دلتنگش بمان...

دلتنگش بمان...

نویسنده : alistersi

بد عادتش کردم! هر شب می‌نشست گوشه‌ای از اتاق و دلتنگی‌هایش را روی یک صفحه سفید خالی می‌کرد، چند شبی اما، با دلتنگی خوابید.

در بند و زندانی افکارش شد!

آخر کسی نیست به او بگوید: نمی‌شود که هر شب بنویسی! گهگداری هم باید دلتنگ بمانی، باید عذاب فراق را حس کنی، باید سرت را با درد روی بالش بگذاری تا روحت با درد،آرامش یابد!

راستش خودم هم نمی‌فهمم چه می‌گویم! فقط می‌دانم گهگداری هم بد نیست دلتنگ ماند! نمی‌دانم چرا این اراجیف را سر هم می‌کنم ولی امشب را می‌خواهم دلتنگ بخوابد!

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
راتا
راتا
٩٤/٠٤/٣١
٠
٠
پریشونی افکارتون روجالب جمع وجورکردید....زیبابود:)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٤/٣١
٠
٠
داتنگی بده :( خلیییی بده :(
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٤/٣١
٠
٠
باید مرد شه بالاخره !
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٤/٣١
٠
٠
دلتنگی خوبه :) آدم قدر لحظه های باهم بودنو بیشتر می دونه :)
L_rezaee
L_rezaee
٩٤/٠٤/٣١
٠
٠
غرولندی مودبانه از یک پریشان حال دلتنگ بهترین عنوان برای این متن است
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٤/٣١
٠
٠
فاصله هر قدر که زیاد باشه با یاد کردن از بین می ره ولی اگه دلتبرای کسی تنگ بشه هر چی یادش کنی دلتنگیت زیادتر می شه .
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/٠٤/٣١
٠
٠
دلتنگی هم انواع داره.نمیشه گفت که خوبه یا بد دلتنگی خوبه در صورتی که اوقات با هم بودن هم وجود داشته باشه ولی وقتی دیگه نمیتونی با کسی باشی دلتنگی بده
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
دلتنگ که باشی همه چیز برایت بی اهمیت می شوند جز او
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
سلام: درپناه ائمه(ع)سلامت باشید.
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
تبلیغات
تبلیغات