دکترم تجویز کرده شعر درمانی کنم /شعر

دکترم تجویز کرده شعر درمانی کنم /شعر

نویسنده : Erfan_69

دکترم تجویز کرده شعر درمانی کنم

رو به روی چشم‌های تو غزلخوانی کنم

 شعر فروردینی و اردیبهشتی منع کرد

گفت باید نسخه را پاییز و آبانی کنم

 او خودش تاکیدکرده محضر چشمان تو

دیده را وقت سرودن خیس و بارانی کنم

تا که من بهره برم از گرمی آغوش تو...

برخی از قافیه‌ها را من زمستانی کنم

 گفت باید سرزده راهی شوی در خانه‌ام 

من تو را بی دعوتی دعوت به مهمانی کنم!

یک غزل کافیست آن را سر ببرم بهر تو

من همان یک راس را پای تو قربانی کنم

گفت بایدروبه روی تو بریزد خون او...؟!!

قبله‌ام یعنی شوی تو، نامسلمانی کنم....

 پس بیا ای قبله من تا بخوانم یک دعا

روبه روی چشم‌های تو غزلخوانی كنم...

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h_komailinezhad
h_komailinezhad
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٠
تا به کوی تو ره گذر دارم - کافرم گر ز خود خبر دارم - دل ربودی و قصد جان داری - رسم و آیین تو ز بر دارم . تاج الدین اسماعیل
n_rohani
n_rohani
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٠
چقدر خوب شعر درمانی کنین
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٠
چه دکتر رمانتیکی‎;)‎ قشنگ بود.
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/٢٥
٠
١
نگاهت کافیست تا در هوای آمدنت بمیرم تو همیشه دعوتی راس ساعت دلتنگی
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٤/٢٥
١
٠
بسیار زیبا و قشنگ بود .
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
بیسار عالی و خوش وزن و ریتم ، نامسلمانی نکنید حیفه :)
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٤/٢٧
٠
٠
چ قشنگ اخیییی دوسش داشتم فک کنم دکتره من بودم( الکی مثلا من جواب کنکورم اومده دکتر عشق شدم)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٤/٢٧
٠
٠
سلام: خیلی زیبا بود. درود برشما.عید همایون باد
امید
امید
٩٦/١٠/١٩
٠
٠
"دکترم گفته که باید شعر درمانی کنی " قرص و آمپول را به دور از این تن فانی کنی یک رباعی قبل صبحانه به جای پنتازول یک دوبیتی قبل خواب ، تقریر پنهانی کنی یک قصیده وقت شام و یک غزل وقت ناهار تغذیه با چاشنیه اشعار عرفانی کنی قافیه باید که با وزنت شود هم داستان وزن و شعر و قافیه باید که همخوانی کنی یک مسمط یا مخمس یا که یک ترکیب بند نیک باید در خودت اجرای اعیانی کنی جان ز بند خود رهانی و شوی آزاد مرد بهر آن آزادگی ، ابلیس قربانی کنی (( دکتر حیدریان ))
پربازدیدتریـــن ها
از صدا و سیمای میلی تا بی تفاوتی زنان

من به این سکوت معترضم!

٩٧/٠٢/٢٥
لبخندش... چشمانش...

عشق پشت چراغ قرمز

٩٧/٠٢/٢٦
شعری سروده خودم

تمام خانه‌ای که پریشان گشت

٩٧/٠٢/٢٥
تمامی متن‌های زیر شایعه هستند و قطعا واقعی نیستند! (خیابانی_طور!)

شایعات الشایدات!

٩٧/٠٢/٢٦
شعری سروده خودم

انقلاب سفید

٩٧/٠٢/٣٠
نامه ام را به دستش برسانید

راستی خدا...

٩٧/٠٢/٣١
به نام...

آب در کوزه و ما تشنه لبان

٩٧/٠٢/٢٧
راهنمای دستیابی به فیلم های خوب

چطور فیلم خوب ببینیم؟

٩٧/٠٢/٢٧
یاد تو را بسیار کنم

سه سخن رمضانه

٩٧/٠٢/٢٩
خودمان هم به خودمان رحم نمی کنیم

غصه ای که قصه شده است

٩٧/٠٢/٢٦
این بزرگترین آرزویم بود

سرعت ثانیه های زندگی

٩٧/٠٢/٢٥
شعری سروده خودم

خورشید هشتم

٩٧/٠٢/٣٠
گاهی دلتنگ می شوی

تنهایی آنقدرها هم بد نیست

٩٧/٠٢/٢٧
اقیانوس آرام

سال هاست…

٩٧/٠٢/٢٦
شعری سروده خودم

خیال بودنت

٩٧/٠٢/٣٠
انشای یک دانش آموز دبستانی درباره ازدواج

غلط کردی!

٩٧/٠٢/٣١
حکایت تلگرام و سروش

نامادری!

٩٧/٠٢/٣٠
این بیماری لاعلاج

یخچال گردی چیست؟

٩٧/٠٢/٣٠
لحظه ای را از دست ندهید

مسابقه بزرگ

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

بیا آقاجان

٩٧/٠٢/٣٠