من همیشه هستم؛ همان جای همیشگی!

من همیشه هستم؛ همان جای همیشگی!

نویسنده : zahra_hosseini

همیشه من باید آخری باشم. من باید کسی باشم که حق تصمیم گیری ندارد. من باید کسی باشم که این پیامک را می‌خواند «بهترین کمکی که میتونی بهم بکنی اینه که دیگه بهم پیام ندی خداحافظ» 

و من نباید پیام می‌دادم. من آدمی بودم که بی هیچ دلیلی از رابطه‌هایم خط می‌خوردم. من آدمی بودم که حق نداشتم بپرسم چرا؟  من باید می‌گفتم چشم و خداحافظ !

آدم‌های زیادی در زندگی‌ام آمده‌اند و خودشان هم رفته‌اند و خواسته‌اند که من پیگیر رفتن‌شان نشوم. دوستان زیادی را همین طور بی‌هیچ دلیل قانع کننده‌ای برای خودم از دست داده‌ام و بعدش چه کارکرده‌ام؟ هیچ!

دلم هم که برای‌شان تنگ می‌شد، به خودم می‌گفتم به درک، مهم نیست آن‌ها ارزش دوست داشته شدن از طرف من را نداشته‌اند.  اما یک چیزی را نباید منکر شد و آن این است که چرا من؟ 

حتما ایراد از بودن من است، ایراد از زیادی دوست داشته شدن از طرف من است، ایراد از من است که همیشه رانده می‌شوم.  که حق تصمیم گیری ندارم، که حتی حق سوال پرسیدن ندارم. 

اما من همیشه بوده‌ام، همیشه ایستاده‌ام، همیشه سر جای همیشگی خواهم بود و تمام آن‌هایی که ترکم کردند موقع برگشتن مرا می‌بینند که مثل همیشه سرجای خودم بوده‌ام و نخواسته‌ام بروم که بدانند من برای رفتن دلیل نداشته‌ام و برای بودن تمام دلیل من دوست داشتنم بوده است. دوست داشتن بی قید و شرط!

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٤/٠٦
٠
٠
عجیبه!این "دوث داشدن" عم معظلی شده!ولی خب متاسفم ک نمیتونم باهات همذات پنداری کنم.چون دقیقن نقطه مقابل همیم!
jalal
jalal
٩٤/٠٤/٠٦
٠
٠
همیشه ماندن دلیل بر بودن نیست
zahra_hosseini
zahra_hosseini
٩٤/٠٥/١٧
٠
٠
همین که میخونی هم جای تشکر داره رفیعه جان
zahra_hosseini
zahra_hosseini
٩٤/٠٥/١٧
٠
٠
اوه ببخشید این جواب مال کامنت بالایی بود!
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٠٦
٠
٠
:) هرکسی رو تا یه حدی باید دوست داشت وگرنه از اون بیشتر طرف قاطی میکنه :) یه پارچ هم تا یه جایی جا داره ولی بعدش لبریز میشه .
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٤/٠٦
١
٠
خانوم حسینی به عنوان اولین مطلبتون نوشته قشنگی بود ... ایشالا موفقیتتون روزافزون باشه ... :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٤/٠٧
٠
٠
سلام؛ دقیقا کامنت من هم همینه، منتظر مطالب بعدی به امید خدا...
zahra_hosseini
zahra_hosseini
٩٤/٠٥/١٧
٠
٠
ممنونم خیلی لطف دارین.
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٤/٠٧
٠
٠
در مورد دو تا از دوستام این موضوع برای منم اتفاق افتاده که یه جورایی به قول تو رانده شدم ولی من مث تو ناراحت نشدم چون واقعا آدم ها خودشون ارزش و عیار خودشون رو نشون میدن با رفتارهاشون دل بد مکن دوست تازه وارد:)
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٤/٠٧
٠
٠
:)...موفق باشید
zahra_hosseini
zahra_hosseini
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
ممنون نینا جان
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٥/١٩
٠
٠
سلام...شما ی دنیا که باشی...همه میان و می رن ولی شما هستید...دوست داشتن هامون...واقعی نیستن...حنسشون جنسه...تلقینه..،///ولی یک نقطه...هر چیز که دست نایافتنی باشد...گرانسنگ و خواستنی می شود...یا علی مدد...
zahra_hosseini
zahra_hosseini
٩٤/٠٥/٢٢
٠
٠
اوهوم درست میگین تازه کارم!!!
rahbar_f62
rahbar_f62
٩٤/١١/٠٨
٠
٠
یادمه چند وقت پیش یه مطلبی نوشته بودم در رابطه با همین دوستی ها اینکه در رابطه ها هم باید حد مجاز رو رعایت کرد.اینکه من هیچ وقت دوست خوبی نمیشم چون مجاز ها رو نمیشناسم یا خیلی سرعت میرم تو رابطه ها یا سریع میزنم رو ترمز.به نظرم برای رابطه ها هم باید تابلوهایی نصب کرد ...
zahra_hosseini
zahra_hosseini
٩٤/١١/٢٠
٠
٠
یه تابلو پراز قوانین سخت گیرانه. که بعدش یه عالمه غصه نمونه برامون ک چرااونکارو کردم و اونکارو نکردم...
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
در لحظه‌ای عاشق‌ات شدم

لحظه های ناب

٩٦/١٠/٢١
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠