تنها مگر می‌شود؟

تنها مگر می‌شود؟

نویسنده : z_fakoor

و یتیمی درد دارد، به خاطرِ تنهایی. و خدا را شکر که یتیم نیستم اما درد دارم بخاطرِ تنهایی...

و کسی هست که درک کند این حالِ معلق بودنِ مرا ؟ و کسی هست درک کند نیمه ماندن زیارت عاشورایم را؟ و تپیدنِ دلی که ترس دارد از فردا

و نگاهی که دیگر رنگِ آشنا نمی‌گیرد به خویش . و گاهی دل گرفتن بی هیچ می‌شود .و آن هم فقط گاهی ست.

ودلم عجیب می‌خواهد که کمی... فقط ،کمی شاعر باشم. «وچه آرزوی محالی ست ...برایِ شاعر بودن... مگرنه؟»

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/١٣
١
٠
بسیار شاعرانه نوشتید.. خوب اما کوتاه
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٥/١١
٠
٠
ممنونم
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/١٣
٠
٠
من درد مشترکم مرا فریاد کن
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
با فریاد کارِ آدم به جایی نمیرسه ولی آدم کمی راحت میشه
kiyan_t
kiyan_t
٩٤/٠٤/١٤
٠
٠
باید روی شعرهایتان کار کنید
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٥/١١
٠
٠
حتما
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥