من عشق را بلد نبودم؛ پنجره یادم داد!

من عشق را بلد نبودم؛ پنجره یادم داد!

نویسنده : Anis

اتاق من یک پنجره دارد رو به تمام شهر، بعضی وقت‌ها که مغزم خوره می‌گیرد تا صبح پنجره اتاق را باز می‌گذارم. بعدش من می‌مانم و چراغ‌هایی که آفتاب نزده خاموش می‌شوند و یک عالمه فکر بی سر وته که باید از توی مغزم بریزند بیرون و یک نسیم ملایم که هی نوازشت می‌کند و می‌گوید درست می‌شود.

شبها یک عطر خوب می‌پیچد توی اتاق که دلت را آرام می‌کند. با صدای پاهایش که می‌آید و می‌گوید من پشت همین دیوارم درست کنار تو و بعدترش نبض دیوار، عشق می‌زند. آن وقت من غصه‌دارترین خوشحال دنیا هستم.

من عشق را بلد نبودم، پنجره یادم داد. عطرش را پنجره یادم داد. پنجره نشانش داد و گفت یک جورِ غصه دار دوستش داشته باش و بعد ترش گفت مال تو نیست.

من هنوز غصه‌دار دوستش دارم. تا صبح از پنجره تمام شهر را نگاه می‌کنم و هیچ چیز نمی‌بینم و هنوز عطرش می‌پیچد و آرام می‌کند. علیرضا می‌گفت: این خاصیت عشق است...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
قشنگ بود فقط این قسمت نوشتت..(( نبض دیوار، عشق می‌زند. آن وقت من غصه‌دارترین خوشحال دنیا هستم.))یکم برای بار اول خوندن نا مفهومه.....ممنون.:)
Anise
Anise
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
خخخ اینا رمزیه خودم می فهمم!!قربونت!
poone_panahi
poone_panahi
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
این علیرضا همون علیرضای"روی ماه خداوند را ببوس"هست؟ قشنگ بود! حس خیلی خوبی داشت ممنون انیسه جان
Anise
Anise
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
نع یه علیرضای دیگه س!خخخ قربونت برم مرسی!
آتی
آتی
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
انیس گلی مطلبت عالی بود دوستم :)
Anise
Anise
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
من سربــآزتـم!:))
آتی
آتی
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
مخلصیم رفیق شما سروری
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
پنجره های معنای انتظار را نمی فهمند و ثانیه ها معنای دلتنگی را
Anise
Anise
٩٤/٠٤/٢٩
٠
٠
اوهوم!
tanin
tanin
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
پرفکت انییییییسه^_^
Anise
Anise
٩٤/٠٤/٢٩
٠
٠
فدای تو!
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
تو ک گفدی باهاش حرف نزدی تا حالا!خخخخ
Anise
Anise
٩٤/٠٤/٢٩
٠
٠
اون یه علیرضای دیگه س شاعره!خخخخ
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
یعنی فقط از دیدینش تو پنجره عاشقش شدی ؟ جل الخالق ! قشنگ بود
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
به عشقش مرا سوخت دل از تلاش بود گرم تر کاسه ی من ز آش میرزا طاهر وحید
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
بهله :) عاشقم، اهل همین کوچه ی بن بست کـناری/که تو از پنجره اش پای به قلب من ِ دیوانه نهادی/تو کجا ؟ کوچه کجا ؟ پنجره ی باز کجا ؟/من کجا ؟ عشق کجا ؟ طاقتِ آغاز کجا ؟/ تو به لبخند و نگاهی/منِ دلداده به آهی/بنشستیم./تو در قلب و/منِ خسته به چاهی/گُنه از کیست ؟/از آن پنجره ی باز ؟/از آن لحظه ی آغاز ؟/از آن چشم ِ گنه کار ؟/از آن لحظه ی دیدار ...
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
گشایش پنجره ی بروز عشق در دل.. خوب بود.//
پربازدیدتریـــن ها
مقایسه دو کتاب کلیدر و بوف کور

ادبیات داستانی اجتماعی یا داستانی سیاه نمایی؟

٩٦/٠٦/٢٧
به امید روزهای بهتر

پایان تلخ استقلال علی منصور

٩٦/٠٦/٣٠
شعر واگیردار است!

شاعران در قرنطینه

٩٦/٠٦/٢٩
تا عاشق بمانیم

شاعر جماعت را دریابید!

٩٦/٠٧/٠١
درد ندیدن نوه دختری عمه بزرگ لیلا خانم

درمان درد دل

٩٦/٠٧/٠٢
ترانه ای سروده خودم

شاه قلبم

٩٦/٠٦/٢٨
به سختی خودم را از خاطرات بیرون کشیدم

پانسمان

٩٦/٠٦/٢٩
ملاقات غیرمنتظره با رئیس جیم

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت نهم

٩٦/٠٦/٢٧
باورم نیست هنوز

کو شقایق؟ کو؟ کجاست؟

٩٦/٠٧/٠٣
شعری سروده خودم

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

٩٦/٠٦/٣٠
صدای اعضای شورای شهر هم در آمد

نمایشگاه ایرانکام سال به سال افتضاح تر

٩٦/٠٦/٢٧
شعری سروده خودم

كرم ابريشم من وقت تماشا نرسيد

٩٦/٠٧/٠٢
گند همه چیز را در می آوریم

آموزنده های دوست داشتنی

٩٦/٠٧/٠١
خسته شدم از کاغذ سیاه کردن

بی حوصله

٩٦/٠٧/٠١
مواظب باشید نیفتید

افتاده ز چشم، می رود از دل هم

٩٦/٠٧/٠٣
از ایده هایی که باید ادامه دهیم

مقاله نویسی چطور است؟

٩٦/٠٦/٣٠
می خواهم از زندگی ام بنویسم

پاییز توی راه با کلی بارون

٩٦/٠٦/٣٠
غار رنگی رنگی

دوست داشتن و دوست داشته شدن...

٩٦/٠٦/٢٨
در اتاق تاری

ای کاش آن زن من بودم

٩٦/٠٧/٠٣
زندگی ات را مدیریت کن

از رابطه ها

٩٦/٠٦/٢٩
تبلیغات