عشق ذاتی و عادتی

عشق ذاتی و عادتی

نویسنده : هادی.قنبری

عشق بی شناخت، وقتی که با یک لحظه دیدن، نه صد دل عاشق، ولی دریافت کننده یک انرژی و موج کایناتی می‌شوی. احساسی گم و سر بسته و در انتظار فوران و ناپیدا و نامفهوم تو را فرا می‌گیرد. آن ذره‌ی نهفته پدیدار شده و جوانه می‌زند. و رفته رفته تبدیل به غلیانی می‌شود درونی. بزرگ می‌شود. این عشق فراتر از یک محدوده‌ی به اشتباه تعریفی و خاص و بین افرادی خاص با جنسی مشخص است. شوری است به میزان ارزش و ماهیت وجود یک انسان و یا فراتر و در میان تمام مخلوقات. و این غلیان درونی می‌رود به سمت شکوفایی. همین شکفتن است که موجب ابراز اندک اندکی می‌شود که رو به سوی شناختی متعالی، همراه با زیبایی دارد. و درست آن که شایسته نیست این نیروی عظیم و خدادای و حسی و وجودی را با بایدها و نبایدها محدود و کنترل نمود. پس چه کنیم؟ هدف بازیچه کردن و تحقیرش نیست. بلکه بهره صحیح از آن است به گونه‌ای که این استفاده به معنای حاکمیت عقل محدود بر دنیای بیکران عشق نباشد؛ بلکه برابری عقل و عشق در کنار هم و مکمل هم. 

و اما دوستی و رفاقتی که بر شیوه شناخت تدریجی و یا شاید سنجیدنی منفعتی حاصل می‌شود. که این شناخت -خواه اختیاری و یا محکوم به شناختن در شرایطی- در درازا منجر به یک جبر جذبی بین طرفین می‌شود. جبری که تدریجی رشد نموده و به طوری آهسته و بدون اطلاع شخص القا می‌کند که: ای فرد، تو باید آن شخص را دوست بداری و به همین یک و یا حتی خیلی بیشتر که در ابتدا آشنایی‌هایی سطحی بوده‌اند، اغنا شوی. و همین آشنایی‌ها از سر غفلت و دست کم گرفتن و بی‌توجهی و احساس بی خطر بودن تبدیل به نوعی دوستی اجباری شده‌اند. طوری که طرفین خود این را قبول ندارند، زیرا عادت کرده‌اند، مهر از روی عادت. اما بهتر نبود که این حس را هدر نمی‌دادند؟ و البته از همین دوستی‌های عادتی نمونه موفق هم وجود دارد که در آن‌ها هر چقدر هم بگویند که بر اساس شناخت تدریجی بوده و سپس به یک پیوند محکم مبدل گشته، باید گفت پس در همان اول چه چیز این سیر و حرکت دو طرف را نسبت به شناخت یکدیگر سوق و امید داده است؟ در واقع این یکی می‌شود زیر مجموعه‌ای از آن یکی ...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
عشق ذاتی آسمانی است و عشق عادتی زمینی.نوشته شما دچار پیچیدگی است به اندازه دیدگاه شیخ اشراق درباره عشق
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/١٦
٠
٠
مهر از روی عادت .... قشنگ بو هادی جان
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٥/١٦
٠
٠
واقعن عم میشه عادت!ممنون:)
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٥/١٦
١
٠
قشنگ نوشته بودین ولی من یکم گیج شدم ، در کل هدف اصلی متن رو فهمیدم و خیلی خوب بود ، ممنون آقای قنبری مثل همیشه موفق باشید
پربازدیدتریـــن ها
دیوان خنده های تو

بفهم

٩٦/٠٥/٢١
کاش کسی شاملو و فروغ را صدا بزند

در نبودنت

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

یک مرد به جا مانده ای از عاشورا

٩٦/٠٥/٢٢
شیرینی اش را نفهمیدم

اولین حقوق کاری

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

می نویسم از تو

٩٦/٠٥/٢٢
این روزها همه چیز به تو مربوط است

نامه هایی به همسرم / نامه چهارم

٩٦/٠٥/٢٣
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
تو مکمل منی

بوسه های نگفته

٩٦/٠٥/٢٣
مردم این چیزها را باور نمی کنند!

موی سفید

٩٦/٠٥/٢١
عمریست برایت می نویسم

گمنام خاص

٩٦/٠٥/٢٣
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
از آرزوهای خوب

کمی وقت شناسی

٩٦/٠٥/٢١
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
شعری سروده خودم

موج خروشان قلم

٩٦/٠٥/٢١
ذهن من پر شده است از دیگران

خودم چی پس؟

٩٦/٠٥/٢٣
چند خطی برای امام مهربانی ها

تو هدیه امام خوبم هستی!

٩٦/٠٥/٢٥
تبلیغات