گفت: آقا؛ بیدار شو... این‌جا آخر خطه.

گفتم: مگه می‌شه، تازه حرکت کردین.

گفت: خیلی وقته رسیدیم آقا!

اطرافم را نگاه کردم، هیچ کس نبود، حتی دوستم. باورم نمی‌شد، همیشه تا آخر مسیر با هم بودیم. چرا بدون من؟ چرا بی‌خداحافظی؟

گفت: زودتر از تو به آخر خط رسید، نخواست بفهمی.

تنهایی داشت آزارم می‌داد. گفتم: میشه منو دوباره برگردونین؟

گفت: راهی نیست.

نمی‌دانستم آخر  به آخر رسیدم یا اول به آخر؟ چرا آخر من باید این باشد؟ بلیطم را اشتباه گرفتم یا رویای من این بوده؟!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/١٠
٠
٠
:) انشالله همیشه فرصت برای شروعی تازه داشته باشین
jalal
jalal
٩٤/٠٤/١٠
٠
٠
هر صبح تولدی دوباره است
آتی
آتی
٩٤/٠٤/١٠
٠
٠
جالب بود موفق باشید :)
jalal
jalal
٩٤/٠٤/١٠
٠
٠
ممنون از شما
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/١٠
٠
٠
وای از آن روزی که به آخر خط واقعی رسیم و دیگر راه برگشتی نباشد..
jalal
jalal
٩٤/٠٤/١٠
٠
٠
و بدانیم هنوز کارهایی ناتمام داریم
n_rohani
n_rohani
٩٤/٠٤/١١
٠
٠
راهی برای بازگشت نیست کاش یه ری پلی وجود داشت
jalal
jalal
٩٤/٠٤/١١
٠
٠
ای کاش همینطور بود
میرزا
میرزا
٩٤/٠٤/١١
٠
٠
سلام؛ نوشته های کوتاه و دوست داشتنی آقا جلال؛ مرسی که هستی و می نویسی و گاهی تلنگری کوچک می زنی!:)
jalal
jalal
٩٤/٠٤/١١
٠
٠
درود بر شما و ممنون از لطف شما
راتا
راتا
٩٤/٠٤/١١
٠
٠
خوبه هرزگاهی یادخودمون بیاریم که ممکنه راه برگشتی نباشه.....ممنون زیبابودش:)
jalal
jalal
٩٤/٠٤/١١
٠
٠
دقیقا همینطوره
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٤/١١
٠
٠
همه مسافرای دنیاییم ... کاش همیشه یادمون بود که اگه بود قدر همدیگه رو موقعی که هستیم هنوز می دونستیم ...
jalal
jalal
٩٤/٠٤/١١
٠
٠
بیا تا قدر هم بدانیم/که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٤/١٧
٠
٠
سلام:شادمان وسعادتمندوسلامت باشید
پربازدیدتریـــن ها
نامه ام را به دستش برسانید

راستی خدا...

٩٧/٠٢/٣١
آماده تر از همیشه

کار دل دلدادگی و کار او دل کندن است

٩٧/٠٣/٠٣
شعری سروده خودم

انقلاب سفید

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

شرمسار

٩٧/٠٣/٠٢
یاد تو را بسیار کنم

سه سخن رمضانه

٩٧/٠٢/٢٩
خارج از شهر و خارج از مرز!

رانده شدن به حاشیه شهر

٩٧/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

خورشید هشتم

٩٧/٠٢/٣٠
انشای یک دانش آموز دبستانی درباره ازدواج

غلط کردی!

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

خیال بودنت

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

عشق شاید که بشکند من را...

٩٧/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

امید آخر شد افسانه

٩٧/٠٣/٠١
حکایت تلگرام و سروش

نامادری!

٩٧/٠٢/٣٠
این بیماری لاعلاج

یخچال گردی چیست؟

٩٧/٠٢/٣٠
عاشقی بی‌همتاترین حس زندگی‌ست

سر مشق عشق

٩٧/٠٣/٠١
لحظه ای را از دست ندهید

مسابقه بزرگ

٩٧/٠٢/٣١
در حسرت خرید دوربین

آرزو یا افسانه

٩٧/٠٣/٠٣
استغفر اللهَ ربی و اتوب علیه

داروی بی موقع

٩٧/٠٢/٣١
اصلا مهم نیست چه زمانی برگردی

جمله ات را تمام نکن! برو...

٩٧/٠٣/٠١
شعری سروده خودم

بیا آقاجان

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

نحس

٩٧/٠٣/٠٥