گفتند: اذان بگو! من از «او» گفتم
چند بیت دلنشین برای علاقه‌مندان به شعر و ادب

گفتند: اذان بگو! من از «او» گفتم

نویسنده : ایمان فروزان نیا

ساده لوحی در خانه ما موروثی است!

پدر تار می‌زد 

و می‌گفت جهان به آواز زنده است 

برادرم برای جنگ نامه می‌نوشت:

«تمامش کنید ابله‌ها

مگر نمی‌بینید

انسان کشته می‌شود»

و من فکر می‌کنم 

خاور میانه را

شعر نجات می‌دهد...

(ناهید عروجی)

======***======

صدای پای تو که می‌روی

صدای پای مرگ که می‌آید...

دیگر چیزی را نمی‌شنوم!

(حسین پناهی)

======***======

یک روز دو دلباخته بودیم من و تو!

اکنون تو ز من دل‌زده‌ای! من ز تو دلتنگ

(فاضل نظری)

======***======

«من» بی «تو» مرده‌ای متحرک تمام شب...

«من» بی «تو» سرد و خسته و ساکت تمام روز...

(نجمه زارع)

======***======

سال‌هاست

تلفنی در جمجمه‌ام زنگ می‌زند

و من

نمی‌توانم گوشی را بردارم

سال‌هاست شب و روز ندارم

اما بدبخت‌تر از من هم هست

او

همان کسی‌ست که به من زنگ می‌زند ! 

(رسول یونان)

======***======

عزیزم

ما حتمن عاشق همیم

که این ‌همه از هم دوریم!

(غلامرضا بروسان)

======***======

پیش از آن که معشوقه‌ام شوی

هندیان و پارسیان و چینیان و مصریان

هر کدام

تقویم‌هایی داشتند

برای حسابِ روزها و شبان

 و آنگاه که معشوقه‌ام شدی

مردمان

زمان را چنین می‌خوانند:

هزاره‌ی پیش از چشم‌های تو

یا

هزاره‌ی بعد از آن

(نزار قبانی)

======***======

من آن نیم که حلال از حرام نشناسم

شراب با تو حلالست و آب بی تو حرام

(سعدی)

======***======

ﺑﻲ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻳﻌﻨﻲ ﻣﻦ

ﻭقتی که ﺩﺭ آﻏﻮﺵ ﺗﻮ

ﺍﺯ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ

ﻧﻤﻲ‌ﻣﻴﺮﻡ ...!

(هانی محمدی)

==============

نه چتر با خود داشت

نه روزنامه،

نه چمدان.

عاشق‌اش شدم ...

از کجا باید می‌دانستم

مسافر است؟!

(مژگان عباسلو)

======***======

افسوس می‌خورم

وقتی که خواهرم

در این دروغ‌زار ِپر از کرکس،

فکر پرنده‌ای ست؛

فکر پرنده‌ای که ز پرواز مانده است.

(حمید مصدق)

======***======

h_khamooshi:

من آمده‌ام که با تو راهی بشوم

آنی که تو از دلم بخواهی بشوم

دریا بغلم کن! بغلم کن دریا!

می‌خواهم از این به بعد ماهی بشوم

(جلیل صفربیگی)

======***======

2nyadideh:

سكوت‏ آب

مى‏تواند

خشكى ‏باشد و فرياد عطش

سكوت‏ گندم

مى‏تواند

گرسنگى ‏باشد و غريو پيروزمندانه‏ى قحط

همچنان كه ‏سكوت ‏آفتاب

ظلمات ‏است 

اما سكوت ‏آدمى فقدان‏ جهان ‏و خداست

غريو را 

تصوير كن!

(شاملو)

======***======

Anise:

- ناخدا خورشید همونه که یه دست نداره؟

+ نه. همون که یه دست داره...

(ناخدا خورشید- ناصر تقوایی)

======***======

Anise:

بعضی مواقع فکر می‌کنم اونقدر دارم برای زندگی می‌جنگم که وقتی برای زندگی کردن ندارم...

(باشگاه خریداران دالاس- کریگ بارتن و ملیسا بالاک)

======***======

Dokhtare Mashreghi:

کدام پرنده...

با بوی تن تو...

پرواز میکند...

که باران را این‌گونه....

عاشقانه مینوشم! 

(بیژن نجدی)

======***======

Dokhtare Mashreghi:

تنها....

شعمی روشن کن...

و تیکه بزن به دیوار....

تا از سایه‌ها پروانه بسازم...

(کیانوش خان محمدی)

======***======

mah_sa:

 این بار دست معجزه را گرفته‌ام

تا در شبی ابدی

دقایقی را در کنار هم

به تماشای رقص مهتاب بنشینیم

و برای زمستانی که در پیش است

رویاهای‌مان را ببافیم،

چای بنوشیم

و دیگر هیچ...

(مآه سآ)

======***======

tooti-h:

و چه وسوسه انگیز می‌شود نگاه نجیبت که گاهی نصفه نیمه حواسش به من است...

و من! مجهز می‌شوم به تمام فنون نظامی برای عبور از مرز چشمانت!

کاش مرز نگاهت پاسپورت و ویزا نمی‌خواست هرگز!

======***======

فائزه:

نازت خریده‌ایم و کنون اخم می کنی!

این بود نازنین خدمات پس از فروش؟

======***======

فائزه:

شنیدمت که نظر می‌کنی به حال ضعیفان

تبم گرفت و دلم خوش، به انتظار عیادت

(سعدی)

======***======

Jalal:

امشب واژه‌هایم بارانی ست!

هوای دلم ابری شده؟

یا بغض تو شکسته؟

(سروده خودم)

======***======

Jalal:

از عمر دو روزی گذران ما را بس

یک لحظه وصل عاشقان ما را بس

هر چند دعای ما اجابت نشود

هم صحبتی تو در جهان ما را بس

(قیصر امین پور)

======***======

سلیمان حسنی:

به خونِ شهیدانِ جبهه قسم 

به کامِ دلیران تشنه قسم 

به غواصِ درکربلایِ چهار 

كه شد کشته با دستِ بسته قسم 

که شرمنده روح‌شان گشته‌ایم 

به روحی که از تَن گسسته قسم 

گُذَر از خطایم شهیدِ عزیز 

به بی ادعاهای کُشته قسم

======***======

Mahboubeh-A:

داخل که شدم «به نام آهو» گفتم

با اشک وضو گرفتم و «هو» گفتم

در مسجد عشق رفته بودم به نیاز

گفتند: اذان بگو! من از «او» گفتم

(علیرضا بدیع)

======***======

Mahboubeh-A:

گاه آنکه بـه ظاهر متمدن، بـدوی ست!

گاه آنکه گمان کنی ضعیف است، قوی ست!

فـرمـانـده اگـر بـاشـی میـدانـی گاه-

مفهـوم «عقب نشینی»‌ام، «پیشروی» ست!

(اصغر عظیمی مهر)

======***======

Kh_Z:

غم در دل من در آمد و شاد برفت 

باز آمد و رخت خویش بنهاد و برفت 

گفتم بتکلف که زمانی بنشین 

بنشست و کنون ز رفتنش یاد برفت

(مولوی)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
jalal
jalal
٩٤/٠٤/١٠
٠
٠
سپاس از دوستان بابت ارسال اشعار ناب
Anise
Anise
٩٤/٠٤/١٠
٠
٠
این دفــه واقــعا عالی شدش!!خعععلی خوب است!
فائزه
فائزه
٩٤/٠٤/١١
٠
٠
ممنون عالی بودن:)
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/١١
٠
٠
خیلی عالی بودن. نجمه زارع از همکلاسی هام بودن خوشحال شدم شعرشون رو دیدم :)
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/١١
٠
٠
نه اشتباه شد الان تو گوگل دیدم ایشون نیستن :|
هاچ
هاچ
٩٤/٠٤/١٢
٠
٠
هر گردی گردو نیست خب :)) :دی
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٤/١٢
٠
٠
خیلــــــــــــــــــی هم عالی...مرسی از همگی (^_^)
هاچ
هاچ
٩٤/٠٤/١٢
٠
٠
فائزه: نازت خریده‌ایم و کنون اخم می کنی! ... این بود نازنین خدمات پس از فروش؟ "سعید سلیمان پور" فکر کنم
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٤/١٩
٠
٠
دریا:این در گران لایق ما نیست عشق از فلک است عاشق ما نیست این نامه سر به مهر نامه است دست از طلب است بس که وفا نیست
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٤/١٩
٠
٠
نظرتونو بگین شاعرش دوس داره بدونه؛) ؛) ؛)
tooti-h
tooti-h
٩٤/٠٤/٢٩
٠
٠
گزارش کپی برداری تو بلاگم زده بود.سرچ کردم رسیدم به جیم ِ خودمون :)) ممنون بانو جان! بابت ذکر اسم! و انتخاب های خوبت! :)) :D
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨