اما دوستت داشتم

اما دوستت داشتم

نویسنده : r_zeyghami

یک روز اسم من بر سر زبانها می افتد و همه به خویشاوندی با من، دوستی با من و همسایگی با من افتخار می‌کنند. آن روز که دیگر دستت به من نمی رسد، افسوس این را بخور که روزی التماس کردم بمانی و نماندی و به این افتخار کن که خویشاوندم نبودی، دوستم نبودی، همسایه‌ام نبودی، اما...

دوستت داشتم!

 

پی نوشت: دوستان گرامی من مصداق آن شعر هستم که می‌گوید: شاعری وارد دانشکده شد، ذوق خود را به نگهبانی داد! باور کنید دوست دارم مطالب و اشعار جدید برایتان بفرستم اما ندارم. این کار مال شاید 5 سال پیش است، اما دوستش داشتم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٤/٠٧
٠
٠
دوران جوانی یه شعری با این مضمون داشتم یادش بخیر...
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٤/٠٤/٠٧
٠
٠
بله مضمون های عاشقانه تقریبا یکیه اما با دید و حس متفاوت.هرکس به طریقی عشق رو چشیده و نوشته.ممنون که خوندید
میرزا
میرزا
٩٤/٠٤/٠٧
١
٠
سلام؛ چرا نوشتید دوست دارم مطالب و اشعار جدید؟ مگه جایی متشر شده و دوستان خوندن؟ اگه نه که جدیده دیگه... چقدر هم حس های خوبی داره مطالبتون :)
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٤/٠٤/٠٧
٠
٠
نه این کار تکراری نیست و فقط تو محافل ادبی دانشگاه خوندمش اما چون از نوشته های قدیم منه دوست داشتم الان که بار علمی بهتری دارم بی غلط تر و جدید و بهتر بنویسم اما نمیشه.همین متن های دوران دانشگاه رو میذارم.متشکرم
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٤/٠٧
٠
٠
حس خوبی بود..ممنون.:)
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٤/٠٤/٠٧
٠
٠
خوشحالم که حس خوبی رو بهت انتقال دادم.مر۳۰
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٤/٠٧
٠
٠
کار دله!کاریش نمیشه کرد=)
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٤/٠٤/٠٨
٠
٠
آره واقعا هیچ کاریش نمیشه کرد.لطف کردی خوندی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٤/٠٧
٠
٠
سلام:پیروزوسلامت باشید
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٤/٠٤/٠٨
٠
٠
تشکر
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٤/٠٨
٠
٠
سلام:زنده باشید
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٤/٠٧
٠
٠
امیدوارم موفقیتهاتون روزافزون باشه و شادیهاتون بیش از پیش ... :))
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٤/٠٤/٠٨
٠
٠
خیلی ممنون.
jalal
jalal
٩٤/٠٤/٠٧
٠
٠
می ترسم روزی سراغم را بگیری ولی فاصله ی من و تو افقی نباشد
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٤/٠٤/٠٨
٠
٠
جمله ی خوبی بود.ممنون از کامنتتون
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤