من اگر عشق فوتبال دارم، عشق توپ و دروازه.
من را از دنیایی که برايم نقاشی شده است. می‌کشد و می برد به آن دنیا.
ولی؛ ولی کسانی  را می‌بینم که نه توپ، نه دروازه، نه زمین، نه پیراهن ؛ فقط پول، پول، پول، پول.
برای پول، پیراهن و باشگاه و اعتبار و همه چیز را فدا می‌کنند و پول را كه گرفتند، توپ را پس می‌زنند از خاطرات‌شان.
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
faryad.taze2
faryad.taze2
٩١/٠٨/٠٢
٣
١
دوست عزیزم بابت این نوشته قشنگت ممنونم. :-))))
m-nik110
m-nik110
٩١/٠٨/٢٦
٠
٠
عالی بود!
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١١/٢٧
٠
٠
هعععععییییی!ممنون بابت مطلبتون:))
blue girl
blue girl
٩٢/٠٥/٠٦
٠
٠
من عشق فوتبال
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠