پیش‌رفت و تکامل لزوما خوب نیست

پیش‌رفت و تکامل لزوما خوب نیست

نویسنده : Bluish

همه‌ی حس‌ها همان قدیمی‌شان خوب است. شاید مخالف باشید و تا صبح برایم مثال نقض بیاورید اما من سرِ حرفم می‌مانم و می‌گویم بزرگ‌ترین حس‌ها، همان قدیمیِ‌شان خوب بوده. همان قدیمیِ پیشرفت نکرده‌شان. و در مقابلِ بهتر بودنِ لذتِ کشفِ یک خلقت، پیش‌رفت و تکامل هر چقدر هم که بزرگ باشد، هرگز لذت‌بخش‌تر از همان قدیمیِ‌شان نخواهد بود.

تلاش‌های داوینچی و بینه برای پرواز، و حسِ نابِ رهایی در آسمان و تحملِ رنج‌های برادرانِ رایت برای پرواز کردن‌شان و صبر بر تمام ِصدمات و شکستگی‌های استخوان‌شان لذت بخش‌تر بود یا این‌که شما در هواپیما بنشینید و سرتان را با نگاه به بافتِ صندلی‌تان گرم کنید و انتهای هیجانِ پروازتان -اگر شانس بیاورید- دیدن یک رنگین کمانِ کروی از شیشه‌ی هواپیما باشد؟

یا هیجانِ بِل و واتسن در برابر روبرو شدن با اعجاز تلفن با احساس شما وقتی یک تلفن را جواب می‌دهید و اصلا هیچ حسی نسبت به گوشیِ در دست‌تان ندارید، قابل قیاس است؟

یا احساسِ دیوی وقتی لامپ گداخته را اختراع کرد با احساس شما نسبت به لامپ کنونی بعد از قرن‌ها که از پیش‌رفت و تکاملِ لامپ گذشته، برابر است؟

همه‌حس‌ها همان قدیمی‌شان خوب بود. یا لااقل اگر بخواهیم از فرض‌مان به یک حکم خوب برسیم، هیجانِ رو به رو شدن با کشف‌های بزرگ، در همان ابتدایش خوب است، صرفاً همان ابتدایش.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
jalal
jalal
٩٤/٠٤/٠٩
٠
٠
تکنولوژی باید پیشرفت کند ولی نباید انسانیت را محو کند
Bluish
Bluish
٩٤/٠٤/١٧
٠
٠
بله درسته. ممنون از نظرتون...
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٠٩
٠
٠
شما داری لذت کشف و استفاده، در حقیقت لذت کشف و کمک به تسهیل یک امرو باهم مقایسه میکنین؛ یکیش هیجانه و دومی آسایش! مسلماً تو این مقایسه اولی برنده س‎;)‎
Bluish
Bluish
٩٤/٠٤/١٧
٠
٠
نه منظورم این نبود. نقص از قلمِ منه که خوب توضیح ندادم. مثلا شما پرواز رو در نظر بگیرین. چون اینقدر این صنعت پرواز پیشرفت کرده من هرگز نمیتونم از حسِ پروازی که بشر با آرزوی اون پروازو آدمیزه کرد لذت ببرم. تکنولوژی باعث شده که کاربراش از حس های خیلی بزرگی محروم بشن. و این حس ها لزومن حسِ کشف نیست... اونایی که داشتن سعی میکردن با پرش از ارتفاع و همراه بال مصنوعی بپرن، دنبال لذتِ خودِ پرولز بودن نه لذتِ کشفش... ومنم در حسرت لذت همون خود پروازم... ممنون از نظر خوبتون دوست عزیز :)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠٤/١٧
٠
٠
منو یاد متن خودم انداخت :دی http://rainbow-9-colors.blogfa.com/post/4 چه عکسی هم براش گذاشتن :) مثل همیشه متفاوت و پراز فکر :) یک انیمه ( کارتون) دیدم ک طرف بمب هسته ای رو برد تو اسمونمنفجر کرد و باعث شد برق کل ژاپن اگه اشتباه نکنم قطع شه و دوباره ملت از نو شروع ب زندگی کنن.بدون تکنولوژی کنن. شاید مالیخولیایی باشه ولی من ب شدت ازین کار خوشم اومد و باش موافقم و تو متنمم گفتم. کاش میشد هر از چن گاهی همه چیزو از نو ساخت تا تکراری و ملال اور نشن
Bluish
Bluish
٩٤/٠٤/١٧
٠
٠
:) سلام فوفانو جان :) ممنون از نظرت... منم باهات هم عقیدم :) آخ که چقدر بدون تکنولوژی ممکنه جالب باشه دنیا...
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
چقدر نبودنت توی ذوق می زند

شاید یک شروع جدید

٩٦/٠١/٢٩
دشمن خدا

دروغ ممنوع!

٩٦/٠١/٢٩
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
اندر حکایت انتخابات ریاست جمهوری

ناموسا می دانستید؟!

٩٦/٠١/٢٩
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
چرا باید هزینه پرداخت؟

تابلوی خیلی تابلو

٩٦/٠١/٢٩
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
از والیبالیستی تا خوابیدن با چشم های باز

معلم ها در گذر زمان

٩٦/٠١/٣١
تبلیغات
تبلیغات