برو گردو بازیت رو بکن!
داستانی از لیلی و مجنون

برو گردو بازیت رو بکن!

نویسنده : Em Ad

مي‌گویند يک روز ليلي و مجنون با هم قرار مي‌گذارند، ليلي برای مجنون پيغام فرستاد كه انگار خيلي دوست داري من را ببيني؟ اگر نيمه شب بيایي بيرون شهر، كنار فلان باغ، من هم مي‌آیم تا ببينمت، مجنون كه شيفته ديدار ليلي بود چندين ساعت قبل از موعد مقرر رفت و در محل قرار نشست. ولي مدتي كه گذشت خوابش برد. نيمه شب ليلي آمد و وقتي مجنون را در خواب عميق ديد، از كيسه‌اي كه به همراه داشت چند مشت گردو برداشت و ريخت در جيب‌هاي مجنون و رفت.

 

مجنون وقتي چشم باز كرد خورشيد طلوع كرده بود، آهي كشيد و گفت اي دل غافل يار آمد و ما در خواب بوديم و افسرده

و پريشان برگشت به شهر. در راه يكي از دوستانش او را ديد و پرسيد چرا اين‌قدر ناراحتي؟ وقتي جريان را شنيد با خوشحالي گفت: اين‌كه عاليه آخه نشونه اينكه ليلي به دو دليل تو رو خيلي دوست داره، دليل اول اين‌كه خواب بودي و بيدارت نكرده به طور حتم به خودش گفته اون عزيز دل من كه در خواب نازه، چرا بيدارش كنم و دليل دوم اين‌كه وقتي بيدار مي‌شي گرسنه بودي و ليلي طاقت اين رو نداشته. پس برات گردو گذاشته تا بشكني و بخوري.

 

مجنون سري تكان داد و گفت: نه اون مي‌خواسته بگه تو عاشق نيستي، اگه عاشق بودي كه خوابت نمي‌برد. تو رو چه به عاشقي تو بهتري بري گردو بازي كني!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٢/٢٤
١
٠
بلــــــــــــــــــــی!هیچ کار لیلی ها بی حکمت نیست!جالب بود.ممنون آقا عماد:))))
Em Ad
Em Ad
٩١/١٢/٢٥
٠
٠
خواهش میشه ...!
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/٢٤
٠
٠
بچه پُر رو!! :)))
Em Ad
Em Ad
٩١/١٢/٢٥
٠
٠
کی ؟ من ؟ یا مجنون ؟ شایدم لیلی ؟!؟!؟! کدوممون ؟؟؟ ^_^
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١٢/٢٤
١
٠
اگر با من نبودش هیچ میلی چرا جام مرا بشکست لیلی.....لیلی این قصه کیه؟مسترعماد باز بوی عاشقی میادااااااا
Em Ad
Em Ad
٩١/١٢/٢٥
٠
٠
واقعأ چرا ؟ همش بوی عشق میگیره ! من بیخیالش شدم ، اون دست بردار نیست ! عشق رو میگما ...!!!!
m-nik110
m-nik110
٩١/١٢/٢٦
٠
٠
مشکوک میزنید ها!
Em Ad
Em Ad
٩١/١٢/٢٦
٠
٠
چطور ؟؟
taba_sa
taba_sa
٩١/١٢/٢٥
٠
٠
جالب بود.....
Em Ad
Em Ad
٩١/١٢/٢٥
٠
٠
ممنون ...
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١٢/٢٥
٠
٠
فکر کنم اون مرد راست گفته به مجنون.....ای بابا مجنونم خیلی بدبین بوده ها!!!!!!!!!!!!!!!11111
Em Ad
Em Ad
٩١/١٢/٢٥
٠
٠
اینم یه برداشته ...
imanhkt
imanhkt
٩١/١٢/٢٥
٠
٠
گردو خوبه ... مفیده ...
Em Ad
Em Ad
٩١/١٢/٢٥
٠
٠
بله ، دقیقأ ...
sasa10
sasa10
٩١/١٢/٢٥
٠
٠
?!whattttttttttttttttt
Em Ad
Em Ad
٩١/١٢/٢٥
٠
٠
^_^
m-nik110
m-nik110
٩١/١٢/٢٦
٠
٠
عشقهای امروزی این شکلیه!
Em Ad
Em Ad
٩١/١٢/٢٦
٠
٠
استثنا وجود داره همیشه ...
O0si
O0si
٩١/١٢/٢٦
٠
٠
اگه لیلی هم از مجنون خوشش می اومد براش پیتزا می گذاشت ... گردو مال خودش.
Em Ad
Em Ad
٩١/١٢/٢٦
٠
٠
پیتزا ؟؟ جالب بود !
هم سطر ، هم سپید
هم سطر ، هم سپید
٩٢/٠٢/٢٨
٠
٠
خوب الان چی شد
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/٠٤
٠
٠
هیچی ، شما راحت باش...
Faeze_v
Faeze_v
٩٣/٠٥/٠٤
٠
٠
یاد بزرگ ترین آرزوی مجنون افتادم که دوس داشته زیر پاهای لیلی جون بده چقد عشقای الان با عشق مجنون فرق داره...........
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/٠٤
٠
٠
عشقای الان ؟؟؟ مگه الان عشق پیدا میشه ؟؟؟؟
Faeze_v
Faeze_v
٩٣/٠٥/٠٥
٠
٠
پیدا میشه ولی جنسش فرق کرده....
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/٠٥
٠
٠
عشقی که جنسش فرق کنه ، دیگه عشق نیست ...
Faeze_v
Faeze_v
٩٣/٠٥/٠٥
٠
٠
قابلمه ها هم جنسشون فرق کرده ، دیگه قابلمه نیستن؟؟؟؟
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/٠٦
٠
٠
قابلمه رو با عشق مقایسه میکنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بعید بود ازت...
Faeze_v
Faeze_v
٩٣/٠٥/٠٦
٠
٠
ولی من بازم میگم هنوزم عشق پیدا میشه
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/٠٦
٠
٠
آره ، اما خیلی کم ...
Faeze_v
Faeze_v
٩٣/٠٥/٠٦
٠
٠
البته من خودم عشق ندیدم تا حالا.......
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/٠٧
٠
٠
ایشالا که ببینین ^___*
Faeze_v
Faeze_v
٩٣/٠٥/٠٧
٠
٠
و همچنین شما!!!!
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/٠٨
٠
٠
:)
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١
مرسی همه!

دلتنگت بودم

٩٦/١١/٠٢
چند خطی درباره سانسور کتاب

سانسور ممکن نیست

٩٦/١١/٠٢