پي يك قطره اميد، من بريدم به فلك

همچو يك قطره آب پي يك تكه ابر 

تا به ياسين‌ها رفتم طه را ديدم

لب جوي كوثر آبي نوشيدم

و دوباره تا فراسوي خيال 

زير سايه‌هاي طوبي آرميدم

من در آن‌جا جز اميد چيزي نديدم

من از آن بالا 

پي ظلمي گشتم پي يك بي رحمي

روي دامان زمين

روي دامان درخت

پي ظلمي كشتم پي يك بيرحمي 

روي پر هاي كبوتر 

روي سنگي 

در ميانه راه يك جوي بلند

و سحر مي‌شد و در ظلمت شب

من هنوز

تابش خورشيد را 

روي گل‌هاي چمن ميديدم

پي چي مي‌گشتم

پي يك قطره اميد؟

مگر آن تابش خورشيد در ظلمت شب

روي گل‌هاي چمن

اميد نبود

مگر آوازه‌ى آب 

مگه پر هاي كبوتر

اميد نبود؟

 به زمين برگشتم

گل را بوييدم

لب جويي رفتم

آب را نو شيدم

من در اين سوي زمين

آرزوهايم را بوسيدم

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/٠٤/٣١
٠
٠
احسنت
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
ممنوووون بازم ببینمتون بین نظرا:):):)
h_komailinezhad
h_komailinezhad
٩٤/٠٤/٣١
٠
٠
حاصل خاقانی از سودای تو - چشم گریان و دل بریان بماند . خاقانی
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
چ قشنگ
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٤/٣١
٠
٠
آفرین .خوب بود .
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
سلام ب تشویقاتون نیازمندیم:)))):::))))
ی دوست
ی دوست
٩٤/٠٥/٠١
١
٠
اخی خیلی قشنگ بود
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
ممنون ی دووووووست
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
کلماتم را در جوی سحر می‌شویم لحظه‌هایم را در روشنی باران‌ها
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
شاعرش خودتونین؟
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
خیر.دکتر شفیعی کدکنی
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٥/٠٣
٠
٠
بله تازگی نمدونم چرا اسمشونو زیاد دوروبرم میبینم
reza_zdr
reza_zdr
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
پي چي مي‌گشتم پي يك قطره اميد؟ مگر آن تابش خورشيد در ظلمت شب روي گل‌هاي چمن اميد نبود عالی بود ...
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
ممنون از نظرتون وقتی از کره زمین فراتر میریم همه جا مبشه ظلمت ولی خورشید همچنان میتابه در اصل منظورم اینه
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
عالی ..
راتا
راتا
٩٤/٠٥/٠٢
٠
٠
زیبابود.......اول اسمت وفامیلت منوعجیب یادیه نفرانداخت:(
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
بگین شاید اشنا درومدیم. خخخخخخ خوب میشه هااا
راتا
راتا
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
گلاره رضایی....دوست عزیزدوران دانشگاهم:)
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٥/٠٣
٠
٠
اخییی بگین شاید اشنا درومدیم خخخخ سعادتیه خودش
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٣
٠
٠
خوب و قشنگ بود غزاله خانوم ... آفرین ... نگاه زیبایی داشت :)
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
نگاه زیبایی داشت یا داشتممم؟؟ خوشحال شدم دیدم کامنت گذاشتین
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٤
٠
٠
اگه میدونستم اینقدر خوشحال میشین یه داستان مینوشتم واسه کامنتم ... خخخ ... منظور همون نگاه شما بود :))
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٥/١٥
٠
٠
دلنشین سرودین (:
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٥/١٧
٠
٠
مرسی دلنشینه چون امیدوارانه است زندگی رو اگه تلخه با عسل قورتش بده دروغه ک میگن با یه من عسلم نمیشه قورتش داد
هومن حقدادی
هومن حقدادی
٩٤/٠٥/٢٠
٠
٠
دیگ مطمئن شدم خبرایی هس ....یادتون باشه من کشف کردمتونا :) .......بعله شاعر بزرگ پا ب میدان گذاشت
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
Wowچ کشف بزرگی کردین همه جا بگین چون این کشف شما از انرژی هسته ای مهم تر بود.همیشه اولینا تو ذهن ادم میمونن نگران نباشین=)
g_rezaei
g_rezaei
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
راستی تاحالا انقد ذوق نکرده بودم پیش خودمون بمونه
ali_sh
ali_sh
٩٤/١٠/٠٨
٠
٠
خیلی خیلی عالیه. کم کم باید ب فکر انتشار ی کتاب شعر باشید ها.مطمعنم قطعا جزو بهترین ها میشید :)
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
اااا.. واقعا؟! عجب انرژی دادین بهم مرسی انشالله تابستون اینده:))
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات