جاده تکرار می‌شود در من / شعر

جاده تکرار می‌شود در من / شعر

نویسنده : Zahra_Yaqoobi

باز هم مثل کودکی‌هایم، دست‌های مرا بگیر و ببر

 من به پایان نمی‌رسم آیا؟ - چشم‌هایی که مانده بر این در-

با تب سال‌های در به دری، بی تو مغلوب خواب‌ها شده‌ام

کاش کابوس در تو گم می‌شد، بی‌هوای همیشه ابری تر!

کوچه... باران بیقراری هاست، کوچه زخمی عمیق مثل دلم

کوچه یک انتظار پوشالی... تک درختی، که می‌رسد به تبر

بی تو حاشا نمی‌شود دیوار، آی سقف تمام هق هق من

خانه... آغوش رو سیاهی عشق، عشق... فرجام تلخ بازیگر

صحنه‌هایی ز مرگ‌های کبود، آتشی بعد خواندن ققنوس

این تولد نهایت مرگ است! یک گلستان و... معجزی دیگر؟!

دست‌هایم دوباره می‌لرزد؛ توی مغزم بهشت، آلوده ست...

توی مغزم، جنون بی پدری... مریمی با فسانه همبستر

 .... 

صبر کن... اتِفاق می‌افتد! یک خدا... بعد، آخرین خلقت

سجده‌هایی سپید و پی در پی؛ باز شیطان و...باز فکر سفر

جاده تکرار می‌شود، در من؛ باز پاییز و... باز بی‌برگی...

من به پایان رسیده‌ام دیگر، تک درختی که می‌رسد به تبر...

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٤/٠٧
٠
٠
جقدر غمگین...:(
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٤/٠٧
٠
٠
سلام قلمتان ماندگار.زنده باشید
Zahra_Yaqoobi
Zahra_Yaqoobi
٩٤/٠٤/٠٧
٠
٠
سپاسگزارم...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٤/٠٧
٠
١
سلام سلامت باشید
میرزا
میرزا
٩٤/٠٤/٠٧
٠
٠
سلام؛ وقتی بزرگی مثل آقای حسنی، برای شما دعا می کنند و می گذرند، حتما کارتون درست بوده؛ ممنون، لذت بردم :)
Zahra_Yaqoobi
Zahra_Yaqoobi
٩٤/٠٤/٠٧
٠
٠
ممنونم، لطف دارید.
فاطيما
فاطيما
٩٤/٠٤/٠٧
٠
٠
جاده تكرار ميشود در من...چ حس غريبي دلم گرفت :(
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٤/٠٧
٠
٠
سلام...زیبا...بود...
jalal
jalal
٩٤/٠٤/٠٧
٠
٠
پا به پا کودکی هایم بیا
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٤/٠٨
٠
٠
بی تو حاشا نمی‌شود دیوار، آی سقف تمام هق هق من/خانه... آغوش رو سیاهی عشق، عشق... فرجام تلخ بازیگر...اینجاشو دوث داشدم=) ممنون
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
داستان تلخ میرزاخانی ها...

چگونه کشور خود را از پیشرفت عقب نگه داریم؟

٩٦/٠٤/٢٨
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
داستان کوتاه

من یک دختر رنگی رنگی هستم!

٩٦/٠٤/٢٩
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
کنکاشی در بیوگرافی جیم

رابطه جیم و ترامپ چگونه شکل گرفت؟!

٩٦/٠٤/٢٨
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
حرفم را قبول دارید؟

چاقی چه طور اتفاق می افتد؟

٩٦/٠٤/٢٧
من اهل بازی نیستم و تو خود خوب این را میدانی

دیر آمدی...

٩٦/٠٤/٢٩
تبلیغات