محکوم به سنگدلی!

محکوم به سنگدلی!

نویسنده : m-roohangiz

سنگ نه به خاطر سياهي دلش، نه به خاطر سختي وجودش، نه به خاطر خلقتش، كه به خاطر سختي‌هايي كه تحمل كرده قسمتش در عالم، سنگ بودن است. يكي تمام توانش به نازكي و ظرافت گل شدن است، يكي هم خودش را آماده مي‌كند تا مثل سنگ، سفت و سخت، بزرگ شود و آن وقت او را به سنگدلي و سياه دلي متهم مي‌كنند. كسي به اين فكر نمي‌كند او به خاطر تحمل بالايش در مقابل سختي‌هاي روزگار سنگ شده است.

 

او آن‌قدر غصه‌ها و قصه‌هاي دوران‌ها را شنيده و دم نزده تا پخته شده است، آن‌قدر در مقابل حرف‌هاي رهگذران سكوت كرده و براي‌شان گوش شنوا شده تا حكيم و بزرگ شده، زيرا سكوت، دري از درهاي حكمت است.

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
t.m
t.m
٩١/١١/٣٠
١
٠
مرسی...
sahar.s
sahar.s
٩١/١١/٣٠
٠
٠
مممممم :| ! چندم چندم؟
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١١/٣٠
٠
٠
دوم!!!!!!!!!!!!
m-nik110
m-nik110
٩١/١١/٣٠
١
٠
الان ادمین با کمربندش میاد!!!!!!!!!
sahar.s
sahar.s
٩١/١١/٣٠
١
٠
صحیح فرمودید!
s.a
s.a
٩١/١١/٣٠
١
٠
:|
maryam
maryam
٩١/١١/٣٠
١
٠
|:
A_lemna
A_lemna
٩١/١١/٣٠
٠
٠
اول:)
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١١/٣٠
٠
٠
نه جانم نیتتو خالص کن!
A_lemna
A_lemna
٩١/١١/٣٠
٠
٠
به من چه این مس مس میکنه :) من اول بودم /حالا بعد چند نفر
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١١/٣٠
٢
٠
...........چی بگم!سکوت دری از درهای رحمت خداوند است!
A_lemna
A_lemna
٩١/١١/٣٠
٠
٠
چون سکوت کردی واست لایک زدم خوشحال بشی:))
D_masoud74
D_masoud74
٩١/١١/٣٠
٠
٠
حا والا.....
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١٢/٠١
٠
٠
چه ترسناکی شما!
maryam
maryam
٩١/١١/٣٠
١
٠
خيلي زيبا بود سپاس
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١١/٣٠
١
٠
زیبا بود!موتوشکرم
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١١/٣٠
٢
١
خیلی قشنگ مرسی
علیرضا
علیرضا
٩١/١١/٣٠
١
٠
زیبا و قابل تامل بود... ممنون.
m-nik110
m-nik110
٩١/١١/٣٠
١
٠
هیییییییییی!سخن دل گفتی!!!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١١/٣٠
١
٠
زیبا بود!موتوشکرم
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/٣٠
١
٠
سکووووووت...... :|
maryam
maryam
٩١/١١/٣٠
١
٠
پخخخخخخخخخخ
l3igl3oy
l3igl3oy
٩١/١٢/٠١
٠
٠
سلام زیبا بود مرسی
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١٢/٠١
٠
٠
اتفاقا سنگ بودن چیز خوبیه.......وجود انسان باید سنگ باشه ولی دل نرم.....مخصوصا تو زمانه حالا باید محکم باشیم.........
پربازدیدتریـــن ها
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
دیوان خنده های تو

بفهم

٩٦/٠٥/٢١
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
کاش کسی شاملو و فروغ را صدا بزند

در نبودنت

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

یک مرد به جا مانده ای از عاشورا

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

می نویسم از تو

٩٦/٠٥/٢٢
شیرینی اش را نفهمیدم

اولین حقوق کاری

٩٦/٠٥/٢٢
این روزها همه چیز به تو مربوط است

نامه هایی به همسرم / نامه چهارم

٩٦/٠٥/٢٣
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
تو مکمل منی

بوسه های نگفته

٩٦/٠٥/٢٣
مردم این چیزها را باور نمی کنند!

موی سفید

٩٦/٠٥/٢١
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
عمریست برایت می نویسم

گمنام خاص

٩٦/٠٥/٢٣
فنجان چای

ایهام

٩٦/٠٥/٢٨
از آرزوهای خوب

کمی وقت شناسی

٩٦/٠٥/٢١
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
شعری سروده خودم

موج خروشان قلم

٩٦/٠٥/٢١
تبلیغات