دلم را گره کور زدم / شعر

دلم را گره کور زدم / شعر

نویسنده : t_niva

دلم را گرهی کور زدم تا نتواند؛ که ابلیس زمان باز کند یک گرهش را

شب قدر گذر کرد و نفهمیدم گوشه‌ای از منزلتش را

دلم خوش به نگاهی است که مکثی بکند روی این چاکر ناخلفش را

و ایوان نجف را که بلند است

بلندی که خمیده

پیش پای امامی که بلندا نظرش می‌کشد افلاک به پایین

و قربان نگاهش و قربان قدم‌های بلندش

که بین الحرمین می‌چکد امشب؛ و از شرم خموش است و دلش خون

و سروی که بلند است؛ هرچند که در نظر مردم خاکی خمیدست...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
لایک
t_niva
t_niva
٩٤/٠٤/١٨
٠
٠
:)
Niva
Niva
٩٤/٠٤/١٦
١
٠
در این شب ها... برای ظهور امام زمان مان زیاد دعا کنیم.. ممنون
t_niva
t_niva
٩٤/٠٤/١٨
٠
٠
ممنون از شما :)
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
ای خدا این وصل را هجران مکن
t_niva
t_niva
٩٤/٠٤/١٨
٠
٠
آمین
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
:"((( الهم الرزقنا زیارت الحسین(ع)
t_niva
t_niva
٩٤/٠٤/١٨
٠
٠
نجف بین الحرمین راه رفتن رو ابرهایی که رو زمین پهن شدن
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٤/١٦
١
٠
برای تعجیل امام زمانمونم صلوات
t_niva
t_niva
٩٤/٠٤/١٨
٠
٠
:)
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/١٧
٠
٠
جالب بود، ممنون
t_niva
t_niva
٩٤/٠٤/١٨
٠
٠
ممنون از شما که خوندین
Samira
Samira
٩٤/٠٤/١٧
١
٠
بح بح :))
t_niva
t_niva
٩٤/٠٤/١٨
٠
٠
:)
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٤/١٧
٠
٠
التماس دعا=)
t_niva
t_niva
٩٤/٠٤/١٨
٠
٠
محتاجیم به دعا
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٤/١٧
٠
٠
سلام:طاعات مقبول خدای یکتا
t_niva
t_niva
٩٤/٠٤/١٨
٠
٠
برای شماهم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٤/١٨
٠
٠
سلام ممنونم
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/١٧
٠
٠
خوب سرودید, کوتاه بود
t_niva
t_niva
٩٤/٠٤/١٨
٠
٠
ممنون از نگاهتون
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٤/١٧
٠
٠
سروده ی زیبایی بود
t_niva
t_niva
٩٤/٠٤/١٨
٠
٠
ممنون از نگاهتون
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
شعر زیبایی سرودی بانو
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

بزهکار

٩٦/٠١/٠٨
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید پس از آیت الله فقید

٩٦/٠١/٠٥
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساندویچ همبرگر

٩٦/٠١/٠٨
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

مِهر هایی که به آبان آورد

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

تکذیب های پادری‌ها راست بودند

٩٦/٠١/٠٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

پای من لغزید

٩٦/٠١/٠٤
تبلیغات
تبلیغات