امتحان بندگی در حال برگزاری ست
پای سفره خدا / ارمغان هشتم

امتحان بندگی در حال برگزاری ست

نویسنده : اکرم انتصاری

سودای ریاست بزرگ است، آن قدر که هر شب با پروبال دادن به آن سیراب نشوی. حروف تابلوی «مدیریت کل»روی دیوار، به اندازه آمال و آرزوهایت دور و دراز است. وقتی آفتاب به حروف طلاکوبش می‌خورد حسابی برق نگاه آدم را می‌دزدد. با باز شدن در، دنیایی به وسعت آرزوهای دست نیافتنی‌ات به تو سلام می‌کند. ممکن است بعضی در مقابلت تا کمر خم شوند یا شاید مثل این سریال‌های کلیشه‌ای آبدارچی با چند چک پول به سراغت بیاید. جوهر خودکارت زیر توافقی بلغزد و به تیتر یک تمام جراید کشور تبدیل شوی. در حالت اول «م .الف» به اتهام اختلاس بزرگ چند هزار میلیاردی بازداشت شد و در حالت دوم «مصاحبه با مدیر موفق فلان سازمان». اصلا شاید کسی از تو تقدیر و تشکری نکند. شکار لنز دوربینی نشوی ولی لنز بزرگتری تو را تعقیب کند. دنیای تو به وسعت همان صندلی در اتاق مدیریت است و این صندلی، صندلی امتحان است .

یک بار تمام حرف‌هایش را می‌خواند، کاغذ را تا می‌کند و در جیب کت اتوکشیده‌اش می‌گذارد تا فردا صبح زیر شیشه میز اتاق مدیریت در اولین روز کاری‌اش جا خوش کند ..

==================

وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلاَئِفَ الأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ

و اوست كسى كه شما را در زمين جانشين [يكديگر] قرار داد و بعضى از شما را بر برخى ديگر به درجاتى برترى داد تا شما را در آنچه به شما داده است بيازمايد، آرى پروردگار تو زودكيفر است و [هم] او بس آمرزنده مهربان است . ( انعام -165)

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
سلام و طاعات قبول! یکی از یکی بهتر! «مگر نه این است که هیچ کس را تا به بلایِ کربلا نیازموده اند، از دنیا نخواهند برد؟»... آفرین بر شما
a_entesari
a_entesari
٩٤/٠٤/٠٥
٠
٠
کربلا و آزمودن در کربلا کار بزرگ مردی در قامت حسین(ع) و عباس (ع) و زینب (س)و هفتاد و دو تن بود و بس.. ما با همین بلاهای کوچک صبرمان طاق می شود و ...
میرزا
میرزا
٩٤/٠٤/٠٥
٠
٠
سلام بر شما؛ کلام شهید آوینی ست در مقام بیان آزمون و امتحان و الا کدام یوم، عاشورا و کدام ارض، کربلا؟!
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
بسیار عالی. واقعا تو هر پستی خیلی باید حواسمون باشه پامون نلغزه. محشر بود :)
a_entesari
a_entesari
٩٤/٠٤/٠٥
٠
٠
خطر لغزندگی در پست های بزرگتر هی بیشتر می شه :) مرسی سحر بابت حضور همیشگی و خوبت
jalal
jalal
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
هر انسانی هر لحظه در خطر انحراف و گمراهی است.هر کس بتواند در اوج قدرت و ثروت باوجدان باشد یک انسان واقعی است کسی که شرافتش را به ریالی نفروشد
a_entesari
a_entesari
٩٤/٠٤/٠٥
٠
٠
بله عزت نفس بالایی باید همیشه همراهت باشه تا بتونی از خیلی چیزا چشم بپوشی، امیدوارم یک لحظه به حال خودمون وا گذاشته نشیم.
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٤/٠٥
٠
٠
بله باید خوب حواسمونو خوب جمع کنیم...مرسی از شما عزیزجان (^_^)
a_entesari
a_entesari
٩٤/٠٤/٠٦
٠
٠
این روزا خیلی حواس پرت شدم به این معنا ..:(
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠٤/٠٧
٠
٠
بی تعارف خودم دلم میخواست همشونو بخونم فقط ب خاطر نتم و سختیش هی مینداختمش عقب پس فک نکن واسه تعارفه، خودم دلم میخواد حرف تو بهونه ای شد برا عملی کردنش :) و ببخشید ک راجع ب طرز نوشتنو اینا نظر نمیدم چون اصلا بیشتر رو مفهوم من تکیه میکنم تا این چیزا. خب خیلی جالب بود این. یه جورایی اول کسل کننده به نظر میرسید با این ک حرفای خوبی توش بود ولی جمله ی اخر از کسل کننده بودن درش اورد و جالبش کرد :) فقط کاش بشه ب جایی برییم ک ناخوداگاه خوب باشیم نکه هی ب خودمون یاداوری کنیم خوب باش. خوب باش :( ( خب بعدیاشو بعدا میخونم چون میترسم نتم ته بکشه =)
a_entesari
a_entesari
٩٤/٠٤/٠٨
٠
٠
ناخودآگاه خوب بودن نیازمند کلی تمرین ِ تواضع و خشوعه ، کاش بهش برسیم :)
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
زندگی کردن با نقاشی ات را دوست دارم

بابا لنگ دراز عزیزم

٩٥/١٢/٠٨
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات