کار دنیا... / شعر

کار دنیا... / شعر

نویسنده : n_rohani

کار دنیا را ببین آخر مرا دیوانه کرد

دخمه ذهن مرا از بیخ و بن ویرانه کرد

هر چه را کشتم به زحمت تا کز او نانی خورم

دانه‌اش را برده و نان مرا کاهانه کرد

تکه نان سفره بیچارگان را جمع کرد 

سفره‌ی مردان ثروتمند را شاهانه کرد

هر کسی را که به عنوان رفیق‌ام نام برد

خنجری را در درون قلب من رندانه کرد

آن کسی که پشت من را گرم می‌کرد با حضور

لحظه حساس با من بدتر از بیگانه کرد

کفتران جلد را از قلب من پراند و رفت

عاقبت آن جغد نحس در قلب من کاشانه کرد

هر چه راند از پیش من خوشبختی و خیرات بود

جای خوبی‌ها و زشتی‌ها در این‌جا لانه کرد

هر کسی با روزگار کشتی گرفته باخته 

من که سازش کرده بودم او مرا دیوانه کرد

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
دریا بدون ماهى قرمز چه بى معناست. دنیا بدون شاعر دیوانه دنیا نیست
n_rohani
n_rohani
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
ممنون واقعا همین طور هست که شما میگین
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
زیبا بود
n_rohani
n_rohani
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
مرسی از حضورتون
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
اگه این دیوانگی ها نباشه که دنیا دیگه جای موندن نیس!
n_rohani
n_rohani
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
هم با نظرتون موافقم هم مخالف ممنون از حضورتون
aassak13
aassak13
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
خوش به حالم امروز تو جیم چقدر شعر بود که بخونم، ۳پا۳
n_rohani
n_rohani
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
خوش به حاله من که شما لذت بردین ممنون
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
بح بح!دم شاعرش گرم:)
n_rohani
n_rohani
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
مرسی از تشریف آوردنتون
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
احسنت بر شما ، ولی دنیای بدبخت خیلی هم مسئول نیست آدماش مسئولن
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٤/١٧
٠
٠
سلام:زیبابود.لذت بردم.شاعرخودتون بودید؟سعادتمندباشید.
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٤/١٧
٠
٠
زیبا سرودین ممنون:)
n_rohani
n_rohani
٩٤/٠٤/٢١
٠
٠
از حضور تون ممنون
پربازدیدتریـــن ها
محکوم به فراموش شدنم

اینستاگرام لعنتی!

٩٦/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

فاعلی که همیشه مفعول است!

٩٦/٠٩/١٤
فرزندت را قورت بده تا قورتیده نشود

چگونه فرزندان خود را تربیت کنیم؟

٩٦/٠٩/١٥
به تو ظلم کردم...

من به تو بدهکارم

٩٦/٠٩/١٩
عذرخواهم اما...

نامه ای برای حسین(ع)

٩٦/٠٩/١٦
این سبک را زنده نگه داریم!

مکاتبه پشت صندلی

٩٦/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

قلب اجاره ای

٩٦/٠٩/١٨
من و پنجره به انتظار نشسته‌ایم تو را

کاش باز شود پنجره ای به ماه

٩٦/٠٩/١٨
روزها می‌گذرند...

چرا زنده باشم؟

٩٦/٠٩/١٦
دوست دارم زندگی رو

تعریفی از خوشبختی

٩٦/٠٩/١٥
آرامش کتابخانه

یک جای دنج

٩٦/٠٩/١٩
مدفون شده در آلودگی‌‌های شهر بزرگم

گرمای شب های سرد

٩٦/٠٩/١٨
خاموشی همه جا را در بر می گیرد

شهر خاموش

٩٦/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

فخر عالم

٩٦/٠٩/١٥
در آستانه سی سالگی

میم من را خوب بشناس

٩٦/٠٩/١٩
دلم می‌خواهد تسلیمش باشم

مهرت به دلم نشسته

٩٦/٠٩/٢٠
و تنها تو مرا دوایی

بخوانش دلتنگتم…

٩٦/٠٩/٢٠
تبلیغات