متون بنده بذارند. ای قضیه فقط مربوط ب این نوشتار نیست. کامنتهای نوشته عرش لرزه رو میتونید دوباره ملاحظه کنید متوجه منظور بنده میشید. به دیسلایکای کامنت خانم دنیادیده هم توجه کنید ک اصلا بحث مباحث اعتقادی نیست مخالفت با دوستانه منه حتا! اینا یعنی چی برادر عزیز؟؟!!
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
سلام...هروقت...پشت چراغ قرمز ...گیر می کنم...ی دقیقه...میشه...یکساعت شایدم بیشتر...هروقت که پشت اینترنت میشینم...گذشت زمان به هیچ وجه دیده نمیشه..،فکر کنم...دلیلش...ترسه...ترس من از...نرسیدن...فکر آدم که مشوش میشه...زمان براش...معنا دار میشه...چون زمان معنا دار میشه...حس می کنه.،.یا زود می گذره یا دیر...معمولا...من وقتیکه اذان می گن..،استرس دار میشم...شاید اغلب یک ربع قبل ازجذان که متوجه زمان می شم...اون احساس اضطراب منو کادو پیچ می کنه،،،طوری که لذت سوی نماز رفتنم رو ازم می گیره...کافی فقط فکر کنی که دیر شده.،،شاید...یک زمان که دیر کردم .،،به سرویس مدرسه نرسیدمو...،مادرم کلی دعوام کرد.،.که از کجا بیارم پول کرایه تاکسی کنم برات.،،برا همین ترس...برا همین تأخیر،،،همیشه سره قرارهام نیم ساعت زود میرم.،،.کافیه...بدونیکه امتحان داری ...خواب چیره میشه...تو آشمات.،،به هر حال.،،.زیبا موندن...خیلی سخته..،نمی دونم...چی نوشتم خودمم...یکی بیاد منو نقد کنه...
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
:))) آقای ردپای قلم خیلی هم عالی مثال زدین.
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٤/٣٠
٠
٠
من متوجه شدم:9 ممنون آقاي رد پا...
na3er
na3er
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
به شخصه به این قانون نسبیت زمان که گفتی:هر وقت انتظار چيزي را مي‌كشيد زمان دير مي‌گذرد و هر وقت كه عجله داريد، زمان زود مي‌گذرد. .. اعتقاد دارم بدجووور البته از این قانون ها زیاد داریم که اینجا وقتی برای بیانشون نیست چون خیلی تند تند ثانیه ها دارن میگذرن و من داره دیرم میشه...
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٤/٣٠
٠
٠
بله دقيقا فهواي كلام همين بود. ممنونم آقا ناصر...دنيا كلا بر پايه نسبيته. چه زمان چه مكان و چه خيلي چيزهاي ديگه...
قاصدک-1
قاصدک-1
٩٤/٠٤/٢٦
٢
٠
زهرای عزیزم متاسفانه خیلی از انتقادها به دلیل غرض ورزی و نوع بیان غیر دوستانه، بیشتر از اینکه سازنده باشه اثر مخرب داره، و این برخورد دید و ذهنیت آدمو نسبت به انتقادها، منفی میکنه. آقای میرزا هم منتقد هستن و چقدر محترمانه و سازنده اول با بیان جنبه های مثبت کار و بعد با دید منطقی به وجهای مختلف معنایی متن تشویق و در آخر محترمانه، دوستانه و سازنده نقد خودشونو بیان میکنن. جا داره از آقای میرزا بابت فعالیت سازنده شون در دنیای "صرفا مجازی جیم" تشکر کنم. زهرای عزیزم قلمت مانا و مستدام، نوع نوشته های تو برای منه مخاطب دلنشین و دوست داشتنیه..............
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٤/٣٠
٠
٠
ممنونم قاصدك عزيزم:)
naser_j
naser_j
٩٤/٠٤/٢٦
١
٠
هیچکی مث من نمی تونه در رابطه با نسبیت زمان توضیح بده با کل وجودم به علاوه لباسای تنم درک میکنم این قضیه رو وقتی باید از 6 صبح تا 2 بعد از ظهر پادگان باشی انگاری یه ساله اما چشتون روز بد نبینه از 2 بعد از ظهر تا شیش صبح مثل میگ میگ میگزره الهی سرباز شین تا بفهمین چی میگم احتمالا انیشتین هم تو سربازی فهمیده این قضیه رو وگرنه کدوم زن زیبایی دو ساعت انیشتین و با اون اخلاق ماستش تحمل میکرد والا دوتا شعر که بلد نبو همش فرمول و فیزیک و متا فیزیک و ....
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٤/٣٠
٠
٠
سلام جناب سروان. تق! (اين اداي احترام نظامي بود) بابت تاخيرم پوزش مي طلبم. مرخصي بخير:)) عيدتون هم پس از سالها مبارك:) ممنون كه با تمام لباسهاتون و جورابهاتون و كفشهاتون درك مي كنيد. والله من كه سربازي رو دوست دارم. آدم مرد ميشه... واقعا اگه پسر بودم با جون و. دل مي رفتم سربازي. از تن پروري خيلي بهتره:)) موفق و مويد باشيد:)
naser_j
naser_j
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
از نو(در جواب احترام نظامی به معنی راحت باش یا همون برگشت به حالت اولیه )+(آیکون خجالت کُش شدن)
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
دانشمند ادبیات!!!!!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٤/٢٧
٠
٠
سلام: خیلی خوب بود. مسرور باشید. عیدتان فرخنده باد
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٤/٣٠
٠
٠
سلام با عرض پوزش از تاخيرم. عيد شما هم مبارك استاد گرانقدر ممنون از لطفتون
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٤/٢٧
٠
٠
واقعا منم نمی دونم چرا وقتی دوست داری زمان زود بگذره ، دیر می گذره . وقتی دوست داری زمان کند بگذره ، زمان انگار مثل جت فانتوم می گذره. بعضی وقتام هست دوست داری ، زمان متوقف بشه . وای این یکی جزء آرزوهای منه. مرسی عزیزم :)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٤/٣٠
٠
٠
خواهش عزيزم:)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٤/٣٠
٠
٠
ممنونم دنيا ديده جون. تو هميشه به من لطف داري. مهربانيت مستدام:))
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣