یار زیبا روی / شعر

یار زیبا روی / شعر

نویسنده : Hamid_Bozorgvari

من ماندم و پروانه دل سوی او

او رفت و من در حسرتی کز روی او

شمع دل محفل جانان طلبید

در طلب یار همی رو سوی او

جملگی مجنون شدند در طلب لیلی صفت

دندان‌ها گرد آمد بر روی او

بر همه بگذشت و او من را ندید

من که بودم مست همیشه از بوی او

تا که دیدم قلب او هوشیار نیست

بیرون پریدم چو ماهی از جوی او

جان به جانان دادم و جانم گرفت

تا غم نگیرم بیش از این از سوی او

=============

پ.ن: این اولین و آخرین شبه غزلی بود که در 18 سالگی گفتم، خودم می‌دونم نه وزن داره نه قافیه، نیت فقط انتشار خاطرات بود

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
چشمم روشن‎:)‎ تو هیجده سالگی چقد پروانه ای بودین ‎;)‎
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
دیگه دیگه .... :)) .... ما هم یه زمانی جوون بودیم ... :))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
سلام: زیبا بود.دلتون شاد
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
ممنون استاد ... نظر لطفتونه ... مشکل همون دله که شاد نیست ... :))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
سلام:چرانباشه.بستگی به خودمون داره.بایدبخواهیم شادباشیم.زنده باشید
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
ممنون از شما ... :) ... ایشالا
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
ایشالا ... ممنون استاد ... پاینده باشید :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
سلام:قربان شما.ممنون
j_seyedi
j_seyedi
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
سلام...به به...حمید جان..دلم تنگ شده بود....در ضمن شعر هم عالی بود....
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
به به آقا جلال گل ... منم همینطور ... همین روزا ایشالا یه برنامه میچینم با بچه های جیم یه بعدازظهر دور هم جمع بشیم
غ-مریم
غ-مریم
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
خخخخخخخخ من كه وسطش موندم دقيقا آهنگش چيه منم يه شعر گفته بودم همون قديما ولي خوب اگه از شما چه پنهون ميترسم قلمم زير سوال بره برا همون منتشرش نميكنم
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
این ترانه که نبود آخه ... باید با احساسات لطیف و دکلمه ای بخونیدش ... خخخ ... خوش به حال ما که اصلا قلم نداریم که زیر سوال بره یا زیر تریلی و غصه ی این چیزارو نمیخوریم ... :))
z_taherian
z_taherian
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
اگه جان به جانان دادین اینجا چیکار میکنی؟؟؟؟؟؟
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
جانان پسش داد دیگه زهرا خانوم ... خخخ ... بهم گفتن جون آدمی که اینجوری زرتی بخاطر معشوقش دربیاد ارزش گرفته شدن نداره ... :))
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
رسیدن بخیر جاتون حسابی خالی بود جناب بزرگواری:) به خاطر پی نوشت من دیگه سکوت میکنم و چیز ی نمیگم:)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
ممنون خانوم نسرین خانوم ، حالتون خوبه ایشالا؟.... حالا شما فکر کنین مثلا پی نوشت نبود؟
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
بذارین چیزی نگم:)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
حالا فقط یه ایندفعه رو ... !
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
خودتون خواستینا!! 1- وزن که کلا نداره همه جا دچار سکته است 2- معنای خیلی شاعرانه ای هم نمیشه ازش اخذ کرد 3- مضمون خیل یتکرار یو دستمالی شده است 4- استفاده از یک سری کلمات برای شعری که به سبک کهن نزدیکه خیلی تو ذوق میزنه 5- ولی خب چون خودتون اشاره کردین که مال 18 سالیگه و صرفا جهت تجدید خاطره من به نقد خیلی ریز نمیپردازم. 6-باشد که رستگار شویم:)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٣
٠
٠
غلط کردم واسه همین روزا اختراع شده دیگه!
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٥/٠٣
٠
٠
دور از جونتون:) من مث دخترای خوب رد شدم رفتم خودتون اصرار کردین نقد شین:))
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٣
٠
٠
خخخ :))
h_komailinezhad
h_komailinezhad
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
مرحبا
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
ممنون از شما جناب کمیلی نژاد
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
............ رسیدن بخیر جناب بزرگواری ............. 18 سالگی و این حرفاااااااااا ؟! ؛)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
ممنون بانو یزدی.،. بله دیگه ... ۱۸ سالگی بود و هزار هزار رویای زیبای اون سن و سال!
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
درود حوید جان . قشنگ و معرکه مثل خودت عالی
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
اولا حوید جان خودتی ... ثانیا ما خیلی چاکرتیم ... چشات قشنگ خونده
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٤/٠٥/٠٣
٠
٠
:))شرمنده الان تازه دیدم اشتباه نوشتم.ببخشید حمید جان
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٣
٠
٠
اختیار داری ... چاکرتیم
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
حمید از 18 سالگی از دست رفتی
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
رفتم که رفتم .... :))
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٥/٠٢
١
٠
تا زلف او به باد صبا آشنا شده ست _ از دست دل عنان صبوری رها شده ست صائب
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
بسیار عالی و دلنشین بود سادات بانو ... ممنون از لطف شما ... :)
راتا
راتا
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
خوشحالم که برگشتید......جالب بود...18سالگی؟عاشقانه؟الان مجددمرورخاطرات؟
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
ممنون خانوم راتا خانوم ... لطف دارین... بله دیگه ، ما هم بله! :)
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٥/٠٣
٠
٠
به خاطر ابراز نظرتان بسیار سپاسگزاریم سلام عجب اوا ینی الان من ۱۸سالمه رفتم زیر سوال ؟؟ب خودم شک کردم ی لحظه اقا حمید
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٣
٠
٠
سلام خانوم غزاله خانوم ... :)) ... این کامنتتون یکم برام گنگ بود ، میشه یکم بیشتر توضیح بدین ، قضیه چیه؟ من چیکار کردم دقیقا؟ :))
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
خخخخخ اون اولش پاک نشده مث اینک ....وقتی میخواین پیام بذارید قبلش مینویسه«ب خاطر ابراز نظرتان...»این جمله مونده رو کامنت من ننوشتم یکم قاطی پاطی شده .........:):):):)
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
ن شما کاری نکردین نگران نباشین:):):):):)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
آهااااا ..... خخخ ... خیلی جالب بود :))
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠٥/٠٣
٠
٠
نجدید خاطرات خوب بود ؟
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٣
٠
٠
خداروشکر ... خوبه که با مرور خاطراتم لبخند کوچیکم همیشه کنارمه! :)
kianaz
kianaz
٩٤/٠٥/٠٦
٠
٠
عالي با طعم پرتقالي :) يادتون باشه پرتقال خوني هاي من و هم نداديد خخخخ واقعا قشنگ بود و بله وزن اصلاااااا نداشت اما خوب ديگه چون برا اولين و اخرين براتون بوده ميبخشم :)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٧
٠
٠
شما لطف میفرمایین! :)
s_darkling
s_darkling
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
قشنگ بود و پر از شور
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/١٠
٠
٠
ضمن عرض تشکر بخاطر ابراز نظرتون ... ورود شما رو به جمع جیمی ها تبریک میگم سامره بانو ... :)
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
ممنونیم که خاطراتتون رو برای ما هم گذاشتین، قشنگ بود مرسی
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
ممنون سحر بانو ... این لطف شمارو میرسونه .... :)
قاصدک-1
قاصدک-1
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
خاطرات گذشته حتی تلخشونم شیرینه! مخصوصا اگر خاطره تعلق خاطر باشه، ولو نخ نما و تاریخ مصرف گذشته!
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
مطمئنا همینطوره قاصدک خانوم ... چه خوب میشه اگه خاطرات جزیی از زندگی ما باشه و نه برعکس
َA_paridokht
َA_paridokht
٩٤/٠٥/١٨
٠
٠
سلام جناب بزرگواری شعر زیبایی بود پاینده باشید
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/١٨
٠
٠
سلام خانوم پریدخت ، لطف دارین ، چند وقته کم پیدا هستین؟
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
گرفتاری ها هر روزه اند و خوشبختی ها چموش.من هم لا به لای این کلاف سر در گم ایستاده ام...
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
عی وای برمن... خخخ :)) .... شما فرصت کردین یک سر به وبلاگم بزنین
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
آدرس وبلاگتون رو ندارم جناب بزرگواری وولی نگفتین فامیلی من و از کجا فهمیدین؟
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
توی وبلاگ بهتون میگم ... AsedHamid.blog.ir
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
سلام جناب بزرگواری روی مطلب لذت نمایش دوباره زندگی کامنت گذاشتم .2 تا هستش ممنون بسیار لذت بردم
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
ممنون از لطفتون
faezeh76
faezeh76
٩٤/٠٥/١٩
٠
٠
واقعا در 18 سالگی شعر زیبایی گفتید...
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/١٩
٠
٠
ممنون از شما فائزه بانو ... البته به این شدت که شما گفتی که فکر نکنم ... ولی میشه گفت یکم قشنگه! ... :))
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣