انسان جایز الخطاست. آیا هر خطایی؟ می‌شود هر کاری کرد و به عاقبتش فکر نکرد، می‌شود جبران کرد، می‌شود آب ریخته را جمع کرد، می‌شود فراموش کرد، می‌شود از اول شروع کرد. چقدر فراموشی خوب است، چقدر راحت می‌شود آدمیزاد پر از اشتباه... اشتباهاتی که از ذهنت پاک نمی‌شود فکرت را کاملا مشغول کرده و نمی‌دانی چطوری باید درستش کنی، چطوری باید قلبت را صاف کنی. کاش راهی بود برای برگشت به گذشته! برای درست کردن خیلی چیزها، برای نزدن خیلی حرف‌ها، برای نشناختن خیلی آدم‌ها، برای به اشتباه نیانداختن آدمیزادهای جایزالخطا، برای ندیدن خیلی روزها، برای نبودن در خیلی جاها...

کاش زمان کلید استپ داشت! برای ماندن، برای بودن، برای نرفتن، برای استشمام لحظه‌های ناب زندگی‌ات! برای غرق شدن در خوشی‌هایِ بودن در کنار خیلی آدم‌ها! کاش ماشین زمان وجود داشت برای دیدن آینده! برای زودتر فهمیدن اتفاقات زندگی‌ات، برای زودتر شناختن آدم‌ها، برای آماده شدن در برابر ناخوشی‌هایی که جلوگیری از آن‌ها از توانت خارج است، برای... اشتباه نکردن. کاش می‌شد جوری زندگی کرد که پشیمان نشد. کاش می‌شد همیشه راهی برای برگشت‌مان بگذاریم، کاش ای کاشی نبود.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٢٤
٠
٠
آاااااااااااااااااه!
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٤/٠٤/٢٤
٠
٠
درود و صد بدرود. خیلی قشنگ بود
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/٢٤
٠
٠
کاش ای کاشی نبود؛ خیلی خوب بیان کردین؛
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/٢٤
٠
٠
قطعا باید اول فکر کرد و بعد کاری را انجام داد.ولی گاهی حوادث ناخواسته تمام طرح و نقشه ها را منحرف می کنند
f_etemadi
f_etemadi
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٠
خیلی خوب بود فاطمه جونم :) درسته اشتباه نکردن عالیه ولی خب آدم از اشتباهاتشه که درس میگیره و تجربه کسب میکنه و اگر نبود شاید معنای درستی گم میشد ! هر چیزی باید با متضادش درکنارهم باشه تا معنا پیداکنه .مرسی از مطلب زیبات
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات