چهره اول صبح آدم‌ها

چهره اول صبح آدم‌ها

نویسنده : r_mohebbi

به چهره اول صبح آدم‌ها دقیق شوید. توی تاکسی، اتوبوس، پشت چراغ‌قرمز، ادارات و ... . سرد، مضطرب.

ریشه اکثرش هم «ریال»ی‌ ست و عصبانیت از رفتار برخی بالادستی‌ها.

«رضایت از زندگی» گم‌شده ایران ماست. نمی‌دانم اگر امام‌خمینی(ره) زنده بود چه واکنشی نشان می‌داد به حال و روز حالای ایران‌مان، خاصه آن‌هایی که دین را دام کرده‌اند.

میزان؛ چهره اول صبح آدم‌هاست.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
shabnam_r
shabnam_r
٩٤/٠٤/٢٥
١
٠
کاش امام خمینی زنده بود و این روزارو میدید...این بودآب وبرق مجانی؟نفتی که میخواست بیاره سرسفره هامون؟پس چی شد؟
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٠
با این که نباید مشکلات شخصی در ارتباط با دیگران تاثیرگذار باشد اما گاهی تند می شویم.هیچ کس جای دیگری نیست تا حالش را بفهمد
h_komailinezhad
h_komailinezhad
٩٤/٠٤/٢٥
٠
٠
اگر توکل و قناعت پشتوانه کار ما باشد ، اضطراب و دلهره در سیمای آدم ها جایش را به آرامش و خونگرمی می دهد .
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
ما عاشقیم و درد به نزدیک ما دواست - دولت همه فقیری و راحت همه بلاست . قلندریات
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
وقتی شب توی رختخواب با فکر به تک تک مشکلات مختلفی که داریم به خواب میریم/ و تو خواب هم کابوسشون رو میبینم نه رویا/ توقع میره صبح هم با همچین چهره ای از خواب پا شیم
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
خوشبختانه در مورد من صدق نمیکنه همیشه لبخند رو لبمه عین سرخوش ها :))) ممنون کاش یکم بیشتر مینوشتین :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٤/٢٧
٠
٠
سلام: دلتون شادوعیدتان فرخنده باد.
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات