به بهانه نذری‌های رمضان

به بهانه نذری‌های رمضان

نویسنده : meshkat

این روزها که دل آشوبم، چنگ زده‌ام به ریسمان الهی و هر خوراکی را هم می‌زنم به نیت نذری و به امید اجابت؛ از آش پشت پای خاله پروین تا سالاد ماکارونی تولد همکلاسی و آش دندونی دختر دایی نرگس!

دیشب اما موقع هم زدن سوپ سبزیجاتی که برای پدر می‌پختم، قل‌قل خلسه آور سماور و سوپ در حال جوشیدن مرا برد به هزار توی آرزوها. به خدا گله کردم که چرا گاهی هزار دوره دعا بی‌اجابت است و هیچ‌وقت نگفته قرعه به نام من نمی‌شود؟ درحالی که داشتم میان سیل اشک و آه غرق می‌شدم، خط و نشان کشیدم که این بار آخر است، دیگر بنده مخلصش نمی‌مانم و  درگاهش را از لطف وجودم بی‌بهره می‌گذارم! حتی به بیت «هرکه در این بزم مقرب تر است/جام بلا بیشترش میدهند» عارض شدم که صدای مادر مرا به خودم آورد:

«چرا ملاقه رو چسبوندی کف قابلمه و دیوارو نیگا میکنی؟»

سوپ دیشب ته گرفته بود.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
jalal
jalal
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
حس زیبای در کنار هم بودن در سفره افطار
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
افطار که یه چیز دیگه س‎:)‎
tanin
tanin
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
::)اخ اخ حیف سوپ :)مرسی
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
وای بر من‎;)‎ مرسی طنین.
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
:)))) دقت کن خواهرم ، غذای ملت روزه دار رو نسوزون گناه دارن :)))
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
حواس نمیمونه واسه آدم که خواهر‎;)‎
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
بعضی وختا منم همین طوری میشم،پ طبیعیه!ایشالا هرچی ک هس،درس میشه.فقد توکلت ب خدا باشه=)
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
طبیعیه؟ نگران نباشم؟‎;)‎ مرسی رفیعه.
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
خخخ ... قشنگ بود ... ایشالا به تمام آرزوهایتان برسین
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
ممنون، به همچنین.
Narjes_sf
Narjes_sf
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
:)/سوپ!
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
به تاریخ پیوست‎;)‎
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
فقط میتونم بگم حکمتت رو شکر خدا!
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
البته‎:)‎
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٤/٠٥
٠
٠
بلیا..گاهی اینطوری میشیم دیگه...ان شالله زود تر به مراد دلت برسی (^_^)
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٠٥
٠
٠
پس من تنها نیستم؟‎;)‎
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
گاهی وقتها هرچقدر هم همش بزنی به چیزی که میخوای نمیرسی اونی که باید درست کنه به موقعش درست میکنه فقط صبر باید کرد!
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/٢٦
٠
٠
دقیقاً...فقط گاهی من وحشتناک عجول میشم و روان خودمو بهم میریزم!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

زیر باران خنده با چشمان گریان ساده بود

٩٥/١١/٢٥
تا آن روز چقدر فاصله داریم؟

در حکومت امام زمان

٩٥/١١/٢٥
حیف شد

حیاط خانه ی مادرجون

٩٥/١١/٢٦
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
آدم ها گاهی عوض نمی شوند

هر کسی را سازشی ست، با ساز خود تنها نزن

٩٥/١١/٢٤
راننده تاکسی بی اعصاب

خاطرات یک روان پریش

٩٥/١١/٢٤
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
گاهی از پنجره بیرون را نگاه کن

به دنیا آمدیم تا به هم کمک کنیم

٩٥/١١/٢٧
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
حالا نوبت من بود

نامه ای به خدا

٩٥/١١/٢٧
زیر ترنم باران وحی

موسیقی خدا

٩٥/١١/٢٤
مراقبش باش

ماه بالا بلند من

٩٥/١١/٢٤
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
آمده بودم بنویسم...

دو دقیقه حواستان را به من بدهید لطفا

٩٥/١١/٢٦
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت دوم

٩٥/١١/٢٧
من اکنون هستم

جانان من

٩٥/١١/٢٤
از تو ممنونم

خدایی باش

٩٥/١١/٢٥
از عکس های پی در پی تا شاخ های اینستاگرامی

زندگی به سبک اینستاگرام

٩٥/١١/٢٥
من متخصص هستم!

راه اشتباهی

٩٥/١١/٢٧
باید به روایت‌ها چون حکایت‌ها احترام گذاشت؟

حکایت اندر روایت

٩٥/١١/٢٦
تبلیغات
تبلیغات