ترجیح می‌دهم مردمان را از دور بنگرم؛ بی‌نزدیک شدن، بی‌قضاوت، بی‌سنگ محک. و به آن‌ها از سر مهر لبخندی می‌زنم و سر به زیر رد می‌شوم. من تنها پای قضاوت کسانی می‌نشینم که از بطنی پاک پا گرفته باشند، از نانی پاک شاخ و برگ گرفته باشند و در دامنی پاک‌تر سرشت‌شان بافته شده باشد؛ که اینان پرونده‌شان با غیبت چهاردهمین معصوم بسته شد و دیگر هیچ....

===============

پی نوشت: این یادداشت حدود یک سال پیش در سر در وبلاگم «دنیای وارونه من» قسمت خوش آمدید نوشته شد.

اما متاسفانه به دلیل خرابی بلاگفا به این متن دسترسی نداشتم، تا این‌که با استفاده از سایت‌های کپی کار (البته بیشتر  کپی‌ها با ذکر منبع بود) توانستم این یادداشت را پیدا کنم و در این صفحه، مجددا ثبتش کنم.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٠٧
٠
٠
زیبا‎:)‎
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٤/٠٤/٠٧
٠
٠
عالی بود و یک درد و دل خوب:)موفق باشید.
1-ghasedak
1-ghasedak
٩٤/٠٤/٠٨
٠
٠
ممنون =)
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٤/٠٧
٠
٠
بی قضاوت=)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٤/٠٧
٠
٠
سلام:قلمتان ماندگاروجانتان سلامت باد.
1-ghasedak
1-ghasedak
٩٤/٠٤/٠٨
٠
٠
تشکر جناب
jalal
jalal
٩٤/٠٤/٠٧
٠
٠
خداوند تنها دادگر بر حق و خردمند است
H_bavar
H_bavar
٩٤/٠٤/٠٨
٠
٠
سلام،بله قاضی واقعی ما نیستیم ...
1-ghasedak
1-ghasedak
٩٤/٠٤/٠٨
٠
٠
اما متاسفانه همه جز این فکر میکنن =(
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٤/٠٨
٠
٠
زیبا بود
1-ghasedak
1-ghasedak
٩٤/٠٤/٠٨
٠
٠
شرمنده دوستان سرم خیلی شلوغه اگه فرصت نمیکنم مطالب زیباتونو بخونم به بزرگی خودتون ببخشید. اگه من در جیم مینویسم به دلیل پیشنهاد دوست خوب و صاحب قلمم خانوم زهرا آقایی بود.اما شاید به دلیل مشغله زیاد به ثبت یادداشت هام صرفا در وبلاگ اکتفا کنم. کم و تیش حضور منو ببخشید....
na3er
na3er
٩٤/٠٤/٠٨
٠
٠
اللهم عجل لولیک الفرج
1-ghasedak
1-ghasedak
٩٤/٠٤/٠٨
٠
٠
اللهم عجل لولیک الفرج.......
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٤/٠٩
٠
٠
قبلا مستفيض شده بوديم از اين نوشته:)
1-ghasedak
1-ghasedak
٩٤/٠٤/٠٩
٠
٠
فدای تو دوست عزیزم =))))
میرزا
میرزا
٩٤/٠٤/٢٦
٠
٠
سلام؛ محتوای این متنتون عالی بود و حرفی من باب اون ندارم. اما از لحاظ نگارش، نکته ای رو خدمت شما عرض می کنم. به این فعلِ این جمله دقت کنید: «ترجیح میدهم مردمان را از دور بنگرم» بعد از کلمۀ «محک» نقطه گذاشتید و با «واو» شروع کردید. خب، این اشکال به وجود میاد که فعل های بعد از «واو»، هم خوانی با جملۀ اول ندارند. بله، اگر واو نبود، می شد اینطور شروع کرد: «وقتی می رسم بهشان، از سر...» و ادامه تا آخر... به نکات ویرایشی بسیار اهمیت بدین که خیلی خیلی در انتقال مفاهیم مؤثرند. بازم ممنون و موفق باشید! :)
قاصدک-1
قاصدک-1
٩٤/٠٤/٢٧
٠
٠
سلام، سپاس فراوان جناب.........
پربازدیدتریـــن ها
افشین یدالهی هم رفت

این سال کبیسه همچنان مسافر می گیرد

٩٥/١٢/٢٦
دردی که بزرگ تر می شود

هیس! اینجا گوش شنوایی... هست

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
این آخرین یادداشت زندگیم است

ذوب شدگی

٩٥/١٢/٢٥
دیگران را فراموش نکنیم

آن طرف چهره نوروز

٩٥/١٢/٢٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
احساس ناب یکی شدن

اگر روزی ازدواج کردم

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
ممنون از عشق...

انگار عاشقي

٩٥/١٢/٢٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
تو رفتی

کاش می شد...

٩٥/١٢/٢٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
دلم به حالش می سوزد

اسفند سوخته!

٩٥/١٢/٢٨
مرا تا خورشید بالا ببر

احساس ترس می کنم

٩٥/١٢/٢٨
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات