باغچه‌ای می‌سازم سبـز تر از سبـز

باغچه‌ای می‌سازم سبـز تر از سبـز

نویسنده : tooti-h

دلت که بگیرد هَوس می‌کنی بروی لبِ باغچه بشینی و تمامِ خودت را از یاد ببری و گم شوی تویِ بوته توت فرنگیِ لِه شده‌ای که از نوکِ جوجه‌های محلّی در امان نمانده، گم شوی تویِ برگ‌هایِ مُوی که آقاجان مدت‌ها پیش از آمدن به این خانه کاشته توی دلِ خاک و تو هر روز رؤیا می‌بافی و بزرگ شدنش را تصور می‌کنی که یک شاخه‌اش را آویزان کنی روی دیوارِ آجریِ کوچه و شاخه‌هایش هم دیوار حیاط را بپوشاند یک روز... خیره شوی به برگ‌های انجیری که یک سال و نیم دوری از این خاک را دوام نیاورد و هِی کوتاه و کوتاه‌تر شد و دست آخر هم مُرد و مامان با کلّی وسواس موفق شد یک شاخه کوچکش را نجات دهد تا بلکم نسلش منقرض نشود این انجیرِ سیاهِ خوشمزه.

دوست داری یواشکی عصر بروی کنار درخت آلبالو و دانه‌های ریزِ آلبالو را بچینی و دریغ که بری نیست جز چند برگِ سبزِ فسقلی... اصلا باغچه‌ای که مرزش هنوز معلوم نباشد، همین می‌شود و هر جوجه خروسی داخلش پا می‌گذارد و می‌شود همین! این می‌شود که آجرها را برمی‌داری و می‌روی دور تا دورِ باغچه را می‌کَنی و آجر می‌چینی...  شاید یک روز نه چندان دور این باغچه بشود همان موجودِ خاصِّ دوست داشتنیِ عصرهای تو که کنارش حسِّ خوبی را نفس می‌کشی...

==========

 +بعدا نوشت:

بعد یکهو یادت می‌افتد چند تا سنگ تهِ حیاط بغلی جامانده و تو می‌توانی رنگ‌شان کنی و بزاری‌شان وسط باغچه میانِ بوته‌های مو و توت فرنگی.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/٢٤
٠
٠
باغچه ی زندگیتان سر سبز؛ بنشین بر لبّ باغچه و گذرِ عمر ببین..
tooti-h
tooti-h
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٠
مچکرم جناب. زنده باشید.
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٢٤
٠
٠
دلم باغچه خواست‎:(‎ چرا با احساسات جوونا بازی میکنی طوطی جان؟
H_AKBARI
H_AKBARI
٩٤/٠٤/٢٤
١
٠
خیلی عالی ممنونم
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٤/٢٤
١
٠
خوب بود موفق باشی .
Mahboubeh-A
Mahboubeh-A
٩٤/٠٤/٢٤
٠
٠
:))به خاطر همین چیزا زندگی توی خونه های ویلایی و حیات دار و به آپارتمان نشینی ترجیح میدم. سر و کله زدن با طبیعت و فضای سبز حال آدمو خوب میکنه :))
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/٢٤
٠
٠
من همین قدر که با حال و هوایت-گهگاه- برگی از باغچه ی شعر بچینم، کافیست
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/٢٤
٠
٠
دلم براي باغچه ميسوزد کسي به فکر گلها نيست حياط خانه ي ما تنهاست حياط خانه ي ما در انتظار بارش يک ابر ناشناس خميازه ميکشد
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٢٤
٠
٠
چرا جوجه ها نیان ؟ جوجه ها که از باغچه خوشگلترن :) متن زیبایی بود
tooti-h
tooti-h
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٠
جوجه ها بوته های توت فرنگی رو خراب کردن...فرستادیمشون روستا.
n_dahji
n_dahji
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٠
ما باغ داریم,نه باغچه/یه باغ انگور بزرگ/الان هم انگورها آب زیر پوستشان رفته و ترش و شیرینن/دارن کمکم شیرین شیرین میشن. اینو گفتم دلتون آب بیفته ; - )))
tooti-h
tooti-h
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٠
دل منو اب ننداز بانو! ما دو تا باغ داریم.یکیش فقط انگور... از یاقوتی و کشمشی سرخ گرفته تا چند نوع دیگه که واقعن اسمشان را نمیدونم. باغ دیگه هم فقط سیب و زردآلو و آلو و گردو داره :) دلت آآآآآآب!
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٠
اصلا انگار باغچه ی مارو توصیف کردی (0_o) بوته ی توت فرنگی..آلبالو...انجیر سیا...انگور...داریم همشو :)) فقط یه قلم جوجه واینارو نداریم....قشنگ با نوشتت همزاد پنداری کردم..مرسی از شما شیک بود...قلمت مستدآم...اوقاتت همیشه به شادی (^_^)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠