کمی بغض کن به حالم

کمی بغض کن به حالم

نویسنده : هادی حسن زاده

 بغض کن.

کمی بغض کن به حالم.

کمی ترحم، کمی گریه کن به حالم.

کمی نگاهم کن.

کمی حواسم را از خودت پرت کن.

اسمم را صدا نزن، من را همان «آقای چیز!؟» صدایم کن که بدانم حتی اسمم را هم نمی‌دانی...

کمی خودت را از من بدزد.

کمی در آغوش دیگری گرم شو که بدانم گره دستانت که هیچ، چشمانت را هم ندارم!

در میان حرف‌هایم کمی بغض کن.

کمی نباش تا با آرزوی دیدنت زندگی کنم نه با طمع داشتنت.

کمی هم باش تا سر پا بمانم و تکرار بی‌هدفی روزها و بغض‌های شب را توجیه کنم.

کمی بغض کن، که به انسانیتت شک نکنم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
فاطيما
فاطيما
٩٤/٠٤/١٤
١
٠
:)
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٤/١٤
١
٠
چ تناقضی!از اخر باشه یا نباشه؟!خخخخ
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/١٤
١
٠
بودن یا نبودن, مسئله این است..
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٤/١٤
٠
٠
موافق.
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/١٤
٠
٠
من هنوز ندیدم کسی رفتن بلد باشد و بماند !
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٤/١٤
٣
٠
بقول فاضل نظری :ظاهر آراسته ام در هوس وصل ، ولی/ من پریشان تر از آنم که تو می پنداری/ هر چه می خواهمت از یاد برم ممکن نیست/ من تو را دوست نمی دارم اگر بگذاری
na3er
na3er
٩٤/٠٤/١٥
١
٠
چه سوزی داشت این متن!!!
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٤/٠٤/١٥
١
٠
خیلی خوب بود.همیشه این پریشان گویی وقتی به وجود میاد که هنوز خبر نداری دوستش داری یا نه!یا اینکه اون دوستت داره یا نه!برای همین طوری قلم میچرخه روی کاغذ که هم بگی بمون هم بگی برو...
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
یکی بود مثل همه ما

آتنا رفت

٩٦/٠٤/٢٢
نکند اعتماد جامعه را سلب کنید

درد کنکور

٩٦/٠٤/٢٢
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
بیایید از این واژه نترسیم

بگو نمی دانم

٩٦/٠٤/٢٢
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
مراتب سیاه نمایی

من یک سیاه نما هستم

٩٦/٠٤/٢٢
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤
شعری سروده خودم

بی تاب ترین پنجره

٩٦/٠٤/٢٢
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
تبلیغات