دلدار دلواپس / شعر

دلدار دلواپس / شعر

نویسنده : ردپای قلم

می‌ریزه احساسم، با هق هق گریه

از گوشه چشمام، غم نامه جاریه

یار شب خسته، دلدار دلواپس

نیمه شب کوفه، جای تو خالیه

رؤیای چشمای، مونده به در هستی

دنیای بی خورشید، می‌مونه بی‌سایه

زَهره لب شمشیر، پیاله‌های شیر

خدا می‌دونه که، زخم تو کاریه

امیر بی کاخی، شهنشی شاهی

علی ی اعلایی، عشق تو کافیه

ارباب دست بسته، ازروزگارخسته

ای سوخته از داغِ، زهرای مرضیه

=========

پ.ن: تقدیم به برادر ارجمند جناب میرزا

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/١٧
١
٠
مبارکه جناب میرزا ، :)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٤/١٨
٠
٠
سلام...برا شما هم خواستید...می گم...
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/١٨
٠
٠
سلام، خیلی هم خوشحال میشم :)
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٤/١٧
٠
٠
بح بح!تبریکات ب جناب میرزا:)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٤/١٨
٠
٠
سلام...ممنون...
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/١٧
١
٠
چشمی دارم همه پر از صورت دوست با دیده مرا خوشست چون دوست در اوست از دیده دوست فرق کردن نه نکوست یا دوست به جای دیده یا دیده خود اوست
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٤/١٨
٠
٠
سلام...ممنون...از دو بیتی قشنگتون...
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/١٧
١
٠
دست مریزاد... خوش بحال جناب میرزا:-)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٤/١٨
٠
٠
سلام...ممنون...سفارش بدید...می گم..:-)
Samira
Samira
٩٤/٠٤/١٨
٠
٠
قشنگ بود آقای ردپای قلم :)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٤/٢٠
٠
٠
سلام...لطف دارید...
n_rohani
n_rohani
٩٤/٠٤/١٨
١
٠
خوش ب حال جناب میرزا زیبا بود
میرزا
میرزا
٩٤/٠٤/١٩
٠
٠
سلام؛ طاعاتتون قبول! ممنون از این همه لطف، صمیمیت و دوستی ای که برای این حقیر به خرج دادید. زبان الکنه از تشکرات، مرسی :)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٤/٢٠
٠
٠
سلام...حرف اول مصرع عای اول هر بیت را کنار هم بگذارید میرزا تشککیل خواهد شد...
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٤/٢٠
٠
٠
"م"می ریزه-"ی" یار شب- "ر"رؤیای-"ز"زهرهو...میشه میرزا...البته الف آخرش اضافس...
میرزا
میرزا
٩٤/٠٤/٢٠
٠
٠
بله بله، متوجه شدم. بازم از این همه لطف سپاسگزارم :)
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
زندگی کردن با نقاشی ات را دوست دارم

بابا لنگ دراز عزیزم

٩٥/١٢/٠٨
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

شاید نگیرد چشم تو عشق زلیخا را

٩٥/١٢/٠٩
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
یک وقت هایی برای رهایی باید گفت

بله بله, حق با شماست

٩٥/١٢/٠٩
خوشبختی ورای حرف های مردم است

برای دخترکم

٩٥/١٢/٠٧
شعری سروده خودم

تهدید نکن

٩٥/١٢/٠٤
تبلیغات
تبلیغات