صحیفه را برداشتم.

تو می‌گویی: خب این چه وضع کتاب خواندن است؟ چه طرز شعر و دعا خواندن؟ چرا آنقدر پرسه؟ هر دم به کتابی و دمی دیگر به دیگر کتاب. این بی‌احترامی نیست؟

من می‌گویم: من برای دلم می‌خوانم. شغلم که نیست-گرچه همان هم می‌شود دلی باشد- . من از سر عشق می‌خوانم.

تو می‌گویی: تو که به قول خودت از سر عشق می‌خوانی، آیا یک عبارت از آنچه‌ها  را که می‌خوانی، به خاطر سپرده‌ای؟

من می‌گویم: یعنی به ملکه ذهن بسپارم؟

- آری

- یعنی مالک آن‌ها شوم؟ عشق که در مالکیت و تصرف نیست. عشق ملکی می‌شود همان عشق منفعت طلبانه و در پی یک مقصود. که البته هیچ‌کدام عشق نیست و اتصال این واژگان به نامی چنین مقدس نیز کاری است بس شنیع...

در حیاط کمی پر از پرسه حشرات و صدای پرندگان روی درخت گیلاس، صحیفه را با تو می‌خوانم به هنگام سحری که به راستی مهتابش چه بی قید روشنی بخش است.

سحر ۱۷ رمضان ۱۴۳۶ - هادی قنبری

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٤/١٤
٠
٠
من متوجه نشدم راستش!ینی اگ ی متن مقدس رو ب خاطر بسپاریم مالکش میشیم و این کار بده؟!
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/١٤
٠
٠
من در مورد بدی و خوبی نگفتم چون نسبیه و یک موع بی احترامیه به دیگر نظر ها. در متن گفته شده که این مالکیت فقط به منظور رسیدن به هدفیست خواه خوب یا بد. مثل حفظ آیات قرآن که یه هدفش می تونه مثلا شرکت در یک مسابقه بشه که خوبه, اما یکی هم هست که یک آیه رو می خونه با تمام وجودش و به مفهومش هم دل میده و عشق میکنه. مقصود کم ارزش کردن دیگر کارها نبود, بلکه نشان دادن خالص ترین بود و عواملی که فقط خلوصش را پایین می آورند..
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٤/١٤
٠
٠
دقیقن منم بخاطر همین تعجب کردم!ممنون بابت توضیح جامعتون=)
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/١٤
٠
٠
سپاس
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/١٤
٠
٠
دلا بسوز كه سوز تو كارها بكند دعاي نيم شبي دفع صد بلا بكند
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/١٤
٠
٠
بسیار زیبا, ممنون, دلا بسوز
آتی
آتی
٩٤/٠٤/١٤
٠
٠
متن جالب و پر معنی بود ......
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
ممنون از شما..
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٤/١٤
٠
٠
چ جالب تاحالا با این دید نگاه نکرده بودم:)
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
خوشحالم باعث وسعتِ دیدِ بیشتر شدم. سپاس
Samira
Samira
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
یه جور مناجات بود؟
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
یه جور مکالمه بود..
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
یه جور مکالمه بود
میرزا
میرزا
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
سلام و طاعاتتون قبول! پیشرفت شما در نوشتار مشهوده آقای قنبری، مرحبا به شما! مسیرتون مستدام انشالا! ؛)
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
سپاس از حمایت شما
پربازدیدتریـــن ها
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

چشمان سیاه تو

٩٦/٠٣/٠٣
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
زنانی که نمی دانند زن هستند

زنان علیه ورزشگاه!

٩٦/٠٣/٠٣
«دوستت دارم»های زندگی

بعضی از آدم ها...

٩٦/٠٣/٠١
یاد روزهای قبل از عاشق شدن

پسر آن دیگری

٩٦/٠٣/٠١
او برایم همه بود

این من خودخواه

٩٦/٠٣/٠٢
استاد بافندگی زندگی!

دختر کنار دستی من

٩٦/٠٣/٠٤
برای شاد بودن، منتظر هیچ مردی نباش

نامه ای به دخترم

٩٦/٠٣/٠٤
قرارمان فردا شب...

پشت سکوت تب دار ماه

٩٦/٠٣/٠٦
شعری سروده خودم

عاصی شده ام

٩٦/٠٣/٠٣
جایی برای آدم های تازه

نترس و بگذار بروند

٩٦/٠٣/٠١
رسالت انسان

پرندگی

٩٦/٠٣/٠٤
شعری سروده خودم

بانوی پهلوی

٩٦/٠٣/٠٦
دنبال تو می گردم

امیدوارترین عاشق این حوالی

٩٦/٠٣/٠٤
باران در ظهر آفتابی

بمان کنارم

٩٦/٠٣/٠٣
بی هیچ تفسیری

رمضان یعنی رمضان!

٩٦/٠٣/٠٦
شعری سروده خودم

درد شادی

٩٦/٠٣/٠١
نوشته های خود خود من

به اسم صادق هدایت!

٩٦/٠٣/٠٦
تبلیغات
تبلیغات