«دوستت دارم» که الکی نیست

«دوستت دارم» که الکی نیست

نویسنده : وبگردی

مدت‌هاست به این موضوع فکر می‌کنم که چرا اینقدر ساده و راحت می‌گوییم دوستت دارم... انگار که گفته باشیم فردا می‌بینمت یا عجب هوای دل انگیزی یا حتی از این هم ساده‌تر، اتوبوس رسید!

به این فکر می‌کنم که از بین تمام دوستت دارم‌هایی که گفتم و تمام دوستت دارم‌هایی که شنیدم، چندتایش واقعا باید به زبان می‌آمدند و چندتا صرفا غلیان احساساتی بودند که در قالب چندین حرف، تبدیل شده بودند به این جمله لعنتی... که دوستت دارم لعنتی!

به رابطه‌هایم فکر می‌کنم؛ به عاشقانه‌هایش. چند بار به اشتباه گفتم دوستت دارم؟ چند بار دوستت دارم برایم شد عادت که فرضا در پایان مکالمه‌های تلفنی یا دیدارهای روزانه گفتم دوستت دارم بی آن که واقعا در آن لحظه حس کرده باشم دوستش دارم. به روزهای سیزده-چهارده سالگی‌ام فکر می‌کنم و آن سیم کارت نهصد و سی و شش ایرانسل. به تابستانی که مامان در آشپزخانه برای مامان بزرگ چای میریخت و من آرام، در اتاق به صدای پسرکی گوش میدادم که نه اسمش را میدانستم و نه حتی چهره اش را دیده بودم و نمیدانستم از زیر آسمان کدام شهر، آنطور قاطع و شیدا وار به گوشم میخواند که دوستت دارم...

اولین "دوستت دارم" همان بود که نباید به زبان می‌آورد و نباید می‌شنیدم و نباید دست هایم می لرزید و نباید قلبم به تپش می افتاد و نباید گونه هایم سرخ میشد و نباید میگفتم که آه... من هم دوستت دارم. کاش کسی یادم داده بود که دوستت دارم حرمت دارد و لازمه اش شناخت است که اگر پسری از ناکجا آباد، بی آنکه حتی نامت را بداند یا خطوط چهره ات را بشناسد یا با ظرافت های رفتاریت آشنا باشد، گفت "دوستت دارم"، دلت نلرزد و لایق بهترین ها ندانی اش که باید سرش فریاد بکشی و گناهکار خطابش کنی؛ چرا که تقدس دوستت دارم را زیر سوال برده.

 هیچکس این ها را یادم نداد که خودم یاد گرفتم و گاهی هم از یاد بردم. یاد گرفتم که دوستت دارم تعهد می آورد. دلبستگی می آورد. قلب ها را بهم گره میزند و شاید گره دست ها را محکم تر کند. که مسیر تازه ای باز میکند و تو را میکشاند به دنبال خودش و هیچ تضمینی نیست که انتهایش روشن باشد. یاد گرفتم که دوستت دارم جادو میکند، اگر و فقط اگر در جای خود به زبان بیاید. 

حالا، در این ساعت که هنوز خورشید بالا نیامده روی تخت دراز کشیدم و به تمام دوستت دارم های اشتباهم فکر میکنم و آخ که این ساعت ها، ساعت های خوبی نیستند.

===========

منبع:

http://pink-apple.blog.ir/1394/04/13

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
هر چه که رنگ عادت گرفت و به ابراز بر زبان آمد و بی احساس،بی اعتبار شد
poone_panahi
poone_panahi
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
عالی بود ممنونم
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
واقعا :) چقدر تو زندگی باید دقت کرد
f_etemadi
f_etemadi
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
دوست داشتن واقعا حرمت داره نبايد اونقدري بكار برده بشه كه تكيه كلام ادم بشه! بنظرم دوست داشتن رو حتي در مقابل كسي كه واقعا دوست دارش هستي هم نبايد هر بار به زبان بياري، بايد بذاريش واسه لحظه هاي خاص كه ارزش كلمه حفظ بشه نه اينكه عادي و روز مره ! اگر ميخواي به دفعات تكرارش كني اول بايد سعي كني به دفعات هم لحظات خاص براش بسازي...:)
n_dahji
n_dahji
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
دوستت دارم هامو /فدات شوم هامو/عزیزم هامو/نگه داشتم /باید آدمش پیداشه/که لیاقت خرج کردن اینارو داشته باشه/صبوتر باشیم.
h_komailinezhad
h_komailinezhad
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
دوست داشتن دل می خواد نه دلیل .
مهشاد هاشمی
مهشاد هاشمی
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
ممنون با انتشار مطلبم...بی اندازه ممنون :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
غافلیم ... نمیدونیم تک تک این دوستت دارم هایی که میگیم مثل یک مهر داغ میمونه که رو دل جاش میمونه :(
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤