فیلم مورد علاقه‌ام چشمانم را سخت مشغول خود کرده بودکه باز هم آگهی‌های تبلیغاتی رشته افکار را پاره کرد اما این بخش از اگهی‌ها کمی متفاوت بود.

«فقط 175 روز دیگر مهلت دارید» این بخشی از یک آگهی تلویزیون و اشکی که مهمان چشمان پدرم شد. علت را که جویا شدم؛ پدر که برای اولین بار سعی نداشت آشکانش را از فرزندش پنهان کند، گفت یاد آن 175 شهید غواص افتادم.

با اینکه جریان را می‌دانستم دوست داشتم پدرم باز آن را تعریف کند. با حالتی خاص جریان آنان را پرسیدم. اشکان پدر بغض مرا نیز ترکاند...

«آنها با شعار یا زهراو یا حسین پرچم این کشور را بالا نگه داشتند و با از خود گذشتگی اجازه ندادند حتی یک وجب خاک کشورمان به دست دشمنان بیفتد، آنان با لب تشنه شهید شدند تا یاد امام حسین و 72 تن از یاران ایشان را زنده نگه دارند.»

خوش به حال پدرم و امثال او! چه چیزهایی کوچکی آنان را یاد رفقایشان می‌اندازد، آن‌وقت بعضی ها انگار نه انگار...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/١٤
٠
٠
خوشا آنان... برداشت از چیزی وابسته به دید انسان است..
kiyan_t
kiyan_t
٩٤/٠٤/١٤
١
٠
خیلی ممنون که یاد آوری کردین
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٤/٠٤/١٤
٢
١
متن بسیار زیبا بود اما دوست خوبم کلمه ی اشک رو که فارسی هست با ان که نشانه ی جمع عربیه جمع نبند!البته بعضی کلمات مثل دوست رو با ان جمع میبندیم و استفاده میکنیم اما همیشه میگیم اشک ها و نمیگیم اشکان.موفق باشی
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٤/١٤
٠
٠
واقعن چ کسایی رفدن ک چ کسایی(صرفن خودمو میگم)بمونن!مغسی=)
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/١٤
٠
٠
گاهی یک تلنگر کافیست
آتی
آتی
٩٤/٠٤/١٤
١
٠
واقعا خوشا به حالشون ...... این ادما جاشون وسط بهشته .ممنون متن خوبی بود
z_taherian
z_taherian
٩٤/٠٤/١٤
١
٠
چه متن ساده اما پراحساسی بود خیلی خوب بود
kiyan_t
kiyan_t
٩٤/٠٤/١٤
٠
٠
اره صد درصد با شما موافقم
kiyan_t
kiyan_t
٩٤/٠٤/١٤
٠
٠
ممنون که مطلب من رو خوندید
t_afshar
t_afshar
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
خیلی خوب بود واقعا مطلب جالبی بود
C_RONALDO
C_RONALDO
٩٤/٠٤/١٥
١
٠
خیلی عالی بود:))
پربازدیدتریـــن ها
مقایسه دو کتاب کلیدر و بوف کور

ادبیات داستانی اجتماعی یا داستانی سیاه نمایی؟

٩٦/٠٦/٢٧
به امید روزهای بهتر

پایان تلخ استقلال علی منصور

٩٦/٠٦/٣٠
شعر واگیردار است!

شاعران در قرنطینه

٩٦/٠٦/٢٩
تا عاشق بمانیم

شاعر جماعت را دریابید!

٩٦/٠٧/٠١
درد ندیدن نوه دختری عمه بزرگ لیلا خانم

درمان درد دل

٩٦/٠٧/٠٢
ترانه ای سروده خودم

شاه قلبم

٩٦/٠٦/٢٨
به سختی خودم را از خاطرات بیرون کشیدم

پانسمان

٩٦/٠٦/٢٩
ملاقات غیرمنتظره با رئیس جیم

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت نهم

٩٦/٠٦/٢٧
صدای اعضای شورای شهر هم در آمد

نمایشگاه ایرانکام سال به سال افتضاح تر

٩٦/٠٦/٢٧
شعری سروده خودم

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

٩٦/٠٦/٣٠
گند همه چیز را در می آوریم

آموزنده های دوست داشتنی

٩٦/٠٧/٠١
از ایده هایی که باید ادامه دهیم

مقاله نویسی چطور است؟

٩٦/٠٦/٣٠
باورم نیست هنوز

کو شقایق؟ کو؟ کجاست؟

٩٦/٠٧/٠٣
غار رنگی رنگی

دوست داشتن و دوست داشته شدن...

٩٦/٠٦/٢٨
می خواهم از زندگی ام بنویسم

پاییز توی راه با کلی بارون

٩٦/٠٦/٣٠
خسته شدم از کاغذ سیاه کردن

بی حوصله

٩٦/٠٧/٠١
زندگی ات را مدیریت کن

از رابطه ها

٩٦/٠٦/٢٩
شعری سروده خودم

كرم ابريشم من وقت تماشا نرسيد

٩٦/٠٧/٠٢
درد و دل با خدا

بغضت رو بشکن

٩٦/٠٧/٠٢
اشک های بی ثمر

از نیامدن ها

٩٦/٠٦/٢٧
تبلیغات