ببینید، من نه از شما بدم می‌آید نه کینه‌ی شتری دارم نسبت به شما. اما بیایید دنیای‌تان را از من جدا کنید! هر وقت من دستم را دراز کردم که با شما دست بدهم، آن موقع شما هم اگر دل‌تان خواست، با من دست بدهید! هر وقت من به شما سلام کردم و حال‌‌تان را پرسیدم، آن وقت شما بیایید به من سر بزنید. لطفا تا آن زمان من را از لیستِ کسانی که قرار است به‌شان لطف داشته باشید، حذف کنید.

متشکرم.

برسد به دستِ تمامیِ حشراتِ مقیمِ خانه‌مان

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
n_rohani
n_rohani
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
چقدر سرگشاده بود واقعا
Bluish
Bluish
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
خب سرگشاده بود دیگه!
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
به شیوه گفتمان متوسل شدید؟شاید نامه با این وضعیت پست هرگز به دستشان نرسد
Bluish
Bluish
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
بله! اونام خبر دارن البته! آنلاینن معمولن!
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
به این میگن توافق برد-برد‎;)‎
Bluish
Bluish
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
اگه باهام توافق کنن! توافق که نمیکنن! طرف مقابل بسیار بدعهده! د:
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٤/٢٣
١
٠
میازار موری که دانه کش است ...
Bluish
Bluish
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
مور که خوبه! مگسی که نه دونه حمل میکنه نه میترسه ازت نه میره ردّ کارش رو کجای دلم بذارم؟!
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
ثابت شد سیایت چماق و هویج جواب نمیده همه رو آوردن به توافق:)
Bluish
Bluish
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
بعــــــــله بعـــــــــله! تکبیــــــر حتا!
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٤/٠٤/٢٤
٠
٠
آقا اینجوری بدستشون نمیرسه براشون وایبر کن
Bluish
Bluish
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
آقا من خودم وایبر ندارم! برام اسمارت فون بخرن، براشون وایبری هم میفرستم!
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/٢٤
٠
٠
کسی گفت: حشرات را ازبرای چه آفریده اند؟ در جوابش گفتند : ازیرا که سر سرکشان به زیر آورد و بینی شان به خاک بمالد .... پس معلوم شد که الآن همه ظالمیم...
Bluish
Bluish
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
:) چه خوب گفته بود!
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠