از تو نوشتن تمامی ندارد

از تو نوشتن تمامی ندارد

نویسنده : Sara_Rh

باز برای تو می‌نویسم، خسته‌ام از همه واژه‌ها، همه ژست‌ها که تو را پنهان می‌کنم تا کسی متوجه تو در من نشود، کسی دنبال اسم تو نباشد. خسته‌ام، روزی نیمه پنهان ماه من بودی حالا هی تو را به عنوان غریبه‌ای جا می‌زنم که انگار شناسه‌ات را از یاد برده‌ام که شاید راهی برای ادامه با غیر تو پیدا کنم. ولی مگر می‌شود، تو بد در من جا خوش کرده‌ای، قصد سفر هم نداری، سفر برای رد شدنت کافی نبود، حداقل برای من، آن‌قدر آهسته و بی‌صدا رفتی که من بی‌صدا درونم با تو خداحافظی کردم.

برای من یک خداحافظی ساده هم کافی بود، تو فقط می‌گفتی خداحافظ، من خدا را به حفظ جان تو قسم می‌دادم و تمام بار سفرت را پر از آیه‌های روشن سلامتی می‌کردم ، حالا از آن رفتنت ماه‌ها می‌گذرد و من نیمه پنهان ماهم را به شهری سپرده‌ام که شنیده‌ام هوای غربتش سنگین است، حالا هر کجا هستی، چه فرقی می کند، فقط برایت آرزو دارم که ستون دلت محکم باشد، از داشته‌هایت راضی باشی و مصلحت خدا با آرزوهایت یکی باشد.  

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٤/١٧
٠
٠
ب سلامت!
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/١٧
٠
٠
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/١٨
٠
٠
خط آخر واقعا لایک برانگیزه!
Samira
Samira
٩٤/٠٤/١٨
٠
٠
موندن گاهی اوقات لیاقت میخواد اونی که میره لایق نیست...
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات