بیایید انسان باشیم
اگر دوباره فرصت داشتیم کودکمان را بسازیم، چطوری می ساختیم؟

بیایید انسان باشیم

نویسنده : محمد امین شرکت اول

 ترجمه شعری از دایان لومان

اگر فرصت داشتم که دوباره کودکم را بزرگ کنم

به جای آنکه انگشت اشاره ام را به سوی او بگیرم،

در کنارش انگشتهایم را در رنگ فرو می‌بردم و نقاشی میکردم.

***

اگر فرصت داشتم که دوباره کودکم را بزرگ کنم

به جای غلط گیری، به فکر ارتباط بیشتر می‌بودم.

بیشتر از اینکه به ساعتم نگاه کنم، به او نگاه می‌کردم

سعی می‌کردم درباره او کمتر بدانم اما بیشتر به او توجه کنم...

***

به جای اصول راه رفتن،

اصول پرواز کردن و دویدن را با او تمرین می‌کردم.

از جدی بازی کردن دست بر می‌داشتم

و بازی راجدی می‌گرفتم.

در مزارع بیشتر می‌دویدم،

به ستارگان بیشتر خیره می‌شدم،

بیشتر در آغوشش می‌گرفتم و

کمتر او را به زور می‌کشیدم.

کمتر سخت می‌گرفتم و بیشتر او را تایید می‌کردم.

***

اول احترام به خود را در او می‌ساختم

و بعد خانه وکاشانه‌اش را

و بیشتر از اینکه عشق به قدرت را به او یاد دهم

قدرت عشق را یادش می‌دادم!!

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
اول باید کودک درونم را تربیت کنم..
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
موافقم/منظور اصلی این متن هم فکر کنم همین کودک درون باشه.
shahrzad_z
shahrzad_z
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
بعععله راست میگی
saheb zaman
saheb zaman
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
ممنون
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
مرسی زیبا بود
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
عجب عکسی براش انتخواب کردید...
m_kashiyan
m_kashiyan
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
چه دید قشنگی و تربیت عالی ای داشته این آقای دایان لومان واقعا ایول!خیلی جالب بود.مرسی.
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
قشنگ بود!مچکر
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
خیلی تاثیر گذار بود....ممنون....ولی انگار دیگه دیره واسه درست کردن کودک درونم.... دیگه بزرگ شده حرف گوش نمیده )))))):
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠١/٠٨
٢
٠
خیلی خوب بود . انسان موجودیست ، که زیاد موجود نیست ...
گیسو
گیسو
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
خیلی هم عالی...ولی استاد شریعتی میفرمایند انسان بودن نیست..شدن است.اگربخاهیم موجودیش افزون میشود.
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
دقیقأ همینطوره .کاش افکار استاد شریعتی اینقدر بین ما ناشناخته نبود .
باران
باران
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
جالب بود خيلللليييي
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
دوستان بابت نظرات ممنون ...
Z_Yaghoobi
Z_Yaghoobi
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
آخـــــی ... نازی .. طفلک . حالا اشکال نداره . آرزو بر جوانان عیب نیس . انشاالله برای بچه بعدی :)
وصال
وصال
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
به چقدر قشنگ بود دوست من
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
جالب بود!
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
تبلیغات
تبلیغات