در لغت نامه مغز خيلي از ما انگار غير از بله و خير، غير از مثبت و منفي و سياه و سفيد واژه حد وسطي وجود ندارد. انگار بعضي از ما دانشمنداني هستيم كه با برهان‌هاي محكم قانون نسبيت انيشتن را رد كرده‌ايم و ثابت كرده‌ايم اين نسبيتي كه مي‌گويند چيزي است توی مايه‌هاي كشك.

ما جماعت صفر و يك اگر پاي تلويزيون بنشينيم يا مي‌شويم كشته مرده كمال و جمال مجري و فرم و محتواي برنامه و با چنان عشقي به صفحه تلويزيون نگاه مي‌كنيم كه مادري پسر از سربازي برگشته‌اش را؛ يا هم مجري و برنامه دل‌مان را نمي‌برد و طراحي اجزاي صورت‌مان را در كسري از ثانيه به هم مي‌ريزيم و تازه يادمان مي‌آيد كه بودجه اين برنامه‌ها از جيب خودمان است و بد و بيراهي است كه نثار كت شلوارهاي مارك و دماغ عملي و ابروهاي دست خورده مجري مي‌كنيم.

يا مثلا اگر روزي خداي نكرده گمراه شديم و مرتكب عمل شنيع مطالعه شديم؛ يا نويسنده را در حد آنتوان چخوف و جبران خليل جبران بالا مي‌بريم و اگر كسي بگويد بالاي چشم نويسنده كمي مو هست كه نامش را مي‌توان ابرو گذاشت؛ با كتاب در دست آن چنان به سمتش حمله مي‌كنيم انگار آن چه گفته شده، ناسزا به اقوام درجه يك ما بوده و آن چه در دست ماست دشنه است نه كتاب؛ و اگر هم دل به دل كتاب نداديم و بعد از چند صفحه نتوانستيم همراه نويسنده شويم، با پشت چشم نازك شده ژست روشن فكرانه مي‌گيريم و نقد‌هاي آن چناني بر نويسنده بيچاره و كتاب بي‌زبان وارد مي‌كنيم.

در هر حال براي ما فرقي ندارد كه در مورد چه پديده و چه شخصي اظهار نظر مي‌كنيم؛ ما يا مخالف صد در صد هستيم يا موافقي كه در كمال محبوبش جز حسن نمي‌بيند. ما ياد نگرفته‌ايم كه مي‌شود در مورد خيلي چيزها نظر نسبي داد؛ مي‌توان در كنار همه بدي‌هاي يك پديده خوبي‌هايش را هم رصد كرد و مي‌شود از آن چيزي كه به نظر ما سر تا پا حسن است گاهي هم ايراد گرفت.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
aassak13
aassak13
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
بله دقیقا.
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
گاهی هم میتوانیم یاد بگیریم که کلا نظری ندهیم !
هاچ
هاچ
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
چه خوب. انگار این متن رو برای من نوشتن. لازم دارمش واقعا
na3er
na3er
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
مثال بارز این موضوع رو میشه نظرات افراد درباره مذاکرات هسته ای دانست...اخ که حرسم میگیره از اونایی که بدون هیچ تحقیق و اطلاعاتی میان دراین باره نظر میدن و حتی رگ گردنشون باد میکنه که (اقا این مذاکرات مایه ننگ تاریخ تمدن چند هزار ساله ایران شد و همه دستاوردهامان را از دست دادیم با این دولت بییییب) یا اون دیگری که میگه(اقا حال کردی مذاکرات رو -تمام سیاست مدارهای دنیا در مقابل این حرکت دولت سر خم کردند تا دنیا دنیاست ایرانیان مدیون حرکت این دولت خواهند بود...)<<<مي‌توان در كنار همه بدي‌هاي يك پديده خوبي‌هايش را هم رصد كرد >>>
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
انگار رنگی جز سیاه و سفید نیست
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
واقعا همینطوره .
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
حرفتون رو کاملا رسا بیان کردید.بعضی از ما اونقدر ژست متفکرانه میگیریم انگار که در تمام زمینه ها بهتر از ما وجود ندارد.بر سر هر موضوعی بحث میکنیم و آخر سر هر فردی را که با نظر ما مخالف باشد را احمق میخوانیم و بعد ها نام روشن فکر را نیز بر روی خود میگذاریم!ممنون از مطلب
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠