بچه‌های الان انگار نه انگار...
اندر احوال نسل جدید!

بچه‌های الان انگار نه انگار...

نویسنده : آرشام ایرانی

بچه‌ها در اتوبوس مشغول تخمه خوردن هستد و پوست تخمه را کف اتوبوس می‌ریزند. یکی باصدای بلند برای بقیه تعریف می‌کند: دیدی امروز آقا معلم گفت نشخوار نکن حیوون! همه می‌زنند زیر خنده.

راننده اتوبوس کنار خیابان نگه می‌دارد، با آرامش برمی‌گردد ، رو به بچه‌ها و با صدای رسا:

راست گفته معلمت! نشخوار نکن حیوون، نمی‌بینی چقدر تمیزه...

همه اتوبوس با هم می‌خندند، حتی خود بچه‌ها!

کافی بود یکی به من بگه بالای چشمت ابرو، از خجالت و عصبانیت می‌مردم، ولی بچه‌های الان انگار نه انگار...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
FAHIME.N
FAHIME.N
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
اقا ارشام همشون نه من داتم بااتوبوس بر می گشتم خونه پام خورد به پای یکی کلی معذرت خواهی کردم یا مثلا دختر بچهه اتوبوس تکون می خوره میفته رو من کلی مذرت خواهی می کنه
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
منظورم همه همه نبود.کلی بود
mah-tkh
mah-tkh
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
والا!!! انقده پررو شدن اینا!!! چی بشن بعدا!!!!!!1
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
ما پامونو جلو بزرگتر دراز نمی کردیم
وصال
وصال
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
یعنی خدا آخر عاقبت این نسل و بخیر کنه
Mostafa
Mostafa
٩٢/٠١/٢٠
١
٠
آمین
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
اره
Mostafa
Mostafa
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
اندر احوال نسل جوان حاضر که نگو و نپرس..!! ممنون از مطلبت آرشام خان..
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
مرسی مصطفی
Paeez
Paeez
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
نسل قرن ارتباطاتتن مثلا قدر ما دهه شصتیا رو کی می دونه؟
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
دیگه دهه 60 بر نمیگرده
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
هیشکی هیشکی.......
Paeez
Paeez
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
واقعا هم مادهه60 گلیم هممون چه بچه های عاقل و فهمیده وبا شعوری هستیم بعله...
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
اینطوری خوفه!!! :)
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
نع
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
چرا نع؟!!
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
چون ک
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
اگه این کارو می کردی تو اتوبوس به جای اینکه از حرف راننده عصبانی بشی باید از حرکت زشت خودت خجالت می کشیدی بیشتر.....
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
دقیقن
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
والله . اینا دیگه چی میخوان بشن . سپاس
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
بچه های دهه 80
sorme
sorme
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
هر سال که میگذره بچه ها بدتر میشن!!!!! ( حالا نه اینکه خیلی سالمه!)
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
متوجه نشدم
maryam
maryam
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
بايد ذات ادم خوب باشه....
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
ک خوب نیس
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
البته نه حرف معلم درست بوده نه رفتار بچه‌ها... بچه از بزرگتر یاد میگیره...
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
من ک پاک گیج شدم
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
دهه شصتیها که همه جوره سختی کشیدن
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
چ سختی کشیدن؟
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
بخاطر نوع تربیت والدینه
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
به خاطر ابراز نظرتان بسیار سپاسگذاریم
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
عجب با فرهنگ بودن اینا..ممنون نویسنده ارشام..
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
مرسی آسمانه
Niva
Niva
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
والا ما کجا و اینا کجا!!! واسه یه کاری رفته بودم سر کلاس بچه های راهنمایی. چون کلاسشون کوچیک بود میزا رو چفت چیده بودن و باید به زحمت ازشون رد میشدی. وسط زنگ درس یه هو یکی در کلاسو باز کرد و به یکی از بچه ها خبر به دنیا اومدن خواهرش رو داد. بماند که هیچ کدومشون معلم بیچاره رو حساب هم نکردن که هیچ....تازه دختری که خبر رو شنیده بود رفت بالای میزو از همون ردیف آخر از بالای میزا رد شد و اومد جلو و بی معطلی رفت بیرون! منو میگی تا آخر زنگ هنگ مونده بودم که واقعا چه اتفاقی افتاده بود!!! ولی معلم بیچاره که انگار از این حرکتا زیاد دیده بود فقط یه لبخند تلخی زد و هیچی نگفت!( البته مدرسه غیر انتفاعی بود) متاسفانه
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
واقعن آخرش چی میشهخ؟
mo_so
mo_so
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
موافقم
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
ممنون
مریم
مریم
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
میدونی برادر اینا همش دست پرورده ی سیاست تشویق به جای تنبیهه که به بچه ناقص العقل این اجازه رو میده تو جمع 80 نفری بزنه زیر گوش بزرگ فامیل پدر و مادرشم بهش هیچی نگن چون روحیه اش خش و ر می داره ای تو روح روحیه ی این بچه من بودم جفت پا میرفتم تو حلقش تا دفه دیگه از این غلطا نکنه واقعا مسببش خودمونیم عین بچه ندیده ها ناز بچه هامونو میکشیم این میشه که میبینی البته ما که بچه نداریم اما خوب دیدم دست مردم نخوردم نون گندم
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
موافقم دوست من
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
والا! دور زمونه ای شده اصلا آدم میمونه چی بگه!!!
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠١/٢٩
٠
٠
بی غیرتند دیگه نه؟
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
واقعـــــــــــــــــــــــــــــــــــــا احسنت...ممنون
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات