این روزها عجیب احساس گمشدگی می‌کنم. حتی دیگر رویایی هم ندارم برای آرزو کردنش. شب‌هایم بدون قرص سخت صبح می‌شود. روزها هم کاملا تکراری شب می‌شود.

این روزها هجوم احمقانه تکرارهاست که مسخره‌ام می‌کند. بی‌خدا با خواب، بی یار با کار...

حتی چند روز جهنم به این روزها می‌چربد. وقتی مجبوری بخندی تا نپرسند که چرا غمگینی. وقتی مجبوری خودت را پیش هر کوچکی کوچک کنی. وقتی مجبوری خودت را وقف کسی کنی که مال تو نیست. وقتی مجبوری از کودکی تا پیری را با اقتضای سنت سرگرم شوی. وقتی مجبوری با التماس از نگاه دیگران دلگرم شوی. وقتی و وقتی و وقتی ...

دیگر هیچکس برایم مهم نیست! اجتماعی که فقط برای یک چرخه اقتصادی مریض تشکیل شده است، همان بهتر که از هم بپاشد!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sepide
sepide
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
دیگر هیچکس برایم مهم نیست!!
ph_phoenix
ph_phoenix
٩٤/٠٤/٠٢
٠
٠
ممنون از حضورت
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
خط آخر چقدر سنگین بود!
ph_phoenix
ph_phoenix
٩٤/٠٤/٠٢
٠
٠
... سکوت ...
gh_ghadir
gh_ghadir
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
اگر ققنوسی ، بیزحمت برو از اول . این حالی که شما داری یعنی تمووم!
ph_phoenix
ph_phoenix
٩٤/٠٤/٠٢
٠
٠
حالم رو دوست دارم مثل کند یه زخم کهنه و کشیدن یه درد مسرت بخش!!
tanin
tanin
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
وقتی مجبوری خودت را وقف کسی کنی که مال تونیست....مرسی
ph_phoenix
ph_phoenix
٩٤/٠٤/٠٢
٠
٠
مرسی از منه ، بابت حضورت!!!
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
وقتی مجبوری بخندی تا نپرسند که چرا غمگینی...این واقعن مصداق بارز من هس!همه تا حالا تورو خندان دیدن،توقع ندارن ازت ک غمگین باشی!سخده واقعن!مغسی=)
ph_phoenix
ph_phoenix
٩٤/٠٤/٠٢
٠
٠
خعلی...!!!!!!!!!!
Cold
Cold
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
لیوان بعدی قرص های حل شده در سم....باور بکن از هیچ چیز دیگر نمیترسم!
ph_phoenix
ph_phoenix
٩٤/٠٤/٠٢
٠
٠
بعد از تو ... ش.ن. مرسیـــ
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
:) فقط باید از خدا برای این اجتماع مریض طلب معجزه کنیم :)
ph_phoenix
ph_phoenix
٩٤/٠٤/٠٢
٠
٠
خاموش کردم توی لیوانت ... را !!! {رجوع شود به نظر cold}
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
بارها و بارها این متن رو خوندم و هربار حسی مبهم از غم و استیصال و خستگی گرفتم ازش ... حس روزهای پیچیده اندوهبار ... نمیدونم چی بگم که تسکین باشه اما میدونم که تکرار، آدما رو به ورطه پوسیدگی میکشه ... بقول شاعری: ملال آورتر از تکرار، رنجی نیست در عالم / نخستین روز خلقت غتچه را خمیازه می گیرد ...
ph_phoenix
ph_phoenix
٩٤/٠٤/٠٢
٠
٠
اما این حس رو دوست دارم... عدم وابستگی مطلق به هر چیزی و هر کسی قشنگه :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٤/٠٢
٠
٠
داریم ولی دیگه اینقدر منفی نه... به هرجهت مرسی از شما... ان شالله خدا هممونو به راه راست هدایت کنه... قلمتون مستدآم ...اوقاتتون همیشه به شادی(^_^)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٤/٠٢
٠
٠
نه دیگه در این حد فقط باید باور داشت که این نیز بگذرد نباید غم ها آدم رو از پا دربیاره حتی غمی به بزرگی اجتماع مریض!
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٤/٠٢
٠
٠
سلام امیدوارم هر چه زودتر از این اخساسهای ناخوسایند رها بشین .روزهای خوب و شادی را براتون آرزو می کنم .
فائزه
فائزه
٩٤/٠٤/٠٢
٠
٠
چی ناراحت :دی
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٤/٠٢
٠
٠
یه جرعه امید و انگیزه کم داریم ...
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

الهی آمین

٩٦/٠٤/٠٧
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
تبلیغات
تبلیغات