عادت می‌کنیم...

عادت می‌کنیم...

نویسنده : وبگردی

آدم عادت می‌کند به وبلاگش، عروسکی که شب‌ها کنار تختش می‌خواباند، آل استارهای کهنه و کثیفش، کوله مشکی بزرگش، آدم به نوشتن عادت می‌کند، به خندیدن وسط گریه‌های شبانه عادت می‌کند، آدم به گربه‌های خیابان هشتم عادت می‌کند، به ناهار خوردن در ساعت 4 بعد از ظهر عادت می‌کند، به زنگ نخوردن تلفنش تا مدت‌ها عادت می‌کند، آدم به همه اس‌ام‌اس‌های تبلیغاتی همراه اول عادت می‍کند و با صدای اس‌ام‌اس دیگر از جا نمی‌پرد،آدم به این‌که کسی منتظرش نباشد عادت می‌کند، به این‌که حالش برای کسی مهم نباشد عادت می‌کند، آدم به تنهایی عادت می‌کند، به وانت سبزی فروشی که هر صبح توی کوچه داد می‌زند عادت می‌کند، به چشم‌های خمار و پف کرده و سردردهای مزمن‌اش عادت می‌کند، آدم به حال و روز بدش عادت می‌کند، به عکس‌های الکی خوش آب و رنگ و دلخوشی‌های مصنوعی‌اش عادت می‌کند.آدم به بی‌تفاوتی و بی‌خیالی عادت می‌کند، به همبرگرهای نیم سرخ شده و شلوارهای تا زانو پاره عادت می‌کند، آدم به قهوه صبح زود و آخر شب عادت می‌کند،به چسباندن عکس‌های روزهای خوشحالی‌اش به یخچال، به هم زدن مدام پیاز داغ توی ماهیتابه. آدم به دیدن سریال‌های بی سر وته و خواندن کتاب‌های عامه پسند عادت می‌کند، به باد کلافه کننده مستقیم کولر عادت می‌کند.آدم از یک جایی به بعد یاد می‌گیرد غر نزند، عادت کند.آدم به روزمرگی‌هایش عادت می‌کند، به پتویی که می‌کشد روی دماغش تا از سرما سرخ نشود عادت می‌کند، به دمپایی‌هایش و کیف پولش حتی. آدم یاد می‌گیرد الکی جلوی تمام دوربین‌های دنیا بگوید سیب و دندان‌های ردیفش را نشان بدهد و چلیک عکس الکی حالش را جا بیاورد. آدم به شیشه عینکش که خیلی وقت پیش شکسته عادت می‌کند، به جای زخم‌هایی که ساعت روی دست چپش گذاشته و به ریختن موهایش وقت برس کشیدن بعد از حمام. آدم به جویدن ناخن‌هایش عادت که هیچ دل می‌بندد حتی. آدم آدمِ عادت کردن است.

============

منبع:

http://acupofteaintheafternoon.persianblog.ir/post/435/

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/١١
٠
٠
و همین عادت هاست که حقیقت و عشق هر عمل را موقع انجامش از بین می برد
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/١١
٠
٠
من پس چرا هنوز به هیچی عادت نکردم ؟ پس چرا هنوز درد برام درده و خوشی برام خوشی ؟ چرا عادت نکردم به دردهام بی تفاوت باشم؟ :|
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/١١
٠
٠
عادت کردن یه جاهایی موهبته، وقتی خسته ای، وقتی تموم قلبت رو غم گرفته وقتی داری میمیری عادت خوبه :)
n_farahmand
n_farahmand
٩٤/٠٤/١١
١
٠
آدم از یک جایی به بعد یاد می‌گیرد غر نزند، عادت کند.آدم به روزمرگی‌هایش عادت میکند.. من عادت کردم.عادت به عادت کردن عادت به سکوت و عادت به ارامش داشتن..
زهرا
زهرا
٩٤/٠٤/١٢
٠
٠
عادت کرده ام ... به ایـنکه هــمــیــشه ... در بحران هــای زندگــی ام ... خــودم هوای خــودم را داشته باشم ... در شـــبــــهای بیخــوابی ... خــودم برای خــودم لالایی بخــوانم ... وقتی بغض میــکنم ... خودم ... خــودم را در آغــوش بگــیرم و دلــداری بدهــم ...
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠٤/١٢
٠
٠
ولی من نه به تنهایی عادت میکنم نه تاریکی! خعلی خوفناکه:-(
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
داستان تلخ میرزاخانی ها...

چگونه کشور خود را از پیشرفت عقب نگه داریم؟

٩٦/٠٤/٢٨
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
داستان کوتاه

من یک دختر رنگی رنگی هستم!

٩٦/٠٤/٢٩
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
کنکاشی در بیوگرافی جیم

رابطه جیم و ترامپ چگونه شکل گرفت؟!

٩٦/٠٤/٢٨
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
حرفم را قبول دارید؟

چاقی چه طور اتفاق می افتد؟

٩٦/٠٤/٢٧
من اهل بازی نیستم و تو خود خوب این را میدانی

دیر آمدی...

٩٦/٠٤/٢٩
تبلیغات