خانوم انتگرال و آقای الکترومغناطیس

خانوم انتگرال و آقای الکترومغناطیس

نویسنده : Miss_shaqayeq

امروز فهمیدم حتی می‌شود وقتی داری الکترومغناطیس می‌خوانی هم چیزهایی توی کتاب ببینی که خنده‌ات بگیرد.

مثلا این جمله را ببینید:

electromagnetic without integral is like life without wife!

خب شاید به نظر شما خنده‌دار نباشد (نظر شما هم محترم است) ولی برای من، وقتی توی گرمای کسالت بار تابستان و شرایط ماه رمضان توی یک کتابخانه خلوت با چندتا بچه کنکوری نشسته‌ام سر یک میز، این جمله نسیم خنکی بود که یک لحظه نمی‌دانم از کجا فوت شد و لبخند روی لبم نشاند!

تصور این‌که انتگرال و الکترومغناطیس زن و شوهر هستند و الکترومغناطیس بدون انتگرال هیچ است، ها ها... به نظرم می‌آید نویسنده کتاب کمی گرایشات فمینیستی داشته باشد. شاید هم وقتی داشته این قسمت از کتاب را می‌نوشته زنش با ملاقه ایستاده بوده بالای سرش و آقای نویسنده برای به دست آوردن دل همسر عصبانی این جمله را در متن کتاب قید کرده!

به هر سوی ما که خوش‌مان آمد. خندیدیم ...

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٢١
١
٠
چه مثال ملموسی زده نویسنده‎;)‎ این نوشته پتانسل تبدیل شدن به یک مقاله آسیب شناسانه بلندبالا رو هم داشت‎;)‎
f_etemadi
f_etemadi
٩٤/٠٤/٢١
١
٠
جالب و قشنگ بود :))
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/٢١
١
٠
عموما برای کتاب های مهندسی مثال های فلسفی ذکر می شود اما این مثال رمانتیک به نظر می رسد
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٤/٠٤/٢١
١
٠
جالبه:)))تشبیه تو فیزیک:)))مرسی:)
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٤/٢١
١
٠
ما هم خندیدیم!:)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٤/٢٢
١
٠
الکترومغناطیس و انتگرال مباحثی از فیزیک و ریاضی بودن که هیچوقت تو سرم نرفتن :|
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٤/٢٢
١
٠
چه خوب منم خندیدم .
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/٢٣
١
٠
همی شاد گشتیم... آفرین
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
روزی دنیا را فتح می کند

خوشبختی

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات