ابر جان‌‌ها ببارید!
پای سفره خدا / ارمغان هجدهم

ابر جان‌‌ها ببارید!

نویسنده : اکرم انتصاری

تیتر روزنامه امروز را می‌خوانم : «خطر کمبود آب جدی است و برنامه‌ها برای اجرای جیره بندی با جدیت پیگیری می‌شود». چند سالی می‌شود که سنگفرش‌ها برفی نشده و هواشناس شبکه استانی کلمه «هوای ابری با احتمال بارش باران» در زبانش نچرخیده است. در سایه درختی می‌نشینم و کاغذی تا خورده لابه لای ساقه درخت کنجکاوم می‌کند .تای کاغذ را باز می‌کنم و می‌خوانم. 

به نام خدا ..

راستش را بخواهید دلمان برای بوی نم باران، چکه کردن از سقف خانه و حتی قلقلک آب در کفش زوار دررفته ی مان تنگ شده است. چند روز پیش مشهدی علی که بزرگ روستاست به پدرم گفت، زمینش از شدت تشنگی مثل هندوانه، قاچ خورده است. امسال من و مریم در کلاس کامپیوتر روستا ثبت نام کردیم. موضوع کلاس امروز، اینترنت بود. جلسه بعدی با تحقیق‌های‌مان باید آب را نجات دهیم. راستش مامان همیشه می‌گوید هیچ چیز از شما پنهان نیست، حتی یواشکی شکلات خوردن من. من و مریم هر چه «سرچ»- این کلمه را امروز یاد گرفتیم – کردیم چیزی دستگیرمان نشد. تصمیم گرفتیم با تنها روشی که می‌دانیم از شما کمی باران بخواهیم. مریم می‌گوید بنویسم معلم هدیه‌های آسمانی‌مان گفته شما پادشاه زمین و آسمانید. اگر شما بخواهید حتما باران می‌بارد. راستی تمام حرف‌های ما در این نامه یواشکی بماند خدا جان، مثل یواشکی شکلات خوردن‌هایم ..دوستت داریم، آرزو و مریم.

==================

*أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحَابًا ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مِن جِبَالٍ فِيهَا مِن بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِ مَن يَشَاءُ وَيَصْرِفُهُ عَن مَّن يَشَاءُ يَكَادُ سَنَا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ 

آیا ندیدی که خدا ابر را (از هر طرف) براند و به هم در پیوندد و باز انبوه و متراکم سازد آن گاه بنگری قطرات باران از میان ابر فرو ریزد؟ و نیز از آسمان، از کوه هایی (از ابرهای منجمد شده) که در آن است تگرگ فرو بارد و زیان آن را به هر که خود خواهد برساند  (و اشجار و کشتزار او را تباه گرداند) و آن را از هر که خواهد باز دارد (تا تگرگش زیان نرساند) و روشنی برق آن چنان بتابد که خواهد روشنی دیده‌ها را از بین ببرد. (43- نور)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/١٤
١
٠
خدایا بزرگی ات را سپاس..خوب نوشتید
a_entesari
a_entesari
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
بزرگی اش قابل شمردن نیست و باز هم سپاس:)
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/١٤
٢
٠
دعا میکنم باز بــــــاران بیاید بر آوار من حس طوفان بیاید دعــا میکنم مثـل هر شب نباشد کسی سمت دل های لرزان بیاید به یک تار مو بسته اوضاع گردون که یک جــمعه تکــرار قـــرآن بیاید
a_entesari
a_entesari
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
بارانی از جنس عوض شدن و انقلاب درونی ..
آتی
آتی
٩٤/٠٤/١٤
٠
٠
زیبا بود .ممنون
a_entesari
a_entesari
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
خواهش:)نقدی چیزی داشتین درخدمتیم:)
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٤/٠٤/١٤
٠
٠
قشنگ بود .درود
a_entesari
a_entesari
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
درود بر شما همراه همیشگی مطالب :)
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/١٤
٠
٠
متن قشنگی بود، انشالله خدا دعاشون رو جواب بده. مرسییی
a_entesari
a_entesari
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
خواهش می کنم سحر جان ، دل بچه ها خیلی پاکه و مسلما از نگاه خدا دور نیستن..
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٤/٠٤/١٤
٠
٠
خیلی قشنگ مینویسی پاییزجون:)))نامه آرزو ئمریم وکلا بچه ها به خدا همیشه حس خوبی داره:)آیه های انتخابیت هم عالیه وقابل تأمل:))تشکـــــــــــــرات:)
a_entesari
a_entesari
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
خواهش منصوره ی عزیز :) کاش قبل ازین که بزرگ شیم اجازه داشتیم قلب هایی با همون سخاوت رو به همرا بیاریم ، بدون زنگار ..عالی می بینی:)سعی می کنم آیه هایی باشن که کمتر دیده شدن:)
Samira
Samira
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
خیلی دلنشین بود و واقعا چسبید ... ممنون :)
a_entesari
a_entesari
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
خوشحالم که بهت چسبیده این آیه ی قرآن:)
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
حضرت باران، خلایق تشنه اند... زیبا و متناسب بود خانوم.
a_entesari
a_entesari
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
حضرت باران مرحمت نموده و بر سر خلایق ببارن تا هم زمین سیراب شوند و هم روح ها شست و شو..
میرزا
میرزا
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
سلام؛ اول اینکه طاعاتتون قبول! دوم اینکه در این ایام اگر حرم رفتید بنده رو فراموش نکنید. سوم اینکه واقعا و بدون تعارف عالی می نویسید. اما چند نکته: علائم نگارشی همیشه می چسبند به کلمات ماقبل و بعد فاصله خورده میشه، مثلا: "تیتر روزنامۀ امروز را می خوانم:..." در چند جا وجود داره/ علامت ".." نداریم و در ثانی کافیه همنجا فقط بنویسیم: "به نام خدا"/ استفادتون از خط تیره در این جمله: "«سرچ»- این کلمه را امروز یاد گرفتیم – کردیم" کاملا به جا و درست بود... ببخشید دیگه، چون خیلی خوب می نویسید، دلم نمیاد این نکات رو نگم. شاید خیلی ها بخونن و با متن و آیه های زیبا، پرواز کنن تا آسمان و درک مفهوم، اما من همانطوری که با صراحت اعلام می کنم که متن واقعا عالی و با جمله بندی های خوب، عالی از کار در اومده، دلم می خواد که از هر نظری پرفکت باشه، علی الخصوص این متون که یک جورایی وصلند و باعث وصال! التماس دعا.
a_entesari
a_entesari
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
سلام :)طاعات شما هم مقبول درگاه حق :) دوما که دوستان رو از قلم نمی ندازم و حتما به امام رئوف سلام دوستان و ارادتشون رو می رسونم :) سوم این که نکته ی خوبی بود که نمی دونستم و در مورد به نام خا راستش خیلی مردد بودم که چون نامه ی دو کودک هست اصلا علائم نگارشی درست رو بنویسم یا نه ؟منتظر بودم یکی از دوستان اشاره کنن که اون خط تیره ها برای سرچ از کجا اومده وقتی نامه رو دو تا بچه نوشتن که گویا خرده ای نیست و باید همه جا علائم نگارشی رو رعایت کرد:)مرسی از حضورتون و دقت همیشگی خوبتون :)
Miss_shqyq
Miss_shqyq
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
به خاطر ابراز نظرتان بسیار سپاسگزاریمواای خدای من خیلی خوبه که همه به فکر آبند...من هم شب قدر قبل از همه ی آرزوها و گشایش هایی که از خدا می خواستم به یاد آب بودم و از همه بیشتر دلم می خواست بگم خدایا سرزمینمون رو مثل همیشه نجات بده،شاید خیلی ظلم ها توو کشورمون رخ داده و حق خوری ها زیاد شده و اگر انصاف داشته باشیم ایران اسلامی و شیعه ی الان دیگه اون ایران سابق نیست ولی هنوزمهستن توو کشورمون کسایی که ارزششو دارن خدا هنوز رحمتشو نصیب حالمون کنه.
a_entesari
a_entesari
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
خود قرآن عزیز هم به حیات بخشی آب اشاره دارن که ما از آب هر چیزی را زنده گرداندیم ..کاش سیستم این باران طوری باشه که علاوه بر تشنگی زمین ، تشنگی آدما رو تو کسب آمال و آرزوهای دور و دراز دنیایی سیراب کنه . مرسی از نظر ارزشمندتون :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨