آن نوشته‌ها مال من نبود!

آن نوشته‌ها مال من نبود!

نویسنده : زهرا‌ آقايي

از اين‌كه قطعي طولاني مدت بلاگفا بوي سياست مي‌دهد، بگذريم! از اين‌كه دلم براي دور همي‌هاي دوستان بلاگفايي تنگ شده است هم بگذريم. از اين‌كه برخي‌ نوشته‌هاي بدون بك‌آپم هم پريد، بگذريم...

اما چيزي كه مي‌خواهم نگذريم اين است كه هر روز، هر ساعت و هر لحظه ممكن است يك اتفاق بيفتند و يك چيزي‌مان را از ما بگيرد. ممكن است در يك زلزله تمام بود و نبودمان و عزيزان‌مان را از دست بدهيم؛ ممكن است در يك تصادف قطع نخاع بشويم و «راه رفتن»‌مان را از دست بدهيم. ممكن است با يك ضربه به سرمان، تمام حافظه، علم، تفكر، بينايي و حتي قدرت تكلم‌مان را از دست بدهيم. ممكن است با يك بيماري پوستي، تمام زيبايي‌مان را از دست بدهيم. و در نهايت ممكن است، همه چيزمان، همه چيزمان و همه چيزمان را در يك لحظه و در يك چشم به هم زدن از دست بدهيم؛ كه پيش پا افتاده ترين و راحت‌ترينش همان وبلاگمان است! چون اگر تمام نوشته‌هاي‌مان را از دست بدهيم، باز يك ذهن خلاق داريم كه مي‌تواند بنويسد، و بيآفريند. انگار تنها قدرت «خلق كردن» است كه در هر شرايطي مال خودمان است! انگار تنها خاطره‌ي اعمال خوب و بدمان مي‌ماند.

وقتي به هر چيزي كه به نظر مي‌آيد مال خودم است، فكر مي‌كنم، مي‌بينم در هر لحظه ممكن است از بين برود. پس چطور مي‌توانم ادعا كنم كه آن چيز مال من است؟ چطور مي‌توانم خودم را مالك آن‌ها بدانم؟ چطور مي‌توانم اين‌قدر وابسته‌ي آن‌ها بشوم كه شاد بودنم به وجود آن‌ها بسته باشد؟ (به استثناء عزيزان البته) و چرا بايد به خاطر از دست دادن چيزي مثل وبلاگ و آرشيو نوشته‌هايم، دنيا را تمام شده فرض كنم؟

شايد من هم بايد مثل شهيد «سعيد مرادي»، خودم را از تمام نوشته‌هايم مبرا بدانم. واقعيت را هم كه بخواهم در نظر بگيرم، همان مي‌شود. اين نوشته‌ها، مال من نيست. يعني هيچ چيز «ماس ما نیس!»

و سبحانك يا باقي...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
aassak13
aassak13
٩٤/٠٤/٢٠
٠
٠
ممنون این تلنگرها هر چند وقت یکبار برا آدم لازمه.
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
سلام. خواهش مي كنم:)
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٤/٢٠
٠
٠
ما هیچی ز خودمون نداریم حتی این خلاقیت رو.... مرسی بابت نوشته خوبتون.
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/٢٠
٠
٠
پس متعلق به کیست این خلاقیت؟.دلیل شما برای این ادعا؟
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٤/٢١
١
١
همه اینها از خداست.ما هیچی از خودمون نداریم. :)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
من فكر مي كنم "خلاقيت" رو فقط از خودمون داريم چون تو قرآن خدا گفته "اني جاعل في ارض خليفه" و ما قدرت خلق كردن داريم.
لیلی
لیلی
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
احسنت
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٤/٢٠
٠
٠
سلام:ممنون ازشما.پیروزوسلامت باشید
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
سلام. ممنون از شما. طاعاتتون قبول
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/٢٠
٠
٠
با هیچ چیز واس ما نیس مخالفم.تفکر،اختیار و زندگی متعلق به انسان است.اما نه به صورت مطلق و کامل،در حقیقت نه اختیار مطلق وجود دارد نه جبر مطلق.حوادث هم تقصیرند و هم تقدیر.این که مقوله ای از بین برود دلیل بر عدم تعلق آن به انسانها نیست بلکه حوادث در محو آنها نقش دارند.ولی با این که نباید وابسته آنها بود موافقم.
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
اين نوشته بحث جبر و اختيار نيست. بحث اينه كه موكدا "هيچ چيز مال ما نيست" اما ما مي تونيم در راستاي كمالمون ازش بهره ببريم و هر وقت كه در كمال روحمون خلل ايجاد كنه، با "اختيار" خودمون اما بدون آگاهي خودمون از زندگيمون كنار مي رن... در بحث هاي فلسفي هركسي يه نظر داره و اگه بنا بود همه مثل هم فكر كنند، تفكر معني نداشت. من هم به تمام نظرات احترام مي ذارم چون به تعداد انسانهاي موجود، فلسفه ي وجود هست.
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٤/٢٠
٠
٠
سلام مرسی از نوشتت عزیزم من شاعرم ترسیدم شعرامو قبل چاپ کتاب بذارم بردارن و دزدی ادبی کنن راستش واقعا ترسیدم و وبلاگمو پاک کردم
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
سلام عزيزم. ممنون از شما. اگر مي خواستين اشعارتون رو چاپ كنيد خب حق داشتيد همچين كاري كنيد. اما بعضي از شعرا اشعارشون رو پي دي اف مي كنن بعد لينك دانلودش رو ميذارن تو وبشون اما خب اگه كسي قد كپي داشته باشه همون رو دوباره تايپ مي كنه. موفق باشيد و چشمه ي شعرتون هميشه خروشان:)
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٤/٢٠
٠
٠
=)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
:) مرسي كه ديگه اون آواتار زشتا رو نمي ذاري. خيلي وقته مي خواستم ازت تشكر كنم فرصت نشد:)
n_rohani
n_rohani
٩٤/٠٤/٢٠
٠
٠
درسته همه چیز واس خداست ولی این خلاقیت و همه دارایی هامون با این که واس خداست در طول مالکیت خدا واس ماست
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
:)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٤/٢٠
٠
٠
سلام؛ یادداشت فوق العاده ای بود. دارای محتوایی که می دونم برخی از درک اصل ماجرا عاجزند. من منظور شما را دریافت کردم و تحسین می کنم این تفکرتون رو...
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
"كه يك كرشمه تلافي صد جفا بكند..." وقتي آدم مي بينه يه نفر، فقط يه نفر حرفش رو مي فهمه انگار دنيا رو بهش ميدن. مي دونيد؟ ماهيت نوشته هاي فلسفي اينه كه برداشت هاي متفاوتي ازش ميشه و من شخصا از اينكه از نوشتم برداشت هاي متفاوتي بشه حتي خلاف منظورم برداشت بشه ناراحت نميشم چون طبيعيه. اما وقتي آدم مي بينه برداشت هاي اشتباه به خاطر عدم مطالعه و اطلاع راجع به اون مبحثه واسش دردآوره حتي اگه اون نوشته مال خودش نباشه. جناب ميرزا شما حضورتون مثل هميشه مايه ي دلگرمي بود... در مورد اين متن كتابها ميشه نوشت. اما افرادي كه به درك عميق و درستي از وحدت وجود مي رسن، اين مسائل رو راحت درك و هضم مي كنند... باز هم ممنون و سپاس بي حد و اندازه...
میرزا
میرزا
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
خواهش می کنم، موفقیت شما آرزوی بنده س.
kiyan_t
kiyan_t
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
مطلب خوبی بود ممنون
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
سپاس
Narjes_sf
Narjes_sf
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
ما به چی خودمون این قدر مغرور شدیم واقعا؟؟حیف!حیف که حفظ تاثیر این تلنگرها سخته!عالی بود:)ممنون.
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
نمي دونم والله... اگه واسه خودمون تكرار كنيم. لا اقل روي يه برگه بنويسيم و بذارم كنار تختمون را روي ميزمون اون وقت بعد يه مدت ملكه ي ذهن ميشه و سخت نميشه:)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
ها والله :) شیک نوشت ی ودغدغه مند....قلمت مستدآم...اوقاتت همیشه به شادی (^_^)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
ممنون عزيزم. شيك مي خونيد شما:)
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
هیچ از ما نیست، حتی خود ما هم مال خودمان نیستیم. خوب نتیجه گرفتید..
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
سلام...بدون تشنگی آب معنا ندارد.،،،اگه فقط سلانت روحی وجسمی باشه...،همه چی هست..،روایت از معصوم علیه السلام داریم:اگر می دانستید...که ونآه قسنست شماست و قراراست بهذشما داده شپد و آنآه که قسنت شنا نیست و باید کرفته شپد،،.هرگز غصه از دست دادن چیزی رو نمی خوردید،،وهرکز...به داشته هایتان شاد نمیشدید.،،تنها چیزی که انسان از خود ش داره اختیارشه.،،مابقی حتی خپدش امانت که باید برگرده.،،آفرین به شما که فکرای خوب رو تلقین می کنید...
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٠
سلام. بدون تشنگي آب معني ندارد.... عالي بود. شما هميشه آخرين نفر مياين ولي خوب مياين:) اين حديث فوق العاده بود و اصلش هم همينه و آدم حتي بايد براي از دست دادن عزيزانش هم خدارو شاكر باشه. اما خب چون خودم هنوز به اون مرحله نرسيدم، نخواستم شعار بدم... اختيار هم به نظر من همون قدرت خلق لحظه هاست... كه بنده هم تو متن عرض كردن كه فقط قدر "خلق كردن" از خودمونه به معناي عميقش نه سطحيش و در نهايت اينكه ممنون از فكراي خوب كه به ما تلقين ميشه:) رد پاي قلمتون جاويد...
نفیسه
نفیسه
٩٤/٠٥/١٩
٠
٠
به نظرم تنها چیزی که متعلق به ادمه امیده و بس مثل همیشه عالی
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠