دلم برای خودم تنگ شده است
در شب قدر دوم؛

دلم برای خودم تنگ شده است

نویسنده : اعظم عامل نیک

نمی‌دانم امشب هم به سر قرارمان با خدا می‌روی یا نه؟ نمی‌دانم قرار قبلی را چطور گذرانده‌ای؟ موفق شده‌ای دل به دلش بدهی؟ گفت‌وگوی‌تان گل کرده است؟ چه سر قرار قبلی حاضر زده باشی یا نزده باشی امشب را غنیمت بدان. امشب زده‌ایم به در خودشفتگی، می‌خواهیم یک آینه بزرگ قدی بگذاریم مقابل‌مان و یک دل سیر بنشینیم به تماشای خود. تو هم اگر دلت برای خودت تنگ شده بگو یا علی و  با ما همراه شو!

 

خودشناسی یعنی چی؟

تحصیل کرده‌ها بهش می‌گویند مهارت خودآگاهی. مهارتی که به تو این توان را می‌دهد که خودت را در همه زوایا و ابعاد بشناسی.  کلاسیک ترش این است، قدم اول در برنامه ریزی برای زندگی شناخت خود است. ساده‌اش برای من و تو این می‌شود که هر کسی که می‌خواهد سرش به تنش بیارزد باید از خودش خبر داشته باشد. از خودش خبر داشته باشد. بداند کیست؟ از کجا آمده الان کجا هست و قرار است به کجا برود؟ 

 

می‌دانستی خودشناسی چند مرحله دارد؟

از آن جایی که ما آدمیزاد هستیم و آدمیزاد موجودی چند لایه است. کار همین طور الکی الکی پیش نمی‌رود و برای خودش دارای مراحلی است. بعد از آگاهی ابتدایی به ظاهر خود، باید به سمت شناخت خود واقعی‌مان برویم. 

1. قرار است بدانی چند مرد حلاجی. پس باید سراغ شناخت توانایی‌ها و قابلیت‌هایت بروی. استعدادهایت را لیست کنی. اگر این قسمت را درست پیش بروی جهت گیری‌ات در دنیا مشخص می‌شود. مشخص می‌شود با این توانی که داری به چه کار می‌آیی؟ و تا کجا قرار است بروی. 

2. در این مرحله به ویژگی‌های دوران رشدت توجه می‌کنی. ما در هر سن دارای ویژگی‌ها و صفات و توانایی‌هایی هستیم که با تغییر سن بعضی‌های‌شان تغییر می‌کنند یا از دست می‌روند. پس بهتر است وقتی یک امکانی را در اختیار داریم ازش بی‌خبر نباشیم. مثلا جنب و جوش نوجوانی یا شجاعت و جسارت جوانی.

3. داشت‌هایت را که شناختی حالا موقع لیست کردن خواسته‌هایت است. الان موقع سرزدن به صندوقچه نیازهاست. از نیازهای جسمی مثل غذا و پوشاک تا نیازهای روانی مثل نیاز به احترام و خود شکوفایی.  حواست باشد ببینی هر کدام این نیازها چطور قرار است برآورده شوند. باید سری به دلت بزنی ببینی چه می‌خواهد؟ نیازها حرکت‌های تو را می‌سازند.

4. قرار نیست خیلی بهت خوش بگذرد. حالابه مرحله‌ای رسیده‌ای که باید با خودت روراست باشی. نوبت به چاله‌ها و گوشه و کنارهای تاریک وجودمان رسیده است. باید برویم سر وقت نمی‌توانم‌ها و محدودیت‌هایمان. در این مرحله آدم‌های با جنبه موفق‌تر هستند. کسانی که دلش را دارند ضعف‌های‌شان را ببینند و بپذیرند و با محدودیت‌های‌شان کنار بیایند. لیستی از ضعف‌ها و ناتوانی‌ها و محدودیت‌هایت بنویس، بگذار کنار استعداد و نقاط قوت. باریکلا حالا درست شد.

 

این مراحل را گذراندیم که چی بشه؟

درس خوانده‌های جمع می‌گویند وقتی استعدادهایت را شناختی، اعتماد به نفست بالا می‌رود و مطمئن‌تر وارد بازی روزگار می‌شوی. 

شناخت ویژگی‌های سنی کمکت می‌کند فرصت‌ها را از دست ندهی و سر پیری آه حسرت سرندهی که کجایی جوانی؟!

این‌که به طور مثال بدانی خشم و عصبانیت یا بی‌حوصلگی و اضطرابت برای دوران نوجوانی است، کمتر به پرو پای خودت می‌پیچی و هول نمی‌کنی که یک مریض خطرناک گرفته‌ای و قتی به درستی نیازهایت  را بشناسی می‌توانی بین نیازهای منطقی و  نیازهای غیر ضروری تعادل برقرار کنی.

عیبت را کی بداند بهتر است؟ معلوم است که خودت! اینجوری انتقادهای درست و نادرست را از هم تشخیص می‌دهی. از خودت توقع نابجا نداری و خدا را چه دیده‌ای شاید یک روزی به فکر اصلاحشان هم افتادی!

  

اگر خودمان را نشناسیم چی میشه؟

تا به حال شنیده‌ای که به کسی بگویند خود بزرگ بین یا بدتر بگویند خود کم بین؟ اگر سر وقتش نسبت به خودت شناخت پیدا نکنی بعید نیست از این بلاها سرت بیاید. کمبود اعتماد به نفس و عدم برنامه‌ریزی درست برای آینده هم  تهدیدت می‌کند. از این‌ها که بگذریم به نظرت عاقبت آدمی که نمی‌داند کی هست؟ از کجا آمده و قرار است به کجا برود چی می‌تواند باشد جز گمشدن و سرگشتگی!

 

این حرف‌ها به چه درد شب قدر می‌خورد؟

می‌گویند توی همین شب‌ها قدر و اندازه آدم مشخص می‌شود. می‌گویند توی همین شب‌ها تقدیرت معلوم می‌شود. می‌گویند اگر می‌خواهی تکانی به خودت بدهی و طرحی برای زندگی‌ات بنویسی حالا وقتش است. خب اگر وقتش است تا ندانی کی هستی و کجا ایستاده‌ای؟ چطور می‌خواهی برای کجا بروم و چطور برومت برنامه ریزی کنی؟! اصلا آمدیم و خدا صدایت زد، نباید بدانی کیستی تا جوابش را بدهی؟!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠٤/١٦
٣
٠
خیلی خوب و مفید بود. خیلی خوبه ک از شب قدر ک ملت حس و حال خاصی دارن و سعی میکنن بهتر باشن برا نوشتن ی یادداشت راجع ب خودشناسی استفاده کردید. خلاصه ک لذت و استفاده بردیم و کردیم. ممنون :))
admincheh
admincheh
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
دلم یک پالایش بی مرحله و دلی می خواد اما همیشه خوندن مطالب شما می چسبه :) ممنون و التماس دعا
Niva
Niva
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
خیلی با حرفاتون موافقم.. ان شاالله همه مون بتونیم به خود شناسی و خدا شناسی دست پیدا کنیم... این شب ها بهترین فرصته :) ممنون
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/٢٤
٠
٠
عکس مناسبی است و متن مفید و لازم به اجراست
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨