گزارش خبرنگار اعزامی کیهان، شرق و جام‌جم از محل مذاکرات!

گزارش خبرنگار اعزامی کیهان، شرق و جام‌جم از محل مذاکرات!

نویسنده : وبگردی

با شروع دور نهایی مذاکرات هسته‌ای در وین رسانه‌های جهان خبرنگاران خود را به اتریش اعزام کردند تا اخبار مذاکرات را پوشش بدهند و هر رسانه گزارش مخصوص خود را داشته باشد. نگاهی داریم به تماس‌های اسکایپی خبرنگاران رسانه‌های مختلف در روز گذشته: 

خبرنگار کیهان: 
حسین آقا! اینجا بحمدا... هر جا که میریم صحبت از شکست مذاکراته. من ساعتی پیش پشت پنجره اتاق مذاکره بودم. شاید باورتون نشه ولی صدای مشاجرات دو طرف کل هتل رو برداشته بود. یکی فریاد می‌زد و می‌گفت دیگه اس ام اس نده. آن یکی می‌گفت تو فیس بوک و اینستاگرام بلاکت کردم که دیگه ریختت رو نبینم. شکاف بین دو طرف به بالاترین حد خودش رسیده و ... (در این لحظه یکی می‌آید توی کادر و صورت خبرنگار کیهان را می‌بوسد و می‌گوید: مبارکه! توافق شد.) شکاف‌ها همچنان پابرجاست. دو طرف سعی دارن به خودشون بقبولانند که توافق شده ولی به هیچ وجه این‌طور نیست. (این بار خود ظریف می‌آید توی کادر و می‌گوید توافق شده ولی خبرنگار کیهان با دست راست او را خارج کادر نگه می‌دارد.) متاسفانه می‌بینیم بعضی خبرنگارها خودشون رو به شکل وزرای خارجه در میارن و میان اینجا اذیت می‌کنن. من به ضرس قاطع عرض می‌کنم که توافقی صورت نگرفته! خدانگهدار! 

خبرنگار آرمان: 
با سلام به همه همکاران خوبم در تحریریه. جای همه شما در وین خالی است. واقعا باید بودید اینجا و این صحنه‌ها رو می‌دیدید. الحق که غرورآفرینه. مو به تن همه ما در وین سیخ شده. (همکاران خبرنگار اعزامی که در تحریریه نشسته‌اند مشتاقانه می‌پرسند چه صحنه‌ای داری می‌بینی؟ برای ما هم تعریف کن. خبرنگار آرمان تبلتش را به آنها نشان می‌دهد و می‌گوید: ویدیوی دیدار آیت ا... هاشمی رفسنجانی با جمعی از چغندرکاران میانه رو با کیفیت اچ دی. تو وین سرعت دانلود واقعا بالاست! بقیه اعضای تحریریه مشتاق می‌شوند و همگی برای پوشش آخرین حرکات آقای هاشمی رفسنجانی به وین می‌روند.) 

خبرنگار ابرار: 
اینجا در وین هوا خیلی گرمه. مذاکرات هم در جریانه. همین دیگه. بیشتر از این حال ندارم. خداحافظ. 

خبرنگار ایرنا: 
من خبرنگار نیستم، جزو تیم مذاکره کننده‌ام! چند بار بگم؟ 

خبرنگار دلنگران نیوزها: 
دوستان! چرک نویس توافقنامه آماده شده ولی جای نگرانی نیست. من خودکارشون رو برداشتم فعلا نمی‌تونن چیزی بنویسن. خیالتون راحت. 

جام جم: 
سلام همکاران عزیز! پوشش صداوسیما از مذاکرات واقعا حیرت انگیزه. / سردبیر: خب؟ / خبرنگار: همین دیگه. / سردبیر: تیتر چی بزنیم؟ / خبرنگار: پوشش صداوسیما از مذاکرات واقعا حیرت انگیز است. / سردبیر: باشه.


شرق:
سردبیر: چه خبر رفیق؟ از دستاوردهای سفرت تا این لحظه برامون بگو. 
خبرنگار: سلام. جای همتون خالیه. خیلی سفر هیجان انگیزی بود برام. من تا امروز موفق به نجات 10 قلاده گراز از دست شکارچیان بی رحم اتریشی شدم و از انقراض قریب به 20 رأس خارپشت بی دندان هم جلوگیری کردم. در این راه یک گلوله به قلبم اصابت کرد و آماج حملات هزاران خار و مار (سمی) قرار گرفتم که البته جای نگرانی نیست. 
سردبیر: مرد حسابی! رفتی اتریش با خار و مار بازی می‌کنی؟ از مذاکرات چه خبر؟! 
خبرنگار: مذاکراااات؟
سردبیر: بله
خبرنگار: ای بابا ... مذاکرات که همیشه هست. این خارپشت بی دندونه که ممکنه دیگه فردا بین ما نباشه. 
سردبیر :|

قانون:
خبرنگار اعزامی: با سلام ... 
سردبیر: یه لحظه اجازه بده. آقای به اصطلاح طنزنویس! ما مگه با شما شوخی داریم؟
طنزنویس: بابا با همه شوخی کردیم. زشته با خودمون شوخی نکنیم. 
سردبیر: جمع کن ... جمع کن این بساط مسخره بازی رو. 
طنزنویس: یه ذره با بخش طنز شوخی می‌کنم. تو رو خدا. 
سردبیر: نخیر آقا. این که میذاریم با همه شوخی کنی که دلیل نمیشه با خودمونم شوخی کنی. جمع کن این اسکایپ و این بساطت رو. 
طنزنویس: با خودم شوخی کنم. 
سردبیر: راه نداره ... آقای مرعشی! بیا من دستاشو گرفتم تو هم اون سرشو بگیر اینو بندازیم بیرون. دستت درد نکنه.‌

آیدین سیار سریع|بی قانون

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/١٨
١
٠
باحال بود، مخصوصاً آرمان!!!
aassak13
aassak13
٩٤/٠٤/١٨
٠
٠
به طنز بی قانون دیگه تیکه ننداز خخخخخخ
n_rohani
n_rohani
٩٤/٠٤/١٨
٠
٠
خیلی قشنگ بود کیهان و آرمان و آخر انتقاد از نبود جنبه طنز در این مملکت با انتقاد از خودشون
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٤/٠٤/١٨
٠
٠
مرسی. با حال بود مخصوصا خبرنگار دلنگران نیوزها .
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١
مرسی همه!

دلتنگت بودم

٩٦/١١/٠٢
چند خطی درباره سانسور کتاب

سانسور ممکن نیست

٩٦/١١/٠٢