افطار با بغض و موشک!
دلنوشته‌ای برای یمن و شیعیانی که رمضان‌شان طعم خون گرفته

افطار با بغض و موشک!

نویسنده : سیده نعیمه زینبی

چه‌قدر صحنه‌ها شبیه به هم شده است. پارسال بود، همین موقع‌ها و مادر مشغول آماده کردن سفره افطار. اخبار غزه هر روز از تلویزیون پخش می‌شد. موقع افطار همه پای سفره بغض می‌کردیم و از این‌که آدم‌هایی هستند روی این کره خاکی که باید با اشک و خون افطار کنند دل‌مان به درد می‌آمد. پارسال همین موقع احتمالا مردم یمن داشتند زندگی‌شان را می‌کردند و بازارهای ماه رمضان‌شان رونق گرفته بود. احتمالا آن‌ها هم موقع افطار با ما برای کودکان غزه بغض می‌کردند. احتمالا آن‌ها هم برای این‌که نوار غزه از محاصره در بیاید دعا می‌کردند. احتمالا مادران یمنی دل‌شان برای مادران غزه می‌سوخت و زیر لب کاش جنگ تمام شودی می‌گفتند و به قامت رعنای جوانان‌شان نگاه می‌کردند و خدا را شاکر بودند که جنگ نیست.

هیچ کدام از مادران و پدران و فرزندان یمنی فکرش را هم نمی‌کردند که قرار است امسال، بغض افطار ما برای آن‌ها باشد. گمان نمی‌کردند که قرار است امسال ماه رمضان آنها در محاصره باشند و حتی نان خالی سر سفره افطارشان نباشد. در بدترین حالت هم گمان نداشتند که امسال مادر به جای چیدن سفره افطار باید کودکش را از زیر آوار بمب‌های جنگنده‌های عربستانی بیرون بکشد! و مادرهای پارسالی داغداران امسالی باشند. هیچ کدام از آن سه هزار کودک شهید خیال نمی‌کردند که هرگز فرصت بزرگ شدن پیدا نکنند. همه‌شان دنبال رویاهای کودکی‌شان می‌دویدند ولی به سد سرسخت جنگ برخورد کردند و اشک و خون و زندگی و رویاهای‌شان با هم روی سرشان آوار شد.

وقتی غذا نباشد و دعای مادر این باشد کاش کمک‌های غذایی از راه برسد تا شکم به خاک مالیده کودکش را سیر کند. وقتی آب نباشد و توی صف‌های طولانی به امید این بایستند که شاید کمی آب قسمت ظرف‌های تشنه‌ی رنگ پریده‌ی چشم انتظارشان شود. وقتی دلهره نبودن بابایی که در کوچه پس کوچه‌های شهر با متجاوز می‌جنگد به دل هر کودکی افتاده. وقتی که مادر امیدش به وعده‌های آتش‌بس خوش است که هر روز از اخبار پخش می‌شود. وقتی مردم یادشان می‌رود که دارند زندگی می‌کنند یا دارند می‌جنگند و این دو آنچنان با هم در می‌آمیزد که مرز زندگی با جنگ کمرنگ می‌شود. وقتی قرار است هواپیماهای جنگی مدام به خانه و کاشانه‌شان بتازد و صدای ناله و شیون با رنگ خون و خاکستر قاطی شود. وقتی بابا خانه‌ای که خشت خشت‌اش را با دست خودش چیده رها می‌کند و امنیت فاضلاب را ترجیح می‌دهد. آن وقت طبیعی است خاک به جای مادر آغوش برای کودکان یمنی باز کند و لالایی بخواند.

مرگ، مرگ است. داغ بر دل عزیزان می‌نشاند و سیاه‌پوششان می‌کند. جنگ، جنگ است. کودک و زن نمی‌شناسد. پیر و جوان و کودک را می‌کشد. لابه‌لای همه‌ی افطار‌هایی که به سحر می‌انجامد انسان‌هایی هستند که تشنگی روزشان به گرسنگی شب وصل می‌شود ولی می‌جنگند و شاید تشنه شهید می‌شوند.

من و مامان امسال به جای غزه، اخبار یمن را  دنبال می‌کنیم و از چشمان پر حسرت کودک یمنی در جستجوی عروسکش، بغض می‌کنیم. اما جنس بغض‌های مامان مادرانه است. او می‌داند شیون‌های زنان یمنی گوش را نه، که جان را  می‌خراشد. می‌داند فرزند خون آلود و زخمی را روی دست گرفتن یعنی چه، که از ترس، زبان به کام گرفتن کودک یعنی چه! مامان می‌فهمد که خبر مرگ جوان را شنیدن یعنی چه! او می‌داند داغ روی داغ دیدن یعنی چه!  به تلویزیون گوش می‌دهیم که آیا بالاخره کشتی کمک‌ها در ساحل امید مردم یمن پهلو می‌گیرد یا ام‌لیلا و بقیه مادرهای یمنی هنوز باید چشم به راه و شرمنده افطارهای بی‌قوت و سفره‌های خالی باشند.

ظلم را هر کجا که ببینی، ظلم است. نفرت‌انگیز و چندش‌آور. گاهی سر از غزه در می‌آورد و گاهی سر از یمن! گاهی چند هزار فلسطینی را می‌کشد و آواره می‌کند وگاهی ده هزارکشته روی خاک یمن می‌گذارد و چند ده هزار زخمی روانه بیمارستان‌های بی‌آب و برق  و بی‌داروی آن می‌کند! 

من نمی‌دانم با دست خالی و بی‌رمق جنگیدن یعنی چه! نمی‌دانم در ماه رمضان و با لبان تشنه و بدن‌های مستاصل از گرسنگی، دفاع کردن یعنی چه! نمی‌دانم  84 روز محاصره در تنهایی یعنی چه! من فقط بغض می‌کنم و دعا می‌کنم خدا خودش به داد مردم یمن برسد!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
فاطيما
فاطيما
٩٤/٠٣/٣١
٧
٠
جنگ چنان بي عدالتي اي است كه همه ي آنهايي كه آن را به راه مي اندازند، مي بايست صداي وجدان را در درون خود خفه كرده باشند.:((
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
اینقدر این کامنت به دلم نشست که من هم انتخابش کردم و هم یه دونه لایک، تقدیم نویسندۀ اون کردم.
فاطيما
فاطيما
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
لئون تولستوي :))
فاطيما
فاطيما
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
خوشحالم خوشتون اومده :)
سیده نعیمه زینبی
سیده نعیمه زینبی
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
اواقعا ادم باورش نمی شه به خاطر منافع اقتصادی و سیاسی این جور انسان بکشند. یعنی بعضی اوقات مرز انسانیت چقدر باریک میشه !! و گاهی در ظاهر انسانی شون سر سوزنی صفت انسانیت پیدا نمی شه !
سیده نعیمه زینبی
سیده نعیمه زینبی
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
ممنون جناب میرزا از حضورتون. بله این پیام بسیار دل نشین بود.
فاطيما
فاطيما
٩٤/٠٤/٠٢
٠
٠
سيده بانو؟؟ :((
سیده نعیمه زینبی
سیده نعیمه زینبی
٩٤/٠٤/٠٢
٠
٠
چی شده فاطیما جان؟ چرا ناراحتی ؟؟ راستی ممنونم از حضورت و این نظر خوبت.
فاطيما
فاطيما
٩٤/٠٤/٠٢
٠
٠
:/
Vania
Vania
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
لعنت به هرچی جنگ و خونریزیه!!!
سیده نعیمه زینبی
سیده نعیمه زینبی
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
خدا مسببینش رو لعنت کنه تا مردم بیگناه رو این جوری به خاک و خون نکشن برای منافع اقتصادی و سیاسی شون..
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
واقعا مرگ همیشه مرگ و جنگ همیشه جنگه حتی اگه بخوان تعبیرش رو بزارن پس گرفتن حقشون یا دفاع از کشورشون :( خدا همه جا صلح و دوستی برقرار کنه انشالله. :) ممنون مطلب قشنگی بود :)
سیده نعیمه زینبی
سیده نعیمه زینبی
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
ممنون سحر جان. جنگ واقعا یکی از تلخ ترین اتفاقاتیه که می تونه توی دنیا بیفته. خودش و حواشیش و هر چی مربوط بهش میشه تلخه و ناگوار و آزار دهنده..ان شالله که هیچ وقت ظلم نباشه تا جنگی در بگیره.
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
درود بر شرف و غیرت شما بانوی ایرانی. فقط باید حواسمون باشه نزاریم دشمنا حتی تو فکرشون بیاد یه روز ایران رو بخوان این جوری کنن.البته مال این حرفا نیستن .جیگرشو ندارن ولی ما هم باید حواس جمع باشیم
سیده نعیمه زینبی
سیده نعیمه زینبی
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
ممنون از شما جناب حقیقی. یعنی ممکنه دشمن این خیال خام از سرش بگذره که می تونه ایران رو اینجوری کنه؟ من که فکر نمی کنم جوون های این مملکت بذارن . فقط باید حواسمون باشه که جای دوست و دشمن رو عوضی نگیریم و خیال نکنیم دشمن می تونه دوست باشه .
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
واقعا عالی بود ... دعا میکنم هر چه زودتر ریشه ظلم و ظالم خشک بشه ... و ین بزرگترین حکومت شیطانی منطقه سر به نیست شه
سیده نعیمه زینبی
سیده نعیمه زینبی
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
ممنون جناب بزرگواری. ان شالله که هر چی زودتر این اتفاق بیفته و ریشه ظالم نابود بشه.
tanin
tanin
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
کی میشه از دست جنگ راحت بشیم؟:((((کـِــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی؟:(((
سیده نعیمه زینبی
سیده نعیمه زینبی
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
هر وقت که ظالمان دست از ظلم کردن بردارند ...
admin
admin
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
آمارها کجا رفتن پس؟
سیده نعیمه زینبی
سیده نعیمه زینبی
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
متاسفانه آمار خیلی صد ونقیض بود و من با توجه با صحبتی که با شما داشتم از این امار استفاده کردم.«هیچ کدام از آن سه هزار کودک شهید خیال نمی‌کردند که هرگز فرصت بزرگ شدن پیدا نکنند. ».«وگاهی ده هزارکشته روی خاک یمن می‌گذارد و چند ده هزار زخمی روانه بیمارستان‌های بی‌آب و برق و بی‌داروی آن می‌کند! »
admincheh
admincheh
٩٤/٠٤/٠٢
٠
٠
جنگ و جنگ و جنگ .. می ترسم روزی برسه که شبکه ها چیزی جز پخش جنگ و جنایت نداشته باشن ..
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٤/٠٢
٠
٠
لعنت بر رژیم آل سعود و اسرائیل و داعش و همه ی کسایی که غصب کردن و کشت و کشتار براشون عادی شده... کاش میشد مسلمونا متحد بشن و سلطنت آل سعود خائن رو بکشن پایین. اگه عربستان اینطوری خائن نبود، آمریکا و اسرائیل هم اینطور که الان هستن نبودن...
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤