جفا بهتر است از ظلم!

جفا بهتر است از ظلم!

نویسنده : r_mohebbi

دست‌هایم لزج شده بود. به همکارم گفتم «به نظرم اگه صابون همه‌جا مخصوصاً تو ادارات و اماکن عمومی، جای‌گزین مایع دست‌شویی بشه، دو درصد در مصرف آب صرفه‌جویی می‌شه»! سرش را به علامت «دیوونه!» تکان داد و خندید. دوباره رفتم سمت توالت برای دست ‌شستن. صحنه‌‌ای دیدم عجیب. مدیر کل سابق‌مان داشت دست‌شویی‌ها را می‌شست و طی می‌کشید. سه ماه داشت تا بازنشستگی. هیچ‌وقت جواب مشخصی نگرفتم از کسی که «چرا حاجی بعد از عمری مدیریت و رئیس بودن در جاهای مختلف، شده کارشناس معمولی؟» ولی یک چیز برایم اظهر من الشّمس بود؛ پاک ‌دست بود، سالم بود.

*

بازداشت بقایی و خبر زندانی شدن محمدرضا رحیمی و مهدی هاشمی و ایضاً اختلاس‌های میلیاردی اخیر و داستان‌های خاوری و بابک زنجانی و مه‌آفرید خسروی و ... که صفرهای‌شان آدم را Google می‌کند (می‌گویند گوگل از کلمه googol گرفته شده كه به معنای عدد یك با صد صفر در جلوی آن است) و بداخلاقی‌های برخی مدیران را که گه‌گاه خبرهایش در رسانه‌ها (مخصوصاً مجازی) منتشر می‌شود، فارغ از مسائل سیاسی نگاه کنیم. از منظر افکار عمومی و مدیریتی؛ یک: چند دستگاه و نهاد ناظر داریم؟ بشمریم با انگشتان دست؛ حراست، بازرسی، ارزیابی عملکرد و پاسخ‌گویی به شکایات، دیوان محاسبات، تعزیرات و... . دو: شخصیت حقیقی مدیر/ رئیس باید نزدیک (حالا نه منطبق) با شخصیت و جایگاه حقوقی‌اش باشد. کارهای مهم را باید به آدم‌های مهم سپرد. اگر شخصیت حقیقی پایین‌تر از شخصیت و جایگاه حقوقی باشد، این ظلم است به مردم و اگر شخصیت حقیقی بالاتر از شخصیت و جایگاه حقوقی باشد، این جفا است به مدیر / رئیس و مردم. جفا بهتر است از ظلم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
jalal
jalal
٩٤/٠٤/٠٩
٠
٠
ارتباط منطقی مابین این دو ایجاد کردید منتها دچار پراکندگی است به نظرم.ارتباط می توانست قوی تر باشد
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٠٩
٠
٠
گفتنی ها کم نیست ولی خب خانه از پای بست ویران است...
kianaz
kianaz
٩٤/٠٤/٠٩
٠
٠
بله جفا بهتر از ظلم عالي با طعم پرتقالي ^__^
Samira
Samira
٩٤/٠٤/١٠
٠
٠
زیاد متوجه منظور نشدم :)
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/١٠
٠
٠
برای مردم، قطعا جفا بهتر از ظلم. ولی نسبت به مدیر می تونه جفا برداشته بشه. وقتی که مدیر رشد کنه..
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
نمی خواهم برگردم

حجره بهشت

٩٦/٠٣/٢٧
تبلیغات
تبلیغات