چالش نویسندگی

چالش نویسندگی

نویسنده : m_mousavi

سلام. در دانشگاه ما (خواجه نصیر) و به پیشنهاد یکی از اساتید قرار است یک پروژه آزمایشی انجام شود به این شرح:

کتابی تألیف شود که در هر فصل آن یک داستان (یا نوشته‌ی) کوتاه با دو دید مختلف نوشته شود. یک دید کاملا خوشبینانه و یک دید هم کاملا بدبینانه. یعنی به یک موضوع واحد از هر دو دید پرداخته شود یا یک داستان واحد از هر دو دید نوشته شود. می‌توان از دو طریق این داستان‌ها را نوشت:

راه اول: این‌که داستان را از نگاه دو شخصیت مختلفِ داستان نوشت که یکی بد بین است و دیگری خوشبین.

راه دوم: این‌که از نگاه یک شخصیت واحد، دو بار و هر بار با یک رویکرد..

مسئولیت تألیف یا جمع آوری مطلب به عهده بنده است و فرصت چندان زیادی هم نیست. شاید این ایده کاملا جدید نباشد اما نحوه پیاده کردنش جدید و جذاب است. یعنی کتاب یک کتاب ساده معمولی نیست و اگر در مرحله آزمایشی موفق باشد (و مورد پسند استاد قرار بگیرد!) به مرحله‌ی چاپ هم ممکن است برود که به خاطر نوع ساخت و استفاده از این کتاب (که فعلا مجاز به توضیح دادنش نیستم) قطعا با موفقیت رو به رو خواهد شد، که در واقع موفقیت نویسنده‌های داستان‌ها یا نوشته‌های کوتاه این کتاب است.

من به واسطه‌ی سال‌ها وبلاگ نویسی این را می‌دانم که استفاده از نگاه و ایده‌های بکر وبلاگ نویسان جوانی مثل خودمان، بهترین انتخاب برای جمع آوری فصول این کتاب است. و از همین تریبون از همه دوستان جیمی اهل قلم و خوش ذوقم درخواست می‌کنم که حتما با شرکت در این چالش به ما کمک کنند.

فقط سه تذکر،

اول: هر دو داستان شما یکی است در واقع! یعنی کلیت وقایع یکی است و فقط دید شما در هر کدام یک جور است. یک بار خوشبینانه و یک بار بدبینانه.

دوم: هر کدام از داستان‌ها در چند صفحه (مثلا پنج-شش صفحه) نوشته شود و زیاد طولانی و زیاد کوتاه نباشد. البته در موارد نادری می‌توان استثناء قائل شد.

سوم: دقت کنید که وقتی نگاه بدبینانه است کاملا بدبینانه اما باور پذیر باشد. همینطور وقتی که از دید خوشبینانه نوشته می‌شود. (مثلا طوری نباشد که شخص خوشبین سرخوشانه همه چیز را خوب ببیند! نه. واقعا خوشبین باشد.) تا خواننده بتواند با هردو همذات پنداری کند. ضمنا داستان (یا موضوع) نباید حتما به جای مشخصی برسد. ( مثلا وقتی بدبین باشیم حتما به سزای این بدبینی مان برسیم و یا برعکس). یعنی حتی می‌تواند برشی از یک زندگی یا توصیفی از یک شرایط باشد. مهم خوب پرداختن و باور پذیر بودنش است.

با هر میزان تجربه در وبلاگ نویسی و داستان نویسی، شرکت کردن‌تان در این چالش ما را خوشحال می‌کند.

امیدوارم تا ده روز آینده داستان‌های خوبی جمع آوری شود. ضمنا به نویسنده بهترین داستان هدیه‌ی کوچکی از جنس کتاب و به دلخواه خودشان (فقط به رسم یادگاری) اهداء می‌شود.

نوشته‌های خود را از طریق پروفایل کاربری‌تان برای جیم بفرستید و در قسمت عنوان بنویسید «چالش نویسندگی»، سایت جیم هم این مطالب را بدون تاخیر منتشر می‌کند.

ممنونم از این‌که با بازنشر این مطلب (همراه با عکس موجود در همین پست) به گرم شدن این چالش و داشتن خروجی بهتر کمک می‌کنید!

www.delestoon.blog.ir

ممنون از همکاری‌تان

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Bita_Kh
Bita_Kh
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
من یه داستان اماده دارم همین حالتی که شما میگید ... اما کاملا بد بینانه و خوشبینانه نیست ... از دو بعد مختلف به قضیه نگاه کرده که می شه گفت مخالف همه ... خوبه ؟ اگه خوبه چه طوری و تا چه زمانی وقت دارم براتون بنویسم و بفرستم ؟
m_mousavi
m_mousavi
٩٤/٠٤/٠٥
٠
٠
سلام. اگه بتونید بازنویسی ش کنید که بهتره:) داستان رو بفرستید و اگه مناسب بود پیش ما می مونه ( خوب که حتما هست، منظورم از مناسب، در راستای هدف ما بودنش هست)
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
:)
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
به به خیلی هم عالی. هستیم در خدمتتون :)
m_mousavi
m_mousavi
٩٤/٠٤/٠٥
٠
٠
لطف می کنید :)
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
اممم من دوتا سوال دارم!میشه دوتا داستان بفرستیم؟و اینکه اگه5,6 صفحه بشه خوب توی سایت منتشر میشه؟خیلی طولانی میشه ها؟!
jalal
jalal
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
با فرمایش شما موافقم.مطالب طولانی را نمی توان در جیم منتشر کرد،مخاطب هم علاقه ای به خواندن آنها ندارد
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٤/٠٥
٠
٠
نکته درستیه؛ خوب داستان ها رو بفرستید اگر طولانی نبود که توی سایت هم منتشر میکنیم وگرنه حتما برای آقوی موسوی ایمیل می‌کنیم. یادتون نره توی عنوانش بنویسید چالش نویسندگی
m_mousavi
m_mousavi
٩٤/٠٤/٠٥
٠
٠
داستان ها میتونن کوتاه تر هم باشن. ضمن این که اصلا قرار نیست توی سایت منتشر بشه ! چون درصورتی که تصمیم به چاپ گرفته بشه صحیح نیست که داستان از قبل منتشر شده باشه. اما اگه داستان شخصی با توجه معیار های گفته شده انتخاب نشد، چند روز بعد از پایان وقت ارسال آثار به اون شخص اطلاع داده میشه که داستانش رو اگه خواست جایی منتشر کنه. که البته امیدوارم دوستان با وقتی که میذارن و استفاده از ذوق سرشارشون داستان های خوب و قوی شون رو برای ما ارسال کنند :)
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٤/٠٥
٠
٠
:| مطالب توی سایت منتشر میشه، اگر هم قراره به دست شما برسه باز هم از طریق سایت جیمه.
m_mousavi
m_mousavi
٩٤/٠٤/٠٥
٠
٠
البته در مورد عدم انتشار داستان ها توی سایت ( که در پاسخ قبلی این کامنت گفتم ) حرفمو پس می گیرم و چون اینجا جو انتقادی هستش به نظرم میتونه به بهتر شدن داستان ها کمک کنه :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٤/٠٥
٠
٠
خیلی هم عالی :) چالش دوس میداریم...فقط تا 10 روز آینده یعنی تا چهاردهم دیگه؟!
s_kasiri
s_kasiri
٩٤/٠٤/٠٥
٠
٠
سلام ببخشید داستان هارو چجوری میتونیم بفرستیم براتون؟
m_mousavi
m_mousavi
٩٤/٠٤/٠٥
٠
٠
دوستان این متن رو بنده 1 تیر توی وبلاگم قرار دادم و یادم رفت برای اینجا ویرایشش کنم. عذر می خوام . مهلت ارسال کار تا 10 تیر هستش:)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٤/٠٥
٠
٠
اوکی :)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٤/٠٥
٠
٠
این متنو تو وبلاگ خانم خسروی هم خونده بودم! شما همکلاسی هستین آیا؟ جالب بود :)) البته شایدم یکی بازنشر کرده! بهرحال موفق باشید.
m_mousavi
m_mousavi
٩٤/٠٤/١٠
٠
٠
خانم خسروی از دوستان بلاگی بنده هستند که لطف کردند این پست بنده رو بازنشر کردند :)
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٤/٠٤/٠٦
٠
٠
خیلی هم خوب :)
m_mousavi
m_mousavi
٩٤/٠٤/١٠
٠
٠
بعله !
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/٢٢
٠
٠
الان این داستان را میشه نوشت؟یا مهلت ارسال اثار تموم شده؟
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥