زجه‌های ویرانه من

زجه‌های ویرانه من

نویسنده : z_taherian

قدم‌هایم را آرامتر بر روی سنگ فرش‌های خیابان می‌گذارم، باز هم آرامتر...

این‌جا منزلگه آدمیانیست که در غبار روز مرگی‌شان به آرامش رسیده‌اند . آدمیانی که  خواب آلودگی‌های‌شان را پشت فنجان‌های قهوه‌شان قایم می‌کنند. آدم‌های که می‌خندند به شکلک‌های دلقکی رنگ شده.

آرام بنواز زجه‌های ویرانه من را، آدم‌های خواب شده این شهر را بیدار نکن. باز هم آرام بنواز، بگذار اسپرسوهای‌شان هم شیرین باشد.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٠
به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من.املای درست ضجه است.اگر وسعت بیشتری به محتوا می دادید جذاب تر می شد
رهگذر
رهگذر
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٠
زجه؟
kiyan_t
kiyan_t
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٠
زیبا بود موفق باشی
kiyan_t
kiyan_t
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٠
زیبا بود موفق باشی
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
ممنون .
z_taherian
z_taherian
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
سلام ممنون ازهمتون من گمون میکردم سایت خودش غلط هارو درست میکنه واسه همین خیلی دقت نکردم
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
"در غبار روزمرگی شان به آرامش رسیده اند." فوق العاده بود.
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
قشنگ بود اما کوتاه ، انشالله یکم بیشتر دغدغتون رو توضیح بدین عالی میشه :)
یونس طاهریان
یونس طاهریان
٩٤/٠٤/٢٧
٠
٠
من فکر می کنم الان دیگه وقت متن های کوتاس// با این ک خودم واقعا مطالبم طولانیه اما بعد از رشد رشد شبکه های اجتماعی در ایران و عادت مردم به جملات بسیار کوتاه دیگه کسی حوصله خوندن مطلب های طولانی رو نداره. یک کلمه، دو کلمه یا نهایت یک جمله...
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٢٧
٠
٠
آقای طاهریان من مطلب های طولانی شما رو خوندم، مطلباتون خوبه با اینکه خیلی طویل هستن، زیاد با این حرفتون موافق نیستم، ملت باید تمرین کنن مطلب های بلند بخونن تا به سمت کتابخونی برن وگرنه کم کم روزنامه هم فقط تیتر خبر رو میخونن :)
mahsa-s
mahsa-s
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
چه زیباوارام...
z_taherian
z_taherian
٩٤/٠٤/٢٧
٠
٠
مرسی شما بزرگوارید
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٤/٢٧
٠
٠
سلام: زیبا ودلنشین.عید مبارکتان باد
یونس طاهریان
یونس طاهریان
٩٤/٠٤/٢٧
٠
٠
مطلب آرامش بخشی بود قلمتان سفید بنگارد آمین
z_taherian
z_taherian
٩٤/٠٤/٢٧
٠
٠
ممنون بابت نظراتون لطف دارین
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٢٧
٠
٠
آقای طاهریان تو هر کامنت پاسخ رو بزنید میتونید برای هر فرد پاسخ بزارید، موفق و شاداب باشید و عیدتون مبارک
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٢٧
٠
٠
معذرت میخوام خانم طاهریان. انشالله جسارت نشه اسمتون رو ندیده بودم :)
L_rezaee
L_rezaee
٩٤/٠٤/٣١
٠
٠
بگزار اسپرسوهایشان هم.... تا حدی نامانوس است کاش با جمله بهتری که دستوری نبود متن را به پایان میرساندین
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٣
٠
٠
موفق و سربلند باشین :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨