منم آهوی تو / شعر

منم آهوی تو / شعر

نویسنده : غزاله بانو

منم آن آهوي دشتي كه مي‌جويد نشان از تو 

تو هم آن ابر باراني كه مي‌بارد هزار از نو

منم آن خاك باكي كه ندارد رد پا از تو 

تو هم آن بي نشان هستي كه داري صد نشان نو 

تو آن دالان بي پايان همان نورالامان هستي

و من ياسي كه سربار است پرم از شور و از مستي

به هر تكيه كه من دارم به تو اي تكيه گاه من

قسم! بي تو ندارم يك نفس يك جايگاه امن

 بدون تو گرفتارم گرفتار دو گرگ آز

يكي شيطان يكي نفسم كه هر دو مي‌زنند يك ساز

 بدون تو نگار من هميشه اين دلم خواب است

دو چشم پر گناه من هميشه رو به مهتاب است

 بدون تو شكارم من شكار دزد آهوها

تو منجي اي و مي‌دانم چه باشد غو چه آهو ها

تو هستي چلچراغ  ما جهان درگير شب تاب است

در اين مرداب بيهوشي جهان انگار يك خواب است

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/١٣
١
١
تشبیهات و فضاسازی مناسبی داشتید اما برخی ابیات دچار ضعف عروضی هستند
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٤/١٤
١
٠
خیلی مرسی ک نظرتونو صریحا گذاشتین:) ولی ب نظرم اگر خودم با لحن خودم براتون بخونم شاید نظر شما عوض شه
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/١٣
٠
٠
جهان در گیر شبتاب است و تو چلچراغی, آفرین,
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٤/١٤
٠
٠
ممنون منتظر نظرای بعد ی تونم هستمااااااا
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/١٤
٠
٠
بی دریغ, حتما می نظریم..
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٤/١٤
٠
٠
ملسییییی؛)
z_taherian
z_taherian
٩٤/٠٤/١٣
٠
٠
خوب بود موفق باشی
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٤/١٤
٠
٠
خیلی ممنووووووووون
راتا
راتا
٩٤/٠٤/١٤
٠
٠
زیبا
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٤/١٤
٠
٠
مث خودتون؛)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٤/٢٨
٠
٠
زیبا بود...
هومن حقدادی
هومن حقدادی
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
پر معنا و ادبی ینی باریکلا :)
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
به خاطر ابراز نظرتان بسیار سپاسگزاریم واقعاااااا؟!؟!؟!اهوه هم خودمم هاااا میدونستییییین؟؟؟!!!
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
واقعاااااا؟!؟!؟!اهوه هم خودمم هاااا میدونستییییین؟؟؟!!!
روم
روم
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
عالی بود و زیبا
ali_sh
ali_sh
٩٤/١٠/٠٨
١
٠
بدون تو نگار من هميشه اين دلم خواب است دو چشم پر گناه من هميشه رو به مهتاب است این بیت رو خیلیییی دوست داشتم. خیلیییی فوق العاده بود افرین افرین
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
فوق العاده خوندین ممنون از حضورتون:)
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠